برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
سه شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۵۰ ب.ظ

احادیث بی سر و ته و بی منبع

احادیث بی سر و ته و بی منبع

فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی موبایلی در کنار مزایا و خوبی‌هایی که دارند؛ معایبی نیز دارند. یکی از معایب این شبکه‌ها انتقال و انتشار بسیار سریع مطالب هست. به نحوی که مطلبی جذاب و جالب شاید در چند ساعت به سرعت منتشر شود و هزاران نفر این پیام به دستشان برسد. خیلی از این مطالب سندیت درستی ندارد و معلوم نیست از کجا پیدا شده است. داستان‌های جذاب از افراد مشهور(اعم از خواننده، بازیگر، ورزشکار، دانشمند، شخصیت ایرانی مقیم خارج از کشور و ...)، داستان فلان کشف دانشمندان که با فلان آیه قرآن یا فلان روایت تطبیق دارد، جملات منتسب به افراد مشهوری مانند کوروش و اهورامزدا و ... از جمله‌ی اینطور مطالب بی سر و تهی هستند که به سرعت رواج پیدا می‌کند. اگر فردی در گروههای متعددی عضو باشد؛ خیلی از اوقات پیش می‌آید در یک روز واحد یک متن واحد را از چند گروه در شبکه‌های مختلف اجتماعی دریافت کند که این نشان از سرعت بسیار زیاد انتشار اطلاعات در اینطور فضاها هست.

یکی از آن دسته مطالب بی سر و ته جملات و مطالبی هست که به عنوان حدیث منتسب به معصومین(ع) در فضای مجازی گسترش پیدا می‌کند؛ که وقتی پژوهشگر و محققی که به نرم‌افزارهای حدیثی دسترسی دارد؛ به نرم‌افزارها مراجعه و جستجو می‌کند؛ هر چقدر جستجو می‌کند به اثری از روایت دست پیدا نمی‌کند.

بنده خودم در مواری این کار را کرده‌ام و مشاهده کرده‌ام برخی مطالبی که به عنوان حدیث در فضای مجازی مطرح است و دهها و صدها هزار بار در فضای مجازی-اعم از وبلاگها، سایتها، گوگل پلاس، فیسبوک، شبکه‌های اجتماعی موبایلی و ...- منتشر شده است؛ اما هیچ سندی و منبعی ندارد. البته احادیث بی سر و ته منحصر به این دسته احادیث نیست. در مورد حدیث ما می‌بینیم مطالبی به عنوان حدیث در السنه و افواه مطرح بوده و هست از گذشته‌ها تا کنون و حتی علما و بزرگان نیز به آن احادیث در کتاب و مطالبشان استناد می‌کنند و حتی در شرح حدیث قلم‌فرسایی‌ها می‌شود؛ اما هیچ سر و تهی ندارد. یا حداکثر در فلان کتاب متأخری که قرن 9 یا 10 فرضاً تألیف شده است به عنوان یک حدیث-و البته بدون ذکر هیچگونه سندی- آمده است و همین حدیث بی سر و ته که نه سندی دارد و بعضاً متنش نیز مخالف احادیث معتبر ماست؛ امروزه چنان مشهور شده است که از عموم مردم گرفته تا علما و بزرگان ما این حدیث را دیده و شنیده و خوانده‌اند و در مطالبشان به حدیث استناد می‌کنند. و البته بررسی و پرداختن به علل و عوامل این واقعه مجال دیگری می‌طلبد.

بنده به برخی از اینطور مطالب در این پست اشاره می‌کنم؛ اگر کسی از خوانندگان وبلاگ سند و منبعی برای احادیث سراغ دارد؛ نویسنده وبلاگ را نیز مطلع کند:


1- توصیه‌ی امیرالمومنین(ع) به مالک که ادعا می‌شود در نهج‌البلاغة هست

توصیه‌ی زیر ادعا می‌شود از توصیه‌های امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر در نهج‌البلاغة است. اما با خواندن کل نامه‌ی 53 که نامه‌ی حکومتی حضرت به مالک است و همچنین با جستجو اثری از این توصیه در کل مجامع روایی ما-حتی مجامع درجه 5 و 6 و حتی کتابی مثل بحار که کثیری از احادیث ما را جمع‌آوری کرده است.- به متن حدیث دسترسی پیدا نمی‌کنیم. توصیه این است:

«ای مالک! اگر شب هنگام کسی را مشغول گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن. شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی

این مطلب علاوه بر آنکه هیچ منبعی ولو ضعیف برای حدیث-طبق جستجوها- برای آن وجود ندارد؛ با برخی اصول اسلامی نیز در تعارض است. و البته بدون در نظر گرفتن گوینده و بدون انتساب این جمله به امیرالمومنین(ع) شاید بتوان صرفاً به عنوان یک توصیه‌ی اخلاقی آن را پذیرفت.

2- توصیه‌ی دیگر امیرالمومنین(ع) به مالک

این توصیه نیز به مانند مورد قبل در جایی یافت نشد. متن توصیه این است:

«ای مالک! بدان مردم اغلب بی انصاف و بی منطق و خود محورند، آنان را ببخش. اگر مهربان باشی  تورا به داشتن انگیزه های  پنهان متهم میکنند، ولی مهربان باش. اگرشریف و درستکارباشی فریبت میدهند، ولی شریف ودرستکار باش. نیکیهای امروزت را فراموش میکنند، ولی نیکوکار باش.  بهترینهای خودت را به دیگران ببخش، حتی اگر اندک باشد. درانتها خواهی دید آنچه می ماند میان تو و خدای توست، نه میان تو ومردم»


3- مواظب افـکــارت بــــــاش که گفتــارت می شود...

عبارت مشهور زیر نیز که به کرات در سایتها و وبلاگها به عنوان حدیثی منسوب به امیرالمومنین(ع) دیده می‌شود.

«مواظب افـکــارت بــــــاش که گفتــارت می شود، مواظب گفتــارت بــــــاش که رفتـــارت می شود، مواظب رفتـــارت بــــــاش که عــــادتت می شود، مواظب عــــادتت بـــــاش که شخصیتت می شود، مواظب شــخـصیتت بــــــاش که سرنوشتت می شود.»

اما طبق جستجوها این عبارت نیز در مجامع روایی ما یافت نمی‌شود. بله طبق تحقیقات برخی محققین در اینجا این عبارت ترجمه‌ای از یک عبارت انگلیسی است.

4- ذخرالحسین

داستان زیر هم که در مورد حضور حضرت عباس(ع) در جنگ صفین است در جایی یافت نشد.

«ذخر الحسین کیست؟ جنگ صفین بود و نوجوانی سیزده ساله... امیرالمومنین(ع) نقاب به چهره قمر بنی هاشم زدند و او را روانه ی میدان کردن. معاویه ابوشعتاء دلاور معروف عرب را پیش فرستاد ابوشعتاء گفت اهل شام مرا حریف هزار اسب میدانند، در شأن من نیست، یکی از پسران من برای او کافیست. نه پسر را به جنگ فرستاد و یکی پس از دیگری به دست قمر منیر بنی هاشم به درک واصل شدند. خودش عصبانی به قصد انتقام خون پسرانش به میدان آمد و او نیز با ضربتی به درک واصل شد... جنگ مغلوبه شده بود... همه در حیرتند که این نوجوان کیست که چنین جنگاوری میکند... امیرالمومنین(ع) به عباس گفتند برگرد پسرم... سپاهیان گفتند یا امیرالمومنین اجازه بده تا کار را یکسره کند اما حضرت اجازه ندادند... فرمودند: اِنّهُ ذُخرُ الحسین... او ذخیره برای حسین است»

البته در برخی منابع اشاره‌ای به حضور ایشان جنگ صفین شده است؛ اما نه به شکلی که در متن بالا آمده است. برای نمونه در مناقب خوارزمی که از کتب عامه هست و در فضائل امیرالمومنین(ع) است در صفحه 227 آمده است:

«ثم خرج من عسکر معاویة کریب بن أبرهة من آل ابن ذی یزن وکان مهیبا " قویا " یأخذ الدرهم فیغمزه بإبهامه فیذهب بکتابته فقال له معاویة: ان علیا یبرز بنفسه وکل أحد لا یتجاسر على مبارزته وقتاله ، قال کریب: أنا أبرز إلیه، فخرج إلى صف أهل العراق ونادى: لیبرز إلی علی، فبرز إلیه مرتفع بن وضاح الزبیدی فسأله من أنت ؟ فعرفه نفسه فقال: کفو کریم وتکافحا فسبقه کریب فقتله ونادى: لیبرز إلی أشجعکم أو علی، فبرز إلیه شرحبیل بن بکر وقال لکریب : یا شقی ألا تتفکر فی لقاء الله ورسوله یوم الحساب عن سفک الدم الحرام، قال کریب: إن صاحب الباطل من آوى قتلة عثمان ثم تکافحا فقتله کریب، ثم برز إلیه الحرث بن الجلاح الشیبانی وکان زاهدا صواما قواما وهو یقول:

هذا علی والهدى حقا معه * نحن نصرناه على من نازعه

ثم تکافحا فقتله کریب فدعا علی علیه السلام ابنه العباس - وکان تاما کاملا من الرجال فأمره بأن ینزل عن فرسه وینزع ثیابه ، ففعل فلبس علی علیه السلام ثیابه ورکب فرسه والبس ابنه العباس ثیابه وأرکبه فرسه لئلا یجبن کریب عن مبارزته»

ترجمه: سپس از لشکر معاویه فردی به اسم کریب خارج شد که فرد قوی و تنومند بود به نحوی که درهم را با انگشت اشاره می‌گرفت و می‌فشرد و عدد روی درهم را از بین می‌برد. معاویه به او گفت: علی(ع) وارد میدان شده است و کسی را یارای مقابله با او نیست. کریب گفت: من با او مبارزه می‌کنم. سپس به میدان آمد و خطاب به لشکریان حضرت امیرالمومنین(ع) را به مبارزه طلبید. مرتفع به وضاح به میدان آمد که کریب او را به شهادت رساند. سپس شرحبیل بن بکر و بعد از او حرث بن حلاج شیبانی به مبارزه‏ی او رفتند که آن‏ها را هم به شهادت رساند. أمیرالمؤمنین علیه‏السلام از این امر خشمناک شده. فرزندش عباس علیه‏السلام را که از دلیر مردان آن زمان چیزی کم نداشت، فراخواند و اسب و لباس خود را با او تعویض نمود تا کریب با مشاهده‏ی حضرتش ترس بر دلش نیفتد.

5- یا علی گفتن خدا هنگام خداحافظی با پیامبر(ص) در شب معراج!!!!

از دیگر مطالب بی‌سند و البته کمی مضحک مطلب زیر است:

از پیغمبر سئوال شد:

یارسول الله، ما وقتی صحبتمون،حرفمون با یکی تموم میشه، پایان کلاممون، او را به خدا می سپاریم، به بیان پارسی می گوییم: خداحافظ و به زبان عربی می گوییم: فی امان الله. اگر بدون خداحافظی کردن، در وسط سخن گفتن از او جدا بشیم، نوعی بی ادبی می پنداریم... شما وقتی در معراج با خدا هم صحبت شدید ، پایان جمله که نمی توانستید به ذات خدا عرضه بدارید: تو را به خدا می سپارم! آخرین جمله ی رد و بدل شده ، بین شما و خدا چه بود؟ حضرت فرمودند: پایان صحبت، خداوند سبحان به من "یاعلی" گفت،من نیز به خدای خود " یا علی" گفتم.

این آخرین جمله بین من و ذات مقدس خدا بود.

این مطلب علاوه بر اینکه طبق جستجوها در منابع امامیه و عامه یافت نشد؛ کمی نیز عجیب و مضحک است. ظاهراً کسی که از رسول‌الله(ص) دارد این سوال را می‌پرسد به زبان فارسی مسلط است که می‌داند فارسی‌زبان‌ها هنگام پایان دیدار «خداحافظی» می‌کنند.!!!!

اما حدیثی در مجامع روایی وجود دارد که ممکن است منظور این روایت باشد که خب البته روایت با متن اصلی تفاوت زیادی دارد.

حدیث این است:

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ‏ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ سُئِلَ بِأَیِّ لُغَةٍ خَاطَبَکَ رَبُّکَ لَیْلَةَ الْمِعْرَاجِ قَالَ خَاطَبَنِی بِلُغَةِ عَلِیِ‏ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَأَلْهَمَنِی أَنْ قُلْتُ یَا رَبِّ خَاطَبْتَنِی أَنْتَ أَمْ عَلِیٌّ فَقَالَ یَا أَحْمَدُ أَنَا شَیْ‏ءٌ لَا کَالْأَشْیَاءِ لَا أُقَاسُ بِالنَّاسِ وَ لَا أُوصَفُ بِالشُّبُهَاتِ خَلَقْتُکَ مِنْ نُورِی وَ خَلَقْتُ عَلِیّاً مِنْ نُورِکَ فَاطَّلَعْتُ عَلَى سَرَائِرِ قَلْبِکَ فَلَمْ أَجِدْ فِی قَلْبِکَ أَحَبَّ إِلَیْکَ مِنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَخَاطَبْتُکَ بِلِسَانِهِ کَیْمَا یَطْمَئِنَّ قَلْبُک(الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف ج1 ص155، مشابه در الصراط المستقیم ج1 ص207، تفسیر الصافی ج3 ص177، مدینة المعاجز ج2 ص402، بحارالأنوار ج18 ص386 و ج‏33 ص312، منهاج السنة إبن تیمیة ج5 ص39، المناقب للخوارزمی ص78)

ترجمه: از عبدالله بن عمر نقل شده است که از رسولالله(ص) سوال شد که با چه زبانی شب معراج پروردگارت با تو سخن گفت؟ رسولالله(ص) فرمودند: با صوت و زبان علی(ع). پس از آن رسولالله(ص) فرمودند: ای خدا! تو با من سخن میگویی یا علی(ع)؟ سپس خداوند فرمود: ای محمد(ص) من شیءای مانند سایر اشیاء نیستم. من با مردم قیاس نشوم و به صفات تشبیه نشوم. تو را از نور خودم خلق کردم و علی(ع) را از نور تو. و من چون بر درونت آگاه بودن و میدانستم هیچکسی نزد تو محبوبتر از علی(ع) نیست؛ با زبان علی(ع) با تو سخن گفتم تا قلبت مطمئن شود و آرام گیرد.

6- کل یوم عاشوراء

عبارت معروف «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاء» در ماجراهای کربلاء زیاد شنیده می شود در منابر و سخنرانی ها و حتی در کتب نیز زیاد این عبارت به چشم میخورد. اما نکاتی در مورد این عبارت قابل ذکر است:

اول آنکه این عبارت حدیث نیست. یعن در مجامع روایئ ما به عنوان حدیث وجود ندارد. حتی حدیثی با سندی ضعیف یا حدیثی بدون سند. اگر کسی منبع حدیثی برای این عبارت معروف سراغ دارد؛ به بنده نیز بفرماید. طبق تحقیقات حضرت آیت الله میلانی حفظه الله این عبارت اولین بار در شعر یک شاعر شافعی مذهب به اسم بوصیری متعلق به قرن ۷ آمده است.

دوم آنکه ما حدیثی داریم که ظاهرش معارض این مطلب است و آنهم حدیث معروف«لَا یَوْمَ‏ کَیَوْمِکَ‏ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏» است که در منابع متعدد روائی ما از قول امام حسن(ع) خطاب به امام حسین(ع) نقل شده است از جمله الأمالی للصدوق ص116

در مورد ارض و کربلا نیز روایات مخالف زیادی داریم که حاکی از آن است که ارض کربلا افضل اراضی هست حتی از ارض کعبه نیز افضل است.

برای مشاهده روایات ر.ک وسائل الشیعة ج14 کتاب الحج ابواب المزار باب68بَابُ اسْتِحْبَابِ التَّبَرُّکِ بِکَرْبَلَاء ص513

سوم آنکه البته میتوان معنای صحیحی برای این عبارت بیان کرد و آنهم اینکه آدم باید هر لحظه متوجه حق و باطل و جبهه حق و باطل باشد و اینکه ببیند در کدام جبهه قرار دارد.

البته همین برداشت نیز میتواند بصورت غلطی تبیین شود.

مثلاً اینکه تصور شود همه‌ی روزها عاشوراست پس همه‌ی صحنه‌های درگیری اهالی جبهه‌ی حق و جبهه‌ی باطل، صحنه‌ای در حد عاشورا و معرکه‌ای بسان کربلاست و همه‌ی رزمندگان جبهه‌ی حق، در حقانیت و مظلومیت و مصیبت، همسان سیدالشهداء(ع) و اصحابش هستند و... مردود است.

7- بشارت بهشت به مناسبت پایان‌یافتن ماه صفر

چند سالی بود اواخر ماه صفر که می‌شد مذهبی‌ها برای همدیگر پیامکی می‌فرستاند که مضمون آن حدیثی از رسول‌الله(ص) بود که هر کس مرا به پایان ماه صفر بشارت دهد؛ من او را به بهشت بشارت می‌دهم. که البته امسال با تلاش محققین این رویه در نزد خیلی از مردم اصلاح شد. ما نیز 2 سال پیش در یک پست مستقل توضیحات کاملی در مورد حدیث و سوءفهم ناشی شده از حدیث ارائه دادیم که علاقه‌مدان می‌توانند به اینجا مراجعه کنند جهت مشاهده‌ی پست.

8- دعایی جهت رفع گرفتاری‌ها

امسال متن زیر به وفور در شبکه‌های اجتماعی رد و بدل می‌شد:

انشاالله با خواندن این دعا در ماه صفرازبلا دوربوده حاجت روا شوید

نیت کنید

(سبحان الله یافارج الهمّ ویاکاشف الغم فرّج همی ویسرّ أمری وأرحم ضعفی وقله حیلتی وأرزقنی من حیث لاأحتسب یارب العالمین(

پیغمبر (ص) فرمودند: هرکس مردم را از این دعا باخبر کند در گرفتاریش گشایش پیدامیشود.

ضمن آنکه همچین دعایی با دقیق این مضمون و همچین حدیثی یافت نشد؛ جهت مطالعه‌ی تفصیلی‌تر به یکی دیگر از پست‌های وبلاگ در اینجا مراجعه کنید.

9- شیطان تحمل دیدن این 6 خصلت را ندارد:

حدیث زیر نیز هر چقدر جستجو شد در منابع روایی یافت نشد:

شیطان به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: من طاقت دیدن 6 خصلت در آدم ها را ندارم!

1- وقتی به هم می رسند سلام می کنند.

2- با هم مصاحفه ( رو بوسی ) می کنند.

3- برای هر کاری ان شاءالله می گویند.

4- از گناه استغفار می کنند.

5- ابتدای هر کاری بسم الله می گویند.

6- تا نام حضرت محمد صلی الله علیه و آله را می شنوند صلوات می فرستند.

البته ما احادیث متعددی در فضیلت و ارزش هر کدام از این 6 کار داریم. اما دقیق این روایت به این شکل در مجامع روایی یافت نشده است.

10- مناجاتی از امام سجاد(ع):

این مناجات منسوب به امام سجاد(ع) نیز که اخیراً منتشر شده است طبق جستجوها یافت نشده است:

الهی دردهایی هست که نمی توان گفت و گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست..

الهی اشک هایی هست که با هیچ دوستی نمی توان ریخت و زخم هایی هست که هیچ مرحمی آنرا التیام نمی بخشد و تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آنرا پر نمی کند..

الهی پرسش هایی هست که جز تو کسی قادر به پاسخ دادنش نیست دردهایی هست که جز تو کسی آنرا نمی گشاید قصد هایی هست که جز به توفیق تو میسر نمی شود..

الهی  تلاش هایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست و دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود..

الهی قدم های گمشده ای دارم که تنها هدایتگرش تویی و به آزمون هایی دچارم که اگر دستم نگیری و مرا به آنها محک بزنی، شرمنده خواهم شد.

الهی با این همه باکی نیست زیرا من همچو تویی دارم تویی که همانندی نداری رحمتت را هیچ مرزی نیست ای تو خالق دعا و مالک روز جزا

11- حضرت فاطمه(س) حجت بر ائمه(ع)

از دیگر مطالبی که به عنوان حدیث مشهور شده است که در هیئات نیز زیاد خوانده می‌شود؛ و در هیچ مصدری-ولو یک مصدر درجه چندم- یافت نشده است عبارت مشهور زیر است:

«نحن حجج اللَّه على خلقه و جدتنا فاطمة حجة اللَّه علینا»

طبق برخی تحقیقات در اولین مصدری که این عبارت به عنوان حدیث آمده است-و البته بدون ذکر مصدر و منبع- تفسیر اطیب‌البیان است که یک تفسیر معاصر است خیلی از کتبی که در فضائل حضرت زهراء(س) نوشته شده است؛ این مطلب را به همین تفسیر اطیب‌البیان ارجاع داده‌اند. و بدیهی و طبیعی است که وقتی در یک کتاب معاصر یعنی قرن15 مطلبی به عنوان حدیث ذکر می‌شود؛ باید با ذکر مصدر و منبع باشد؛ چون یک مولف قرن 15 به معصومین(ع) دسترسی نداشته است تا خود مستقیماً حدیث را از معصوم(ع) شنیده باشد.

12- اگر فاطمه(س) نبود؛ رسول‌الله(ص) و امیرالمومنین(ع) خلق نمی‌شد.

عبارت مشهور دیگری در مورد حضرت زهراء(س) عبارت مشهور زیر است:

«یا أحمد، لولاک لَما خلقتُ الأفلاک، ولولا علیٌّ لَما خلقتُک، ولولا فاطمة لما خلقتُکما»

این حدیث با این شکل که مطلقاً در مجامع روایی ما موجود نیست. بخش اول حدیث نیز «یا أحمد، لولاک لَما خلقتُ الأفلاک» نیز با اسناد نه چندان معتبر و موثق در مجامع ما آمده است. علاوه بر آن متن نیز اشکالی که دارد این است که متن هم دلالت بر افضلیت امیرالمومنین(ع) بر رسول‌الله(ص) دارد و هم دلالت بر افضیلت حضرت زهراء(س) هم بر رسول‌الله(ص) و هم بر امیرالمومنین(ع) چون علت خلق رسول‌الله(ص) امیرالمومنین(ع) است و علت خلق رسول‌الله(ص) و امیرالمومنین(ع)، حضرت زهراء(س) هست و علت نیز باید از معلول افضل باشد. که این مطلب با احادیث قطعیه‌ی ما در تضاد است.

علامه شیخ حسین راضی از علمای محقق شیعه عربستان-ایشان از شاگردان حضرت آیت‌الله خوئی(ره) بودن‌اند- تحقیق مفصلی حول این حدیث انجام داده‌اند؛ که علاقه‌مندان جهت مطالعه به اینجا رجوع کنند. ایشان در اینجا اشاره می کنند اولین منبعی که برای حدیث وجود دارد منبعی است به اسم «کشف اللآلیء» که حسب ادعای علامه میرجهانی(ره) از تألیفات شیخ صالح بن عبدالوهاب بن العرندس الحلی می باشد که از علمای شیعه قرن 9 است. ایشان ضمن تحقیق حول این کتاب نشان داده است اصولاً این کتاب نمی تواند از ایشان باشد یا لااقل تردیدات جدید در مورد انتساب کتاب به ایشان وجود دارد؛ و علاوه بر آن سند نیز انقطاع دارد.

13- آموختن یک حرف و بنده‌ی کسی شدن

عبارت مشهور زیر نیز که منسوب به امیرالمومنین(ع) است به وفور در السنه و افواه مردم یافت می‌شود که ایشان فرمودند:

«من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً»

که این عبارت نیز مطلقاً در مجامع روایی ما وجود ندارد. البته عبارتی مشابه وجود دارد که البته اوضاع آن عبارت نیز چندان موثق و خوب نیست. در عوالی‌اللئالی ابی جمهور احسائی-متوفی اوایل قرن10- بدون ذکر هیچ سندی و اصطلاحاً مرسل عبارت زیر آمده است:

«مَنْ تَعَلَّمْتَ مِنْهُ حَرْفاً صِرْتَ لَهُ عَبْدا»

البته این مطلب جدای از ارزش علم‌آموزی-خاصتاً علوم دینی و معارف دین- و ارزش طالب علم و ارزش عالم و معلم است که در احادیث بسیار متعددی به این مطلب اشارده شده است.

14- ان کان دین محمد...

عبارت مشهور زیر نیز که به امام حسین(ع) منسوب شده است، طبق جستجوها در مجامع روایی مطلقاً وجود ندارد.

«إنْ کانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَمْ یَسْتَقِمْ إلاّ بِقَتْلی یا سُیُوفُ خُذِینی»

طبق تحقیقات برخی محققین این عبارت یک بیت شعر از اشعار شیخ محسن هویزی حائری، معروف به «ابوالحبّ حویزی» شاعر قرن 13و14ق ساکن کربلا میباشد. جهت مطالعه بیشتر به اینجا رجوع بفرمائید.

15- هل من ناصر ینصرنی

این عبارت مشهور نیز طبق جستجوها در مجامع روایی یافت نشد. البته روایتی با مضمونی نسبتاً مشابه داریم. سید بن طاوس در لهوف می نویسد: «لَمَّا رَأَى الْحُسَیْنُ ع مَصَارِعَ فِتْیَانِهِ وَ أَحِبَّتِهِ عَزَمَ عَلَى لِقَاءِ الْقَوْمِ بِمُهْجَتِهِ وَ نَادَى هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ ص هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یَخَافُ اللَّهَ فِینَا هَلْ‏ مِنْ‏ مُغِیثٍ‏ یَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا هَلْ مِنْ مُعِینٍ یَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِی إِعَانَتِنَاَ »

ترجمه:

راوى گفت: حسین که دید جوانان و دوستانش همه کشته شده و روى زمین افتاده‏اند تصمیم گرفت که خود بجنگ دشمن برود و خون دلش را نثار دوست کند صدا زد آیا کسى هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ آیا خداپرستى هست که در باره ما از خداوند بترسد؟ آیا دادرسى هست که بامید پاداش خداوندى بداد ما برسد؟ آیا یاورى هست که بامید آنچه نزد خداست ما را یارى کند؟


16- برخی احادیث عرفانی بدون سند و بدون مأخذ

برخی احادیثی که مضمون عرفانی دارند که در مجامع روایی ما مطلقاً وجود ندارند؛ یا اگر هم وجود داشته باشند معمولاً در منابع متأخر و بدون ذکر هیچ سندی؛ که البته زیاد هم مشهور شدهاند به قرار زیر است:

الف- کُنتُ کنْزاً مخفیّاً فَأَحبَبتُ اَن اُعرَفَ، فَخَلَقْتُ الخَلْقَ لأُعْرَفَ

ب- الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق

ج- حسنات الأبرار، سیّئات المقرّبین

د- المجاز قتنطرة الحقیقة



نوشته شده توسط محمد
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم

در این وب‌نوشت سعی بر این داریم که شبهات موجود و رایجی که در مورد دین وجود دارد را بررسی، و پاسخ مناسبی برای آن‌ها پیدا کنیم.

مسلم است که پاسخ‌ها ممکن است ناقص بوده و یا قانع‌کننده نباشند و یا حتا ایرادی به نحوهٔ استدلال آن‌ها وارد باشد. در مورد هر یک از پاسخ‌ها اگر سؤال و یا شبههٔ جدیدی برای‌تان ایجاد شد، آن‌ها را در ذیل همان مطلب عنوان کنید.

در صورت تمایل به همکاری یا ارائهٔ پیشنهاد، با ما تماس بگیرید.
جهت طرح مسائل حدیثی-دینی-اعتقادی خود اعم از پرسش از صحت و سقم یک حدیث یا شبهات اعتقادی خویش از طریق تلگرام میتوانید با یوزرنیم m26011438@ در ارتباط باشید.

مشترک خوراک (فید) شوید

حمایت می‌کنیم

آخرین مطالب

آخرین نظرات

احادیث بی سر و ته و بی منبع

سه شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۵۰ ب.ظ

احادیث بی سر و ته و بی منبع

فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی موبایلی در کنار مزایا و خوبی‌هایی که دارند؛ معایبی نیز دارند. یکی از معایب این شبکه‌ها انتقال و انتشار بسیار سریع مطالب هست. به نحوی که مطلبی جذاب و جالب شاید در چند ساعت به سرعت منتشر شود و هزاران نفر این پیام به دستشان برسد. خیلی از این مطالب سندیت درستی ندارد و معلوم نیست از کجا پیدا شده است. داستان‌های جذاب از افراد مشهور(اعم از خواننده، بازیگر، ورزشکار، دانشمند، شخصیت ایرانی مقیم خارج از کشور و ...)، داستان فلان کشف دانشمندان که با فلان آیه قرآن یا فلان روایت تطبیق دارد، جملات منتسب به افراد مشهوری مانند کوروش و اهورامزدا و ... از جمله‌ی اینطور مطالب بی سر و تهی هستند که به سرعت رواج پیدا می‌کند. اگر فردی در گروههای متعددی عضو باشد؛ خیلی از اوقات پیش می‌آید در یک روز واحد یک متن واحد را از چند گروه در شبکه‌های مختلف اجتماعی دریافت کند که این نشان از سرعت بسیار زیاد انتشار اطلاعات در اینطور فضاها هست.

یکی از آن دسته مطالب بی سر و ته جملات و مطالبی هست که به عنوان حدیث منتسب به معصومین(ع) در فضای مجازی گسترش پیدا می‌کند؛ که وقتی پژوهشگر و محققی که به نرم‌افزارهای حدیثی دسترسی دارد؛ به نرم‌افزارها مراجعه و جستجو می‌کند؛ هر چقدر جستجو می‌کند به اثری از روایت دست پیدا نمی‌کند.

بنده خودم در مواری این کار را کرده‌ام و مشاهده کرده‌ام برخی مطالبی که به عنوان حدیث در فضای مجازی مطرح است و دهها و صدها هزار بار در فضای مجازی-اعم از وبلاگها، سایتها، گوگل پلاس، فیسبوک، شبکه‌های اجتماعی موبایلی و ...- منتشر شده است؛ اما هیچ سندی و منبعی ندارد. البته احادیث بی سر و ته منحصر به این دسته احادیث نیست. در مورد حدیث ما می‌بینیم مطالبی به عنوان حدیث در السنه و افواه مطرح بوده و هست از گذشته‌ها تا کنون و حتی علما و بزرگان نیز به آن احادیث در کتاب و مطالبشان استناد می‌کنند و حتی در شرح حدیث قلم‌فرسایی‌ها می‌شود؛ اما هیچ سر و تهی ندارد. یا حداکثر در فلان کتاب متأخری که قرن 9 یا 10 فرضاً تألیف شده است به عنوان یک حدیث-و البته بدون ذکر هیچگونه سندی- آمده است و همین حدیث بی سر و ته که نه سندی دارد و بعضاً متنش نیز مخالف احادیث معتبر ماست؛ امروزه چنان مشهور شده است که از عموم مردم گرفته تا علما و بزرگان ما این حدیث را دیده و شنیده و خوانده‌اند و در مطالبشان به حدیث استناد می‌کنند. و البته بررسی و پرداختن به علل و عوامل این واقعه مجال دیگری می‌طلبد.

بنده به برخی از اینطور مطالب در این پست اشاره می‌کنم؛ اگر کسی از خوانندگان وبلاگ سند و منبعی برای احادیث سراغ دارد؛ نویسنده وبلاگ را نیز مطلع کند:


1- توصیه‌ی امیرالمومنین(ع) به مالک که ادعا می‌شود در نهج‌البلاغة هست

توصیه‌ی زیر ادعا می‌شود از توصیه‌های امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر در نهج‌البلاغة است. اما با خواندن کل نامه‌ی 53 که نامه‌ی حکومتی حضرت به مالک است و همچنین با جستجو اثری از این توصیه در کل مجامع روایی ما-حتی مجامع درجه 5 و 6 و حتی کتابی مثل بحار که کثیری از احادیث ما را جمع‌آوری کرده است.- به متن حدیث دسترسی پیدا نمی‌کنیم. توصیه این است:

«ای مالک! اگر شب هنگام کسی را مشغول گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن. شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی

این مطلب علاوه بر آنکه هیچ منبعی ولو ضعیف برای حدیث-طبق جستجوها- برای آن وجود ندارد؛ با برخی اصول اسلامی نیز در تعارض است. و البته بدون در نظر گرفتن گوینده و بدون انتساب این جمله به امیرالمومنین(ع) شاید بتوان صرفاً به عنوان یک توصیه‌ی اخلاقی آن را پذیرفت.

2- توصیه‌ی دیگر امیرالمومنین(ع) به مالک

این توصیه نیز به مانند مورد قبل در جایی یافت نشد. متن توصیه این است:

«ای مالک! بدان مردم اغلب بی انصاف و بی منطق و خود محورند، آنان را ببخش. اگر مهربان باشی  تورا به داشتن انگیزه های  پنهان متهم میکنند، ولی مهربان باش. اگرشریف و درستکارباشی فریبت میدهند، ولی شریف ودرستکار باش. نیکیهای امروزت را فراموش میکنند، ولی نیکوکار باش.  بهترینهای خودت را به دیگران ببخش، حتی اگر اندک باشد. درانتها خواهی دید آنچه می ماند میان تو و خدای توست، نه میان تو ومردم»


3- مواظب افـکــارت بــــــاش که گفتــارت می شود...

عبارت مشهور زیر نیز که به کرات در سایتها و وبلاگها به عنوان حدیثی منسوب به امیرالمومنین(ع) دیده می‌شود.

«مواظب افـکــارت بــــــاش که گفتــارت می شود، مواظب گفتــارت بــــــاش که رفتـــارت می شود، مواظب رفتـــارت بــــــاش که عــــادتت می شود، مواظب عــــادتت بـــــاش که شخصیتت می شود، مواظب شــخـصیتت بــــــاش که سرنوشتت می شود.»

اما طبق جستجوها این عبارت نیز در مجامع روایی ما یافت نمی‌شود. بله طبق تحقیقات برخی محققین در اینجا این عبارت ترجمه‌ای از یک عبارت انگلیسی است.

4- ذخرالحسین

داستان زیر هم که در مورد حضور حضرت عباس(ع) در جنگ صفین است در جایی یافت نشد.

«ذخر الحسین کیست؟ جنگ صفین بود و نوجوانی سیزده ساله... امیرالمومنین(ع) نقاب به چهره قمر بنی هاشم زدند و او را روانه ی میدان کردن. معاویه ابوشعتاء دلاور معروف عرب را پیش فرستاد ابوشعتاء گفت اهل شام مرا حریف هزار اسب میدانند، در شأن من نیست، یکی از پسران من برای او کافیست. نه پسر را به جنگ فرستاد و یکی پس از دیگری به دست قمر منیر بنی هاشم به درک واصل شدند. خودش عصبانی به قصد انتقام خون پسرانش به میدان آمد و او نیز با ضربتی به درک واصل شد... جنگ مغلوبه شده بود... همه در حیرتند که این نوجوان کیست که چنین جنگاوری میکند... امیرالمومنین(ع) به عباس گفتند برگرد پسرم... سپاهیان گفتند یا امیرالمومنین اجازه بده تا کار را یکسره کند اما حضرت اجازه ندادند... فرمودند: اِنّهُ ذُخرُ الحسین... او ذخیره برای حسین است»

البته در برخی منابع اشاره‌ای به حضور ایشان جنگ صفین شده است؛ اما نه به شکلی که در متن بالا آمده است. برای نمونه در مناقب خوارزمی که از کتب عامه هست و در فضائل امیرالمومنین(ع) است در صفحه 227 آمده است:

«ثم خرج من عسکر معاویة کریب بن أبرهة من آل ابن ذی یزن وکان مهیبا " قویا " یأخذ الدرهم فیغمزه بإبهامه فیذهب بکتابته فقال له معاویة: ان علیا یبرز بنفسه وکل أحد لا یتجاسر على مبارزته وقتاله ، قال کریب: أنا أبرز إلیه، فخرج إلى صف أهل العراق ونادى: لیبرز إلی علی، فبرز إلیه مرتفع بن وضاح الزبیدی فسأله من أنت ؟ فعرفه نفسه فقال: کفو کریم وتکافحا فسبقه کریب فقتله ونادى: لیبرز إلی أشجعکم أو علی، فبرز إلیه شرحبیل بن بکر وقال لکریب : یا شقی ألا تتفکر فی لقاء الله ورسوله یوم الحساب عن سفک الدم الحرام، قال کریب: إن صاحب الباطل من آوى قتلة عثمان ثم تکافحا فقتله کریب، ثم برز إلیه الحرث بن الجلاح الشیبانی وکان زاهدا صواما قواما وهو یقول:

هذا علی والهدى حقا معه * نحن نصرناه على من نازعه

ثم تکافحا فقتله کریب فدعا علی علیه السلام ابنه العباس - وکان تاما کاملا من الرجال فأمره بأن ینزل عن فرسه وینزع ثیابه ، ففعل فلبس علی علیه السلام ثیابه ورکب فرسه والبس ابنه العباس ثیابه وأرکبه فرسه لئلا یجبن کریب عن مبارزته»

ترجمه: سپس از لشکر معاویه فردی به اسم کریب خارج شد که فرد قوی و تنومند بود به نحوی که درهم را با انگشت اشاره می‌گرفت و می‌فشرد و عدد روی درهم را از بین می‌برد. معاویه به او گفت: علی(ع) وارد میدان شده است و کسی را یارای مقابله با او نیست. کریب گفت: من با او مبارزه می‌کنم. سپس به میدان آمد و خطاب به لشکریان حضرت امیرالمومنین(ع) را به مبارزه طلبید. مرتفع به وضاح به میدان آمد که کریب او را به شهادت رساند. سپس شرحبیل بن بکر و بعد از او حرث بن حلاج شیبانی به مبارزه‏ی او رفتند که آن‏ها را هم به شهادت رساند. أمیرالمؤمنین علیه‏السلام از این امر خشمناک شده. فرزندش عباس علیه‏السلام را که از دلیر مردان آن زمان چیزی کم نداشت، فراخواند و اسب و لباس خود را با او تعویض نمود تا کریب با مشاهده‏ی حضرتش ترس بر دلش نیفتد.

5- یا علی گفتن خدا هنگام خداحافظی با پیامبر(ص) در شب معراج!!!!

از دیگر مطالب بی‌سند و البته کمی مضحک مطلب زیر است:

از پیغمبر سئوال شد:

یارسول الله، ما وقتی صحبتمون،حرفمون با یکی تموم میشه، پایان کلاممون، او را به خدا می سپاریم، به بیان پارسی می گوییم: خداحافظ و به زبان عربی می گوییم: فی امان الله. اگر بدون خداحافظی کردن، در وسط سخن گفتن از او جدا بشیم، نوعی بی ادبی می پنداریم... شما وقتی در معراج با خدا هم صحبت شدید ، پایان جمله که نمی توانستید به ذات خدا عرضه بدارید: تو را به خدا می سپارم! آخرین جمله ی رد و بدل شده ، بین شما و خدا چه بود؟ حضرت فرمودند: پایان صحبت، خداوند سبحان به من "یاعلی" گفت،من نیز به خدای خود " یا علی" گفتم.

این آخرین جمله بین من و ذات مقدس خدا بود.

این مطلب علاوه بر اینکه طبق جستجوها در منابع امامیه و عامه یافت نشد؛ کمی نیز عجیب و مضحک است. ظاهراً کسی که از رسول‌الله(ص) دارد این سوال را می‌پرسد به زبان فارسی مسلط است که می‌داند فارسی‌زبان‌ها هنگام پایان دیدار «خداحافظی» می‌کنند.!!!!

اما حدیثی در مجامع روایی وجود دارد که ممکن است منظور این روایت باشد که خب البته روایت با متن اصلی تفاوت زیادی دارد.

حدیث این است:

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ‏ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ سُئِلَ بِأَیِّ لُغَةٍ خَاطَبَکَ رَبُّکَ لَیْلَةَ الْمِعْرَاجِ قَالَ خَاطَبَنِی بِلُغَةِ عَلِیِ‏ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَأَلْهَمَنِی أَنْ قُلْتُ یَا رَبِّ خَاطَبْتَنِی أَنْتَ أَمْ عَلِیٌّ فَقَالَ یَا أَحْمَدُ أَنَا شَیْ‏ءٌ لَا کَالْأَشْیَاءِ لَا أُقَاسُ بِالنَّاسِ وَ لَا أُوصَفُ بِالشُّبُهَاتِ خَلَقْتُکَ مِنْ نُورِی وَ خَلَقْتُ عَلِیّاً مِنْ نُورِکَ فَاطَّلَعْتُ عَلَى سَرَائِرِ قَلْبِکَ فَلَمْ أَجِدْ فِی قَلْبِکَ أَحَبَّ إِلَیْکَ مِنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَخَاطَبْتُکَ بِلِسَانِهِ کَیْمَا یَطْمَئِنَّ قَلْبُک(الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف ج1 ص155، مشابه در الصراط المستقیم ج1 ص207، تفسیر الصافی ج3 ص177، مدینة المعاجز ج2 ص402، بحارالأنوار ج18 ص386 و ج‏33 ص312، منهاج السنة إبن تیمیة ج5 ص39، المناقب للخوارزمی ص78)

ترجمه: از عبدالله بن عمر نقل شده است که از رسولالله(ص) سوال شد که با چه زبانی شب معراج پروردگارت با تو سخن گفت؟ رسولالله(ص) فرمودند: با صوت و زبان علی(ع). پس از آن رسولالله(ص) فرمودند: ای خدا! تو با من سخن میگویی یا علی(ع)؟ سپس خداوند فرمود: ای محمد(ص) من شیءای مانند سایر اشیاء نیستم. من با مردم قیاس نشوم و به صفات تشبیه نشوم. تو را از نور خودم خلق کردم و علی(ع) را از نور تو. و من چون بر درونت آگاه بودن و میدانستم هیچکسی نزد تو محبوبتر از علی(ع) نیست؛ با زبان علی(ع) با تو سخن گفتم تا قلبت مطمئن شود و آرام گیرد.

6- کل یوم عاشوراء

عبارت معروف «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاء» در ماجراهای کربلاء زیاد شنیده می شود در منابر و سخنرانی ها و حتی در کتب نیز زیاد این عبارت به چشم میخورد. اما نکاتی در مورد این عبارت قابل ذکر است:

اول آنکه این عبارت حدیث نیست. یعن در مجامع روایئ ما به عنوان حدیث وجود ندارد. حتی حدیثی با سندی ضعیف یا حدیثی بدون سند. اگر کسی منبع حدیثی برای این عبارت معروف سراغ دارد؛ به بنده نیز بفرماید. طبق تحقیقات حضرت آیت الله میلانی حفظه الله این عبارت اولین بار در شعر یک شاعر شافعی مذهب به اسم بوصیری متعلق به قرن ۷ آمده است.

دوم آنکه ما حدیثی داریم که ظاهرش معارض این مطلب است و آنهم حدیث معروف«لَا یَوْمَ‏ کَیَوْمِکَ‏ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏» است که در منابع متعدد روائی ما از قول امام حسن(ع) خطاب به امام حسین(ع) نقل شده است از جمله الأمالی للصدوق ص116

در مورد ارض و کربلا نیز روایات مخالف زیادی داریم که حاکی از آن است که ارض کربلا افضل اراضی هست حتی از ارض کعبه نیز افضل است.

برای مشاهده روایات ر.ک وسائل الشیعة ج14 کتاب الحج ابواب المزار باب68بَابُ اسْتِحْبَابِ التَّبَرُّکِ بِکَرْبَلَاء ص513

سوم آنکه البته میتوان معنای صحیحی برای این عبارت بیان کرد و آنهم اینکه آدم باید هر لحظه متوجه حق و باطل و جبهه حق و باطل باشد و اینکه ببیند در کدام جبهه قرار دارد.

البته همین برداشت نیز میتواند بصورت غلطی تبیین شود.

مثلاً اینکه تصور شود همه‌ی روزها عاشوراست پس همه‌ی صحنه‌های درگیری اهالی جبهه‌ی حق و جبهه‌ی باطل، صحنه‌ای در حد عاشورا و معرکه‌ای بسان کربلاست و همه‌ی رزمندگان جبهه‌ی حق، در حقانیت و مظلومیت و مصیبت، همسان سیدالشهداء(ع) و اصحابش هستند و... مردود است.

7- بشارت بهشت به مناسبت پایان‌یافتن ماه صفر

چند سالی بود اواخر ماه صفر که می‌شد مذهبی‌ها برای همدیگر پیامکی می‌فرستاند که مضمون آن حدیثی از رسول‌الله(ص) بود که هر کس مرا به پایان ماه صفر بشارت دهد؛ من او را به بهشت بشارت می‌دهم. که البته امسال با تلاش محققین این رویه در نزد خیلی از مردم اصلاح شد. ما نیز 2 سال پیش در یک پست مستقل توضیحات کاملی در مورد حدیث و سوءفهم ناشی شده از حدیث ارائه دادیم که علاقه‌مدان می‌توانند به اینجا مراجعه کنند جهت مشاهده‌ی پست.

8- دعایی جهت رفع گرفتاری‌ها

امسال متن زیر به وفور در شبکه‌های اجتماعی رد و بدل می‌شد:

انشاالله با خواندن این دعا در ماه صفرازبلا دوربوده حاجت روا شوید

نیت کنید

(سبحان الله یافارج الهمّ ویاکاشف الغم فرّج همی ویسرّ أمری وأرحم ضعفی وقله حیلتی وأرزقنی من حیث لاأحتسب یارب العالمین(

پیغمبر (ص) فرمودند: هرکس مردم را از این دعا باخبر کند در گرفتاریش گشایش پیدامیشود.

ضمن آنکه همچین دعایی با دقیق این مضمون و همچین حدیثی یافت نشد؛ جهت مطالعه‌ی تفصیلی‌تر به یکی دیگر از پست‌های وبلاگ در اینجا مراجعه کنید.

9- شیطان تحمل دیدن این 6 خصلت را ندارد:

حدیث زیر نیز هر چقدر جستجو شد در منابع روایی یافت نشد:

شیطان به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: من طاقت دیدن 6 خصلت در آدم ها را ندارم!

1- وقتی به هم می رسند سلام می کنند.

2- با هم مصاحفه ( رو بوسی ) می کنند.

3- برای هر کاری ان شاءالله می گویند.

4- از گناه استغفار می کنند.

5- ابتدای هر کاری بسم الله می گویند.

6- تا نام حضرت محمد صلی الله علیه و آله را می شنوند صلوات می فرستند.

البته ما احادیث متعددی در فضیلت و ارزش هر کدام از این 6 کار داریم. اما دقیق این روایت به این شکل در مجامع روایی یافت نشده است.

10- مناجاتی از امام سجاد(ع):

این مناجات منسوب به امام سجاد(ع) نیز که اخیراً منتشر شده است طبق جستجوها یافت نشده است:

الهی دردهایی هست که نمی توان گفت و گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست..

الهی اشک هایی هست که با هیچ دوستی نمی توان ریخت و زخم هایی هست که هیچ مرحمی آنرا التیام نمی بخشد و تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آنرا پر نمی کند..

الهی پرسش هایی هست که جز تو کسی قادر به پاسخ دادنش نیست دردهایی هست که جز تو کسی آنرا نمی گشاید قصد هایی هست که جز به توفیق تو میسر نمی شود..

الهی  تلاش هایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست و دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود..

الهی قدم های گمشده ای دارم که تنها هدایتگرش تویی و به آزمون هایی دچارم که اگر دستم نگیری و مرا به آنها محک بزنی، شرمنده خواهم شد.

الهی با این همه باکی نیست زیرا من همچو تویی دارم تویی که همانندی نداری رحمتت را هیچ مرزی نیست ای تو خالق دعا و مالک روز جزا

11- حضرت فاطمه(س) حجت بر ائمه(ع)

از دیگر مطالبی که به عنوان حدیث مشهور شده است که در هیئات نیز زیاد خوانده می‌شود؛ و در هیچ مصدری-ولو یک مصدر درجه چندم- یافت نشده است عبارت مشهور زیر است:

«نحن حجج اللَّه على خلقه و جدتنا فاطمة حجة اللَّه علینا»

طبق برخی تحقیقات در اولین مصدری که این عبارت به عنوان حدیث آمده است-و البته بدون ذکر مصدر و منبع- تفسیر اطیب‌البیان است که یک تفسیر معاصر است خیلی از کتبی که در فضائل حضرت زهراء(س) نوشته شده است؛ این مطلب را به همین تفسیر اطیب‌البیان ارجاع داده‌اند. و بدیهی و طبیعی است که وقتی در یک کتاب معاصر یعنی قرن15 مطلبی به عنوان حدیث ذکر می‌شود؛ باید با ذکر مصدر و منبع باشد؛ چون یک مولف قرن 15 به معصومین(ع) دسترسی نداشته است تا خود مستقیماً حدیث را از معصوم(ع) شنیده باشد.

12- اگر فاطمه(س) نبود؛ رسول‌الله(ص) و امیرالمومنین(ع) خلق نمی‌شد.

عبارت مشهور دیگری در مورد حضرت زهراء(س) عبارت مشهور زیر است:

«یا أحمد، لولاک لَما خلقتُ الأفلاک، ولولا علیٌّ لَما خلقتُک، ولولا فاطمة لما خلقتُکما»

این حدیث با این شکل که مطلقاً در مجامع روایی ما موجود نیست. بخش اول حدیث نیز «یا أحمد، لولاک لَما خلقتُ الأفلاک» نیز با اسناد نه چندان معتبر و موثق در مجامع ما آمده است. علاوه بر آن متن نیز اشکالی که دارد این است که متن هم دلالت بر افضلیت امیرالمومنین(ع) بر رسول‌الله(ص) دارد و هم دلالت بر افضیلت حضرت زهراء(س) هم بر رسول‌الله(ص) و هم بر امیرالمومنین(ع) چون علت خلق رسول‌الله(ص) امیرالمومنین(ع) است و علت خلق رسول‌الله(ص) و امیرالمومنین(ع)، حضرت زهراء(س) هست و علت نیز باید از معلول افضل باشد. که این مطلب با احادیث قطعیه‌ی ما در تضاد است.

علامه شیخ حسین راضی از علمای محقق شیعه عربستان-ایشان از شاگردان حضرت آیت‌الله خوئی(ره) بودن‌اند- تحقیق مفصلی حول این حدیث انجام داده‌اند؛ که علاقه‌مندان جهت مطالعه به اینجا رجوع کنند. ایشان در اینجا اشاره می کنند اولین منبعی که برای حدیث وجود دارد منبعی است به اسم «کشف اللآلیء» که حسب ادعای علامه میرجهانی(ره) از تألیفات شیخ صالح بن عبدالوهاب بن العرندس الحلی می باشد که از علمای شیعه قرن 9 است. ایشان ضمن تحقیق حول این کتاب نشان داده است اصولاً این کتاب نمی تواند از ایشان باشد یا لااقل تردیدات جدید در مورد انتساب کتاب به ایشان وجود دارد؛ و علاوه بر آن سند نیز انقطاع دارد.

13- آموختن یک حرف و بنده‌ی کسی شدن

عبارت مشهور زیر نیز که منسوب به امیرالمومنین(ع) است به وفور در السنه و افواه مردم یافت می‌شود که ایشان فرمودند:

«من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً»

که این عبارت نیز مطلقاً در مجامع روایی ما وجود ندارد. البته عبارتی مشابه وجود دارد که البته اوضاع آن عبارت نیز چندان موثق و خوب نیست. در عوالی‌اللئالی ابی جمهور احسائی-متوفی اوایل قرن10- بدون ذکر هیچ سندی و اصطلاحاً مرسل عبارت زیر آمده است:

«مَنْ تَعَلَّمْتَ مِنْهُ حَرْفاً صِرْتَ لَهُ عَبْدا»

البته این مطلب جدای از ارزش علم‌آموزی-خاصتاً علوم دینی و معارف دین- و ارزش طالب علم و ارزش عالم و معلم است که در احادیث بسیار متعددی به این مطلب اشارده شده است.

14- ان کان دین محمد...

عبارت مشهور زیر نیز که به امام حسین(ع) منسوب شده است، طبق جستجوها در مجامع روایی مطلقاً وجود ندارد.

«إنْ کانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَمْ یَسْتَقِمْ إلاّ بِقَتْلی یا سُیُوفُ خُذِینی»

طبق تحقیقات برخی محققین این عبارت یک بیت شعر از اشعار شیخ محسن هویزی حائری، معروف به «ابوالحبّ حویزی» شاعر قرن 13و14ق ساکن کربلا میباشد. جهت مطالعه بیشتر به اینجا رجوع بفرمائید.

15- هل من ناصر ینصرنی

این عبارت مشهور نیز طبق جستجوها در مجامع روایی یافت نشد. البته روایتی با مضمونی نسبتاً مشابه داریم. سید بن طاوس در لهوف می نویسد: «لَمَّا رَأَى الْحُسَیْنُ ع مَصَارِعَ فِتْیَانِهِ وَ أَحِبَّتِهِ عَزَمَ عَلَى لِقَاءِ الْقَوْمِ بِمُهْجَتِهِ وَ نَادَى هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ ص هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یَخَافُ اللَّهَ فِینَا هَلْ‏ مِنْ‏ مُغِیثٍ‏ یَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا هَلْ مِنْ مُعِینٍ یَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِی إِعَانَتِنَاَ »

ترجمه:

راوى گفت: حسین که دید جوانان و دوستانش همه کشته شده و روى زمین افتاده‏اند تصمیم گرفت که خود بجنگ دشمن برود و خون دلش را نثار دوست کند صدا زد آیا کسى هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ آیا خداپرستى هست که در باره ما از خداوند بترسد؟ آیا دادرسى هست که بامید پاداش خداوندى بداد ما برسد؟ آیا یاورى هست که بامید آنچه نزد خداست ما را یارى کند؟


16- برخی احادیث عرفانی بدون سند و بدون مأخذ

برخی احادیثی که مضمون عرفانی دارند که در مجامع روایی ما مطلقاً وجود ندارند؛ یا اگر هم وجود داشته باشند معمولاً در منابع متأخر و بدون ذکر هیچ سندی؛ که البته زیاد هم مشهور شدهاند به قرار زیر است:

الف- کُنتُ کنْزاً مخفیّاً فَأَحبَبتُ اَن اُعرَفَ، فَخَلَقْتُ الخَلْقَ لأُعْرَفَ

ب- الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق

ج- حسنات الأبرار، سیّئات المقرّبین

د- المجاز قتنطرة الحقیقة

نظرات  (۸۴)

۰۷ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۱۸ جمال نصیری
سلام علیکم
درست است که "کل یوم عاشورا" ممکن است حدیث نباشد و فرض می گیریم که نیست لکن به عنوان یک پیام قابل قبول است و معارض حدیثی ندارد
اگر ادبیات خوانده باشید حتما می دانید که در تشبیه یک وجه شبه کافی است
وجه شبه این سخن نه آن حدیثی است که شما به عنوان معارض آورده اید بلکه این پیام به معنای این است که هرکسی هرکجای عالم که باشد به مثابه حسین ع باید مقابل ظلم بایستد و از حق دفاع کند همانگونه که حسین بن علی در کربلا و در روز عاشورا همه ی مصیبات را تحمل کرد ولی ایستادگی نمود.
قبل از معارض آوردن کمی در احادیث ولو بی منبع باشند فکر و تاملی کنید وگرنه احادیث مستند و قوی هم معارض می یابند.
استاد ما میگفت فکر کردن خوب است ولو به اندازه ی نمک در طعام
موفق باشید
پاسخ:
سلام علیکم
بنده نیز اشاره کردم که این عبارت میتواند معنای درستی داشته باشد. و البته در همان معنای درست نیز میشود اشتباهی صورت گیرد.
اصل این تحقیق به ما هو هو( نه بما هو صحیح او سقیم) کاری است نیکو لکن در بازتاب و نشر نتیجه ی آن ولو صحیحا باید دقتی داشت مضاعف بر اصل تحقیق،
علی کلٍ گفتار باید سدید باشد...
تشکر .مفید بود زحمت کشیدید
در مورد بند 9
به من چنین گفته اند  (منبع: انورالمجالس، ص40) ولی چون کتاب را نداشتم نمیتوانم قطع یقین بگویم
شما بررسی نمایید
پاسخ:
این کتاب یک کتاب درچه چندم محسوب میشود. در واقع زمان تألیف کتاب حداکثر یک قرن پیش است. پس طبیعی است که به حدیثی که در کتابی متعلق به یک قرن پیش یافت شود؛ نمی توان اعتماد کرد
باید دید خود این کتاب از کجا نقل کرده و با چه سندی.

با سلام 
در مورد بند 11 مشکلی وجود دارد. خودم فرصت بررسی ندارم اگه انجام دادی به منم خبر بده.
این عبارت در دو کتاب یافت شده: یکی همون تفسیر اطیب البیان است و دیگر عوالم العلوم علامه بحرانی که اونم به نقل از اطیب البیان نقل کرده.
منتها اشکالی که وجود داره اینه که چطور میشه علامه بحرانی که در قرن 12 از دنیا رفته است و هم عصر مجلسی دوم بوده است از اطیب البیان نقل کند که در نویسنده اش در قرن چهاردم می زیسته است؟؟؟
دو احتمال وجود دارد:
1. این عبارت بعدها به دست محققین به کتاب عوالم اضافه شده است.
2. منظور علامه بحرانی از اطیب البیان کتاب دیگری با همین نام بوده است که بعدها مصححین عوالم، گمان کرده اند همین تفسیر اطیب البیان قرن چهارده است و به اشتباه در عوالم به این کتاب آدرس داده اند.

احتمال دیگری به ذهنم نمی رسد.
جوابشو پیدا کردی خبر بده.
یا علی
پاسخ:
سلام
ممنون از توجهت
چشم پیگیری می کنم
خدا خیرتون بده
کاش میامدن و میدیدن تلاش شما فقط در مورد ازدواج موقت و مجدد نیست.
منم میخوام تو این زمینه هاتحقیق کنم ایا فقط نرم افزار جامع الاحادیث کمک کننده هست؟ چون اینترنت سرچ کنیم همه جور حدیث ضعیف و موثق رو باهم میاره . نرم افزاری که بتونه تو این زمینه(اعتقادی و..)کمک کننده باشه معرفی کنین ممنون میشم
پاسخ:
در زمینه حدیث جامع الاحادیث تقریباً(تقریباً نه دقیقاً) کامل هست لااقل از بابت کتب شیعه. اما خب برای استفاده باهاش باید تخصص داشته باشید تا بتونید اگه یه متن فارسی رو دیدید عربیش رو حدس بزنید بعد سرچ کنید.
یعنی باید با روایات و البته با زبان عربی قدیم مأنوس باشید.
علاوه بر اون اگه میخواید تحقیقتون کاملتر هم باشه؛ استفاده از نرم افزار مکتبة أهل البیت ع هم توصیه اکید میشه چون در این نرم افزار اغلب(اغلب نه همه) کتب حدیثی و تاریخی و فقهی و کلامی از شیعه و سنی درش اومده و طبعاً جستجو با مکتبة خیلی کامل تر هست. علاوه بر اون در نرم افزارهای سنی مثل الجامع الکبیر و مکتبة الشاملة

در مورد مباحث اعتقادی هم بهتره از اول سراغ نرم افزار نرید. بلکه با متخصص مشورت کنید و از ابتدا شروع کنید اگه میخواید مطالعات کلامی داشته باشید. اما برای کتب فقهی جامع فقه هست، برای کتاب تاریخی نورالسیرة و تاریخ ایران اسلامی، برای کتب کلامی کتابخانه کلام و ...  که همگی از تولیدات موسسه نور هستند. و البته همونطور که گفتم مکتبة أهل البیت ع جامع همه این نرم افزارها هست.

خطاب به جناب «هنرمندی» عزیز:
سلام برادر.
ممنون. شما باعث شدی بیشتر تحقیق کنم. در تحقیقات به این نتیجه رسیدم که حدیثی که در عوالم اومده از اضافات جناب موحد ابطحی محقق و مصحح کتاب است.
شما اگر مقدمه کتاب رو نگاه بکنی می بینی؛ محقق کتاب نوشته است:

9- ذکرنا فی هذه الطبعة مستدرکات على الکتاب من الفریقین، و على ترتیب المصنّف، و قد ابتدأناها بعلامة استدراک، و رقم الحدیث المستدرک بین ()، و أنهیناها بعلامة***(عوالم ج11 ص11 طبق نرم افزار جامع الاحادیث)

و در اون حدیث «حجة الله علینا» نیز دقیقاً حدیث تو پرانتز هست.


۰۹ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۰۴ عبدالحمید
آفرین
استفاده کردم
کلا از هم صحبتی باهات لذت میبرم

می‌تونید لینک بدید در کدوم شبکه‌ی مجازی «من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً» مطرح شده برای اولین بار؟ جدا؟! شوخی می‌کنید.

پاسخ:
این در شبکه های مجازی نیست. در السنه و افواه زیاد مطرح هست.
بنده درباره الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق تحقیق انجام داده ام. نخستین بار عبارتی شبیه به این در قوت القلوب ابوطالب مکی از قول برخی بزرگان آمده یعنی نویسنده ادعای حدیث بودن این جمله را نداشته.
بعدها ابن عربی در آثارش در قرن 7 مکررا این عبارت را آورده ولی ادعا نکرده که حدیث است.
بعدها سید حیدر آملی در آثار خود این جمله را برای اولین بار به عنوان حدیث نبوی تلقی و نشر کرده است. البته اینکه ایشان گمان کرده این جمله حدیث است دلیل خاصی دارد.
در مرحله بعدی علمای متأخرتر که کتابهای سید حیدر را خوانده اند این جمله را به عنوان حدیث تلقی کرده اند و بیش از پیش نشر داده اند تا زمان ما که حتی کسی مثل امام خمینی ره گمان کرده اند این جمله حدیث نبوی است.
یعنی مثلا نظر شما اینه که مرحوم سید عبدالحسین طیب ره خودش روایت جعل کرده؟!! خب یه جا دیده  بودند دیگه که نقل کردند. اینطور نقد کردن یه روایت درست نیست. ایشون ادم کمی نبوده که ما بگیم همینطوری یه حدیث نقل کرده
پاسخ:
ما هم نگفتیم خودش جعل کرده.
مسأله این هست که ما نمیتونیم اعتماد کنیم. به صرف اینکه ایشون تو کتابش میگه اینطور نقل شده دلیل بر اعتماد ما نمیشه. خب کجا نقل شده؟ با چه سندی؟ در چه منبعی؟ رواة چه کسانی بودند؟

سلام علیکم.

متن تحقیقی مفیدی بود.


خلاصه نگاری چنین مطالبیمی تواند مفید تر باشد.

پاسخ:
سلام علیکم
ممنون از توجهاتتون
سلام دوست گرامی
تحقیقات شما به ظاهر کاملا درست و بی نقص است
اما کاملا هدف دار و ریشه تفرقه افکنانه دارد
بنده به شما نصیحت می کنم که به جای اندیشه های تفرقه افکنانه که معلوم نیست از کجا و از چه سیستمی تغذیه می شود به فکر آخرت خود بوده به دامان پرمهر اهل بیت برگردید که ان شالله مورد عفو و عنایت پروردگار مهربان قرار بگیرید
پاسخ:
سلام
نمیدانستم شما علم غیب نیز دارید و نیت خوانی می کنید.
اما اگر بفرمائید کجایش ریشه تفرقه افکنانه دارد خوشحال میشوم.
چیزی که بنده از خودم و هدف خودم میدانم؛ این است که فقط با نیت دفاع از أهل البیت ع و جلوگیری از نسبت های کذب به أهل البیت ع این مطلب را نوشته ام.
سلام مجدد
دوست گرامی بنده علم غیب ندارم ولی عنان مطالب شما چنان آشکار است که نیاز به علم غیب نیست خواهش می کنم یکم بیشتر تحقیق کنید و باعث تفرقه در افکار عموم نشوید دست آخر بروید از چند نفر آگاه به مسائل حدیثی و یا حتی مراجع سوال بفرمایید تا حق بر شما آشکار بشه و از این به بعد در مطالبی که می گذارید دقت بیشتری بکنید این مسائل اعتقادی خیلی هم آسون نیست که شما بخواید با چندتا جمله حذفشون کنید یا درستشون کنید خدا ان شالله راه و رسم زندگی و منش ائمه رو نصیب همه بکند ان شاالله .
پاسخ:
سلام
بازم نفهمیدم دقیقاً منظور شما چیه.
اینکه بنده گفته باشم فلان جمله ای که به عنوان حدیث مشهور شده در السنه و افواه حدیث نیست در واقع؛ این کجاش تفرقه افکنی هست؟؟!! اتفاقاً این دفاع از دین مبین هست.
اما اینکه فرمودید از چند نفر آگاه هم سوال کنم اولاً البته قصد تعریف از خودم رو ندارم؛ اما خودم هم چندان بی اطلاع از علوم حدیثی و دینی نیستم. ثانیاً اکثریت موارد مطروحه در اینجا رو با بزرگان نیز در میون گذاشتم سپس اینجا مطرحش کردم.
سلام دوست گرامی
اما بعد برای خودم و شما و همه عزیزان طلب مغفرت می کنم
احادیث ائمه سلام الله علیها به این راحتی که شما آنها را رد می کنید نیست احادیث دارای بطن هایی هستند که با فکر و اندیشه و تذکیه حاصل می شود دوست عزیز کار ما استفاده از این احادیث برای زندگی بهتر است نه اینکه احادیث را با وضعیت فعلی خودمون مقایسه کنیم و اگر ما مشکلی داشتیم حدیث رو نفی کنیم -هل من ناصر حسین علیه السلام اگر هم شما آن را پیدا نکرده باشید در بین اوراق موجودتان تا قیامت هست . کافی ست گوشی داشته باشیم شنوا و دیده ای داشته باشیم بینا تا ببینیم و بشنویم به امید هدایت و ان شاالله که خوانندگان عزیز این مطالب در هر کجا با دید وسیع تری مطالعه کنند که می کنند ان شاالله  واسلام
پاسخ:
سلام مجدد
اینکه احادیث دارای بطن است مطلبی است صحیح. اما اول باید ثابت شود فلان جمله حدیث است و از ائمه ع اطهار صادر شده است بعد. ما در مورد عباراتی که در مجامع روایی خودمان به عنوان حدیث موجود است اما یا سند ضعیفی دارد؛ یا قرائنی دارد که وثوق به صدور پیدا نمی کنیم؛ هم می گذاریمش کنار و برایمان حجیتی ندارد؛ تا چه رسد به عباراتی که اصولاً حدیث نیستند و در مجامع روایی ما به عنوان حدیث نیامده است.
اصلاً مطلبی بالاتر؛ شما اگه ادعا دارید این عبارات حدیث هست؛ منبع حدیث و متن عربی حدیث رو بفرمائید. مطمئن باشید اگر ثابت شود مطلبی حدیث هست؛ قطعاً و بلاشک بنده پست را اصلاح خواهم کرد.
سلام
لطفا شما خودتان، گویندگان و کارشناسان و منابع اصلی این تکذیبات را به طور کامل معرفی کنید.
همچنین باید بدانیم اکثر خوانندگان این تکذیبات به سراغ تحقیق درباره صحت یا دروغ بودنشان نمیروند همانطور که به دنبال اصل روایات یا مطالبی که تکذیب شده اند نمیروند.
پس آیا فکر نمیکنید بیان این تکذیبات بدون ذکر منابع اصلی و کارشناسان گویینده ی آن و یا منتشر کننده های آنها، خود نوعی شبهه افکنی است؟!!  
پاسخ:
سلام
اگه کسی ادعا داره؛ حدیث هست این جملات باید منبع بیاره. تکذیب کردن که نیاز به منبع نداره. همینکه شما ادعا کنی در هیچ منبعی نیست خودش کفایت می کنه.
ضمن اینکه در برخی موارد بنده منبع دادم.
در برخی موارد نیز منابع افراد شناخته شده ای نیستند که اشاره بکنم؛ اما متخصصین حدیث و علوم حدیث هستند. ضمن اینکه شخص نویسنده وبلاگ نیز همه موارد رو خودش چک و جستجو کرده.
۱۳ بهمن ۹۳ ، ۰۵:۱۱ علی ملک محمدی
سلام فکر میکنم " کل یوم عاشورا" در تعارض با حدیث " لا یوم کیومک یا ابا عبدالله" باشد و از این نظر حق با نگارنده. 
پاسخ:
سلام
ممنون
ای کاش به اون سایتی که این مطالب را تحقیق کرده و داغون شده تا این تحقیقات را انجام داده، حد اقل اسمی می‌بردید و لینکی می‌دادید. خوب است که مطالب علمی با بیانات مختلف در سایتها و وبلاگهای مختلف دست به دست بچرخد، اما ای کاش هم اصل تحقیقات را به طور کامل کپی پیست می‌کردید، و هم اسمی از محقق اصلی این مطالب و سایتش می‌بردید.
پاسخ:
برخیاش رو لینک دادم. برخیش تحقیقات شخصی خودم و برخی افراد گمنام هست.
سلام با مهدی موافقم.
به حرفاتون رنک ولعاب معنوی دادید و باطل را اشاعه میدید. 
شما معروف ترین هایی را که ملت به عنوان مطلب و حدیث صحیح پذیرفتن چون گشتین و نبود زیر سوال میبرید! درصورتی که علم رجال و .. داریم!
اینطور شبهه را به تمام احادیث و روایات بصورت غیر مستقیم تعمیم میدید.
در قران هست که افراد باطل مشتی از حق و مشتی از باطل را با هم قاطی میکنن و ارائه میدن
اگر از اهل باطلی خدا و ائمه بزنن تو کمرت که بلند نشی! اگر گمراهیم خدا هدایتمون کنه
پاسخ:
سلام
آخه چه ربطی به باطل بودن بنده داره؟؟!!! اینکه مطلبی رو ملت به عنوان حدیث پذیرفته باشن یعنی اینکه اون مطلب حدیث هست؟؟؟!!!
خانم محترم مجامع و منابع روایی ما مشخص و معین هست و به راحتی قابل دسترسی هست. از کتب اربعه بگیرید تا نهج البلاغه تا بحارالأنوار تا وسائل الشیعه تا کامل الزیارات تا امالی ها تا کتب روایی شیخ صدوق(ره) و سایر مجامع و منابع روایی. خب وقتی آدم بگرده ببینه نیست، نیست دیگه.
خیلی مسائل در نزد ملت مشهور شده اما اون مطلب وجود خارجی نداره.
اصلاً قبول من أهل باطل؛ شما بخاطر رسوایی بنده هم که شده مواردی رو که بنده ذکر کردم سندش و منبعش و ترجیحاً متن عربی روایت رو بیارید.
ضمناً بهتون بگم با علوم حدیث مثل رجال و درایه و ... نیز بیگانه نیستم. و البته ربط این مطلب بنده به علم رجال چیه الله اعلم.

مورد 1 : این مطلب علاوه بر آنکه هیچ منبعی ولو ضعیف برای حدیث-طبق جستجوها- برای آن وجود ندارد؛ با برخی اصول اسلامی نیز در تعارض است. و البته بدون در نظر گرفتن گوینده و بدون انتساب این جمله به امیرالمومنین(ع) شاید بتوان صرفاً به عنوان یک توصیه‌ی اخلاقی آن را پذیرفت.

سوال: اگه با اصول اسلامی در تعارض است پس چگونه می تواند بعنوان توصیه اخلاقی آن را پذیرفت؟!!!


پاسخ:
ظاهراً شما به قید شاید و صرفاً توجه نکردید.
یعنی گفتم بله در تعارض است. یعنی این مطلب را به عنوان یک مسأله فقهی نمی توان پذیرفت. اما شاید صرفاً بتوان در حد یک توصیه اخلاقی پذیرفت.
و البته شما هنوز نگفته اید کجای حرفهای بنده بوی تفرقه افکنی می دهد. و اینکه آیا منبعی حدیثی برای این سخنان وجود دارد یا خیر؟
در پاسخ آن عزیزانی که می گویند: " تشکیک کردن درباره این روایات بی سند و بی منبع اشکال شرعی دارد" عرض می کنم: "چرا وقتی برخی از مداحان و منبریها و وبلاگ نویسان هر سخن ضعیف بلکه جعلی را به عنوان حدیث به خورد مردم می دهند به آنها اعتراض نمی کنید؟ آیا کسی حق دارد بدون سند و مدرک جملاتی را به معصومان ع منتسب کند؟!
تازه نویسنده این مقاله این روایات را با رایانه جستجو کرده و هیچیک در منابع قدیم و معتبر شیعه وجود نداشته است و اثبات شده که اینها در طول قرنهای اخیر و گاهی در دهه های اخیر جعل شده اند و در فضای مجازی نشر می شوند. بنابراین اگر کسی اعتراض دارد و این روایات را معتبر می داند باید منبع این احادیث را با جلد و صفحه معرفی کند. البته اینکه کسی منبعی مربوط به دویست سال اخیر رو کند کافی نیست بلکه باید منبعی باشد که قدیمی و معتبر باشد.
در پاسخ کسی که گفته بود علم رجال داریم و به سادگی نمی شود حدیث را زیر سؤال برد عرض می کنم: اگر حدیثی با ذکر سند در کتابهای قدیمی باشد به وسیله علم رجال به بررسی سند آن می پردازند. اما وقتی یک حدیث اساسا در کتب قدیم وجود نداشته چه چیزی باید بررسی شود؟!! لطفا دقت بفرمایید
پاسخ:
ممنون از توجهات شما.
اما واقعیت این است برخی از موارد ذکر شده در این پست طبق جستجوهای ما مطلقاً در منابع روایی ما نیامده است. ولو یک منبعی که برای 2 قرن پیش است به قول شما و حتی به عنوان یک حدیث مرسل و بی سند.
بله برخی موارد ذکر شده؛ مثل آن 4 حدیث عرفانی بند 16 در منابع متأخر ما آمده است به عنوان روایت و البته بدون هیچ سندی. اما برخی موارد مثل بند 1 و 2 مطلقاً در هیچ جایی نیامده حتی در بحار. حتی در کتابی که 2 قرن پیش تألیف شده باشد.
اما باز هم ما منتظر دوستان هستیم که اگر کسی منبعی برای روایات سراغ دارد؛ یا منبع روایت را بصورت کامل(نام کتاب، انتشارات، شماره جلد و صفحه و در صورت امکان آدرس دقیق تر با عنوان باب و شماره حدیث) را بفرمایند یا متن عربی حدیث را.
مطلبتون فوق العاده روشنگر و همراستا با فعالیتی بود که مدتها در شبکه های مجازی میکردم.با اجازتون لینک مطلب رو برای برخی دوستان فرستادم.واقعیت شبکه های مجازی تخریب باورها و جعل و تغییر و نهایتا ایجاد همان فتنه کور است.نباید یک سری تابو ساخت که تا احدی در موردش نشکیک میکند او را تفرقه افکنی و عناد محکوم کرد.یادمان باشد سهروردی و ملاصدرا قربانی همین نگاه بسته و غیرپرسشگر شدند که هیچ روشنگری را بر نمیتافتند.موفق و منصور باشید.
بسیار مفید بود
ممنون و تشکر
پاسخ:
خواهش میکنم
۲۶ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۵۷ به یاد الله
استفاده کردم ممنون
کدوم اثر وجودی شما موانع ظهور رو برطرف کرده؟ شغل شما؛ سواد شما؛ پول شما؛ اعتبار شما؛ تخصص شما؟ جواب رو اینجا بفرست
imamzaman255.blogfa.com
برای ظهور امام زمان دعا کمترین چیز است؛ ترک گناه کنید
imamzaman255.blogfa.com
با سلام
من یک مطلب رو که درود روابط خانم و آقا بود رو مطالعه کردم .
به نظر من شما در این دهه زندگی می کنید .انسانها این دهه با دهه عرب و عجم فرق دارند.آیا تمامی موارد عنوان شده در قرآن الان قابل اجرا هست.آیا زن امروز با زن زمان نزول قرآن  یکیست. چرا هر جایی به نفع مردان و سیاست است پای احادیث و قرآن میاد وسط ،.....
برای بیان گفته و نظراتتان خیلی فکر کنید 
پاسخ:
سلام
ربط این کامنت به این پست چیه؟
سلام.
اتفاقا الان میخواستم داستان ذخرالحسین را تو پیج اینستاگرامم بذارم داشتم دنبال منبع حدیث میگفتم که به پیج شما رسیدم.
ممنون از آگاه سایتون.
فقط شما توی اینستاگرام صفحه دارید که ما شما رو دنبال کنیم؟
پاسخ:
سلام
دارم
چند وقت پیش ساختم به یه دلیلی
اما اصلاً بهش سر نمیزنم.
سلام علیکم
در صورتی که از طلاب و از شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام هستید به ما اطلاع دهید تا مطالب شما را در مجمع طلاب وبلاگ نویس(talabeh.net) بازنشر دهیم
موفق باشید
باتشکر
پاسخ:
علیکم السلام
توفیق طلبگی رسمی را نداشتم و دانشجو هستم.
اما خیلی از دروس طلبگی را پیش اساتید تلمذ کرده ام. مانند فقه، اصول، ادبیات عرب، منطق و ...
وانگهی شما اگر دیدید مطلب بدرد بخوری هست و امکان بازنشرش در سایت هست خوب بازنشر دهید.
سلام خدا قوت
یه چند وقت نبودین یا تو بحث ها شرکت نمی کردین. البته اقا امیر جای شمارو پرکرده بودن ولی ایشون هم یه چند وقتیه رفتن . تونستین وقت کردین تو بحث های خانواده برتر شرکت کنین ممنون.

یه سوال برای ختم سوره واقعه من منبعی پیدا نکردم ممنون میشم اگر میدونین بهم بگین شرحش تو وبلاگم اومده.
پاسخ:
سلام
منم چیزی پیدا نکردم.
تو یکی از کتب علمای معاصر گفته علامه مجلسی ره اینو نقل کرده. اما تو خود آثار مجلسی ره خبری ازش نیست
سلام
اولاً تشکر فراوان بابت این مقاله بسیار جالب و پرمحتوایی که نوشتین،
ثانیاً میخواستم در مورد همین ختم سوره واقعه ازتون سوال کنم که دوست قبلی هم مطرحش کردن، سایت های زیادی این روزها درباره اش می نویسن و بعضی جاها هم گفتن منبعش زادالمعاد علامه مجلسی هست، ولی تو زادالمعاد هر چی گشتم هیچ خبری ازش نبود!!
پاسخ:
سلام
بنده هم مثل شما گشتم پیدا نکردم.
همانطور که در کامنت قبلی هم گفتم تو یکی از کتب علمای معاصر گفته علامه مجلسی ره اینو نقل کرده. اما تو خود آثار مجلسی ره خبری ازش نیست
با سلام خدمت دوستان، به نظر بنده بی سوادی مدیر تابلو و أظهر من الشمس هست. فقط نارحت نشوند و سعه صدر داشته باشن یا خدا بهشون عطا نماید. اما طرز تفکر و نوشتار به ذهن انسان شیعه انگلیسی و آمریکایی را تداعی می نمایند....
اینکه یک فرد مجهول الهویة بیاد درباره بزرگان و آثار آنان به این بی پروایی نظرات منفی افاضه نماید. فقط بوی تفرقه و صد البته نفاق میدهد.
البته از صریح و رک سخن گفتنم پوزش میخوام
پاسخ:
سلام علیکم
با تشکر از عنایت حضرتعالی به بنده.
اما اگر در هر مورد بفرمائید چطور اون مورد دلالت بر بی سوادی بنده داره هم ممنون میشم ازتون.
بسم الله
بنده به عنوان شخصی که بیست سال در حوزه علمیه به تحصیل وتدریس مشغولم و در دانشگاه هم در مقطع دکتری کلام شیعه مشغول به تحصیل هستم، این متن را به طورکاملت اییدمیکنم،تمامنظراتروخوندم،نظراتجنابمهدیوخانمنرگسهممایهشادیمانشد!
چقدر جالبه که فقط انگ و برچسب میزنند و هیچ دلیل و استدلالی هم برای حرفهایشان نمی آورند!
خدا به دادتون برسه که شیعه انگلیسی هم شدین!!
چند سال پیش یکی از دوستان ما یک تحقیقی در همین مورد انجام داده بود که در مجله علمی اطلاع رسانی " هفت اقلیم" منتشر شده است.
هفت اقلیم از منشورات دانشگاه ادیان ومذاهب قم است.
در اینترنت سرچ کنید آرشیو مجله به صورت پی دی اف در دسترس هست. اسم نویسنده هم سید هادی سید وکیلی هست، روحانی و دکترای علوم حدیث وعضو هیئت علمی دانشکده علوم حدیث آیت الله ری شهری
امیدوارم روزی برسه که علمای ما از ترس برخورد عوام مجبور نباشند چنین واقعیاتی رو کتمان کنند.
والا! بالای منبر میترسیم علیه خرافات حرف بزنیم!

پاسخ:
ممنون از حسن نیت و دقت نظر شما
بسیار ممنون عالی بود منتها من بیشتر به موضوعاتی که باسند اوردید اکتفا میکنم وبقیه رو که گفته شده نه میتونم بپذیرم و نه رد کنم.مرسی که اهل تفکر و آگاهی هستین
پاسخ:
همگی موارد رو خودم شخصاً بررسی کردم. برخی موارد بوده که افراد دیگه ای هم از محققین و متخصصین بررسی کردند و اونها هم به نتایج مشابه بنده رسیده اند.
اما فعلاً که شما میفرمائید نه رد میکنم نه میپذیریم؛ فعلاً باید حرف بنده رو بپذیرید. چون هنوز حدیث پیدا نشده پس فعلاً باید بناء رو بر این گذاشت که این حدیث نداریم.
واقعا برای نگارنده این مطالب متاسفم چطور این مطالب بدیهی رو انکار میکنین.؟!جواب خداو اهل بیت رو چطور میدین ؟!احیانا فکر کردین از اقای بهجت هم بالاترین؟!
پاسخ:
تأسف شما دردی رو دوا نمیکنه.
اگه شما مدعی این هستید که این مطالبی که بنده گفتم در منابع نداریم؛ در منابع ما به عنوان روایت موجوده لطف کنید آدرس دقیق روایت با اسم کتاب و شماره جلد و شماره صفحه و شماره حدیث یا ترجیحاً متن عربی روایات رو برای بنده ارائه بدید. مطمئن باشید بلاشک در هر موردی این اتفاق بیفته من پست رو اصلاح میکنم.
اما اتفاقاً سوال منم اینه افرادی که هر جمله زیبایی رو به عنوان حدیث اهل بیت ع نشر میدن بدون هیچ تحقیق و بررسی ای چطور میخوان جواب خدا رو بدن!؟
و چه ربطی به آیت الله بهجت ره داشت این مطلب بنده؟!
خیلی عالی… .ممنون
پاسخ:
ممنون
پاسخ:
سلام
من به اون لینک سر زدم. کامنت هم گذاشتم
سلام منظورم بحث های اخریش هست که کاربر یه پسر بیان کردن و ایات قرانی که اوردیم. میترسم توضیحاتی که دادم اشتباه باشه ممنون میشم یخونین و نظر بدین
سلام آقای علوی ،من همون دختر طلبه ای هستم که تو وبلاگ خانواده برتر سعی بر این داردم که بتونم  تا جایی که از دستم بر میاد پاسخ شبهات رو بدم ،البته من تازه پایه اولم وهنوز اطلاعات کافی ندارم واقعا به شما خدا قوت واحسنت میگم بابت این همه تلاش وپشتکارتون ،انشاا...که خیر دنیا وآخرت نثیبتون بشه ،فقط یه سوال شما گفتید که طلبه نیستید ودانشجو هستید،میتونم بپرسم تو چه رشته ای تحصیل میکنید؟مربوط به حدیث میشه؟
پاسخ:
سلام
رشتم علوم سیاسی هست که ربطی به حدیث و ... نداره. اما گفتم خودم سر کلاسای دروس حوزوی رفتم. علاوه بر اون مطالعات نسبتاً تخصصی شخصی و ارتباط مستر علمی با متخصصین فن.
ببخشید آقای علوی میخواستم بگم اگه ممکنه تو نظراتی که تو وبلاگ خانواده برتر میزارید چون افراد عامه هستند وتخصصی تو مبا حث دینی وفقهی ندارند بهتره یه کم ساده تر توضیحات رو بیان کنید،مثلا به نظر من توضیحاتی که در زمینه صیغه محرمیت دادید یه مقدار سنگین بود واز الفاضی استفاده شده بود که فکر کنم برای افراد یه مقدار گنگ بود 
من از استادم در مورد این مسئله سوال پرسیدم وگفت این حرف صحت نداره،حالا اینکه بعضی از افراد گفتن حدیثی در مورد این قضیه هست،آیا واقعا حدیثی وجود داره؟
با سلام. 
تشکر از مطالب مفید و قابل تامل شما.
خدا را شکر با وجود غلبه زیاد مدعیان دین مداری جاهل و بی اخلاق هنوز هم مؤمنانی عالم سعی در بالا بردن آگاهی برادران و خواهران دینی و رفع شبهات هستند. انشالله که در هدفتان موفق باشید و بعضی نظرات و کامنت ها دلسردتان نکند.
هیچ چیز بدتر از جهل آنهم بین مومنین و شیعیان نیست و بهترین کار که مورد رضای خدا و اولیا الهی است تلاش در رفع جهل و جمود است. (نظر بنده است و نه روایت!)
پاسخ:
سلام
ممنون
به طور کلی اینطور که ایشون بی مهابا برخی روایات رو که سندی براش پیدا نکردند مردود و بی سر و ته دانسته اند روش درستی نیست چرا که به قول آقایون اصولیون:
عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود

و اینطور بدون تحقیق جامع، درباره میراث حدیثی شیعه اظهار نظر کردن مورد رضایت امام زمان علیه السلام نیست.

 در مورد شماره 12روایت لو لا فاطمه... مرحوم رحمانی همدانی معنعن از کتابی که در نجف یکی از بزرگان دیده بوده آورده اند.

همچنین مرحوم علامه میرجهانی که معاصر ما بودند و در دهه 70 در کتاب جنة العاصمه خودش آورده که در نسخه ارزشمند خطی از کتاب «کشف اللآلی» نوشته صالح بن عبدالوهاب العرندس حدیثی را به این سند دیدم که شیخ ابراهیم بن حسن الذراق از شیخ علی بن هلال الجزایری از شیخ احمد بن فهد الحلی از شیخ زین‌الدین علی بن حسن الخازن الحائری از شیخ ابی‌عبدالله محمد بن مکی الشهید (شهید اول) به طرق متصله به ابوجعفر محمد بن علی بن موسی بن بابویه القمی (شیخ صدوق)، به طریقش به جابر بن یزید الجعفی از جابر عبدالله الانصاری از حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله از خداوند تبارک و تعالی که فرمود «یا احمد! لولاک لما خلقت الافلاک و لو لا علی لما خلقتک و لو لا فاطمه لما خلقتکما».

و یا روایت شماره 11 نحن حجج الله در کتاب تفسیر اطیب البیان است از مرحوم عبدالحسین طیب. 

و یا در قسمت دوم روایت شماره ی 8 این روایت رو انکار میکنه ولی این روایت صحیحه است 

از امام صادق(ع) سؤال شد:
یابن رسول‌الله مگر همه اهل بیت(ع) کشتی نجات نیستند، چرا می‌گویند: «ان‌الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة» حسین(ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است. امام صادق(ع) فرمودند:
«کلنا سفن النجاة ولکن سفینة جدی الحسین أوسع وفی لجج البحار أسرع»
همه ما اهل بیت کشتی‌های نجاتیم، ولی کشتی جدم حسین علیه السلام وسیع‌تر و در عبور از امواج سهمگین دریاها سریعتر است.
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴

در مورداین مطلب مرحوم جد بزرگوار بنده، حاج شیخ جعفر شوشتری در کتاب الخصائص الحسینة میفرمایند : «فرأیت فی الحسین علیه السلام خصوصیة فى الوسیلة إلى اللّه اتّصف بسببها بانّه بالخصوص، باب من أبواب الجنة و سفینة للنجاة و مصباح للهدى، فالنبى و الأئمة علیهم السلام کلّهم أبواب الجنان؛ لکنّ باب الحسین أوسع، و کلّهم سفن النجاة؛ لکنّ سفینة الحسین مجراها فى اللجج الغامرة أسرع و مرساها على السواحل المنجیة أیسر، و کلّهم مصابیح الهدى؛ لکنّ الاستضاءة بنور الحسین أکثر و أوسع، و کلّهم کهوف حصینة؛ لکنّ منهاج کهف الحسین أسمح و أسهل.»
ترجمه: «در حسین علیه السلام براى وسیله تقرّب به خدا بودن، ویژگى‏اى دیدم که او بدین جهت، و به طور ویژه، این گونه توصیف شده است: درى از درهاى بهشت، کشتى نجات و چراغ هدایت، پیامبر صلى الله علیه و آله و ائمّه علیهم السلام همگى درهاى بهشت‏اند؛ امّا درِ حسین علیه السلام در میان امواج توفان‏هاى شدید، پُرشتاب‏تر، ولنگر گرفتنش در ساحل‏هاى نجات، آسان‏تر است. همگى، چراغ هدایت‏اند؛ امّا پرتو گرفتن از نور حسین علیه السلام، بیشتر و وسیع‏تر است. همگى، پناهگاه‏هاى مستحکم‏اند؛ امّا راه بردن به پناهگاه حسین علیه السلام، روان‏تر و آسان‏تر است» (الخصائص الحسینیة: ص 14).

 در مورد شماره ی 9 هم نکته ای وجود داره اینه که
این روایت رو جناب آقای سیدعلی علوی با کمی دخل و تصرف روی منبر بیان کردن و عین عبارات ایشون رو تایپ کردن لذا اصل روایت با این کیفیت نیست چون کمی با فنون منبر آراسته شده ولی اصل روایت صحیحه است و وجود داره

البته موارد دیگر مطلب ایشون اکثرا تحقیق شده و صحیح هست
پاسخ:

چند نکته رو خدمتتون عرض میکنم:

 

1- بی مهابا به روایات تاختن درست نیست همانطور که بدون هیچ تحقیق و بررسی هر مطلبی که به عنوان حدیث به دستمون رسید هم بپذیریم درست نیست. مسأله اینه مواردی که بنده آوردم بعضاً اصولاً در مجامع روایی ما وجود نداره نه اینکه وجود داره اما با سند ضعیف یا در یک منبع غیر معتبر.

 

2- هر کدوم از موارد فوق رو هم خودم هم برخی دیگه از متخصصین جستجوهای مفصل کردیم و پیدا نکردیم. آخه این چه روایتی هست که هیچکسی ندیده و براش منبعی سراغ نداره و در هیچ نرم افزاری اون روایات نیومده؟! به هر حال مثلاً جامع الاحادیث 1000 جلد کتاب حدیثی داره مکتبة أهل البیت ع 7000 جلد کتاب حدیثی و فقهی و کلامی و تاریخی و تفسیری شیعه و سنی داره. الجامع الکبیر حدود 20000 جلد کتاب سنی داره. و سایر نرم افزارها. خب این چه روایتی که تو هیچ کتابی از کتب این نرم افزارا نیست؟!

 

3- بله عدم الوجدان لا یدم علی عدم الوجود. اما برخی اوقات در برخی موارد اینقدر افراد مختلف با ابزارهای مختلف جستجو میکنند که دیگه احتمال اینکه چیزی بوده که هیچ کسی ندیده خیلی کم و نزدیک به صفر میرسه که به راحتی عقلاء میتونن از اون احتمال صرف نظر کنند. بله اگر یک نفر با یک جستجوی مختصر به نتیجه ای نرسیده بود حق با شما بود. اما برخی موارد اینقدر جستجوها گسترده و به روش های مختلف و با ابزارهای مختلف و با کلیدواژه های مختلف بوده که احتمال اینکه چیزی بوده و ما ندیدیم خیلی کم میشه.

 

4- اصولاً این اعتماد افراطی به علما رو بنده نمی پسندم. علما احترام و ارادتشون سر جای خودش. دستشون هم میبوسیم. اما به هر حال علما هم با تمام جلالت شأنشون و علمشون معصوم نیستند و امکان اشتباه دارند. بنده برخی موارد برخی اشتباهات اینطوری رو حتی از بزرگان علما و مراجع تقلید دیدم.

 

واقع مطلب اینکه گاهی اوقات میشود، که عبارتی به عنوان حدیث چنان مشهور و رایج میشود که حتی بزرگان نیز احتمال نمی دهند چنان مطلبی به عنوان حدیث در مجامع ما نباشد؛ و کتبشان به آن استناد میکنند. اما وقتی در نرم افزارهای مختلف حدیثی متن حدیث را سرچ میکنیم مطلقاً خبری از حدیث نیست. در این موارد برخی مواقع ما فقط متن فارسی را داریم که اینجا باید عربی و متن اصلی را حدس بزنیم که اینجا ممکن است حدس ما به واقع اصابه نکند و همچنان احتمال این برود که این متن اصلی دارد که ما اصلش را نتوانسته ایم حدس بزنیم و اصلش در منابع موجود است.(که البته این احتمال در برخی موارد یک احتمال معتنابه هست اما در برخی موارد این احتمال بشدت ضعیف است که به راحتی میتوان از آن صرف نظر کرد؛ چون برخی عبارات خیلی واضح است و عربی آن آنهم عربی روایات یکی دو متن خاص بیشتر نمیشود که به راحتی هر کسی که اندک انسی با روایات داشته باشد؛ میتواند آن عربی را حدس بزند. علاوه بر آن برخی موارد انسان جندین متن عربی مختلف را حدس میزند و با تمامی آنها جستجو میکند؛ اما باز هم به نتیجه نمیرسد؛ که در اینطور موارد نیز احتمال اینکه چیزی بوده و ما به آن دست پیدا نکرده ام؛ نیز کاهش پیدا میکند.) اما گاهی اوقات ما عربی متن را در اختیار داریم که اینجا کار خیلی راحت تر است.

 

گاهی اوقات برخی دوستان بخاطر توجیه کار بزرگان میگویند لابد آنها در یک جایی مطلب را دیده اند. بالاخره نمیشود بزرگان الکی به مطلبی استناد کنند. یا برخی ها که یک مشرب فلسفی-عرفانی دارند؛ میگویند ولو فلان جمله در هیج منبعی نباشد؛ اما امکانش هست مضمون مطلب را یک عارف در کشف و شهودی دیده باشد یا در خواب دیده باشد که معصوم ع به او این مطلب را فرموده؛ لذا مطلب را به عنوان حدیث و به عنوان مروی عن المعصوم ع در کتابش ذکر میکنند.

 

اما اینها به نظر میرسد صرفاً یک توجیه باشد برای کار بزرگان و صرف ساخت یک محمل صحیح برای کار آنها که چندان حجیتی ندارد.

 

واقع مطلب همانطور که گفتم این است که گاهی اوقات یک عبارت به عنوان حدیث چنان مشهور میشود؛ که حتی بزرگان و مراجع تقلید نیز احتمال نمیدهند شاید حدیث نباشد؛ و به آن استناد میکنند. حتی خود ماها هم در خیلی از جاها بخاطر همین شهرت انتساب مطلبی به معصوم ع را میپذیریم؛ اما اگر به هر دلیلی برویم در منابع جستجو کنیم؛ می بینیم اثری از مطلب در منابع نیست.

 

اما بررسی موردی موارد:

 

الف: در مورد روایت لولا فاطمه بنده هم اشاره کردم که در منبعی که شما ذکر کردید مطلب آمده. اما تردیدات جدی وجود دارد. لینکی هم از علامه شیخ حسین راضی از علمای محقق عربستان داده بودم جهت مطالعه تفصیلی تر.

مجدداً عبارت اون بخش از پست رو اینجا براتون کپی میکنم:

 

این حدیث با این شکل که مطلقاً در مجامع روایی ما موجود نیست. بخش اول حدیث نیز «یا أحمد، لولاک لَما خلقتُ الأفلاک» نیز با اسناد نه چندان معتبر و موثق در مجامع ما آمده است. علاوه بر آن متن نیز اشکالی که دارد این است که متن هم دلالت بر افضلیت امیرالمومنین(ع) بر رسول‌الله(ص) دارد و هم دلالت بر افضیلت حضرت زهراء(س) هم بر رسول‌الله(ص) و هم بر امیرالمومنین(ع) چون علت خلق رسول‌الله(ص) امیرالمومنین(ع) است و علت خلق رسول‌الله(ص) و امیرالمومنین(ع)، حضرت زهراء(س) هست و علت نیز باید از معلول افضل باشد. که این مطلب با احادیث قطعیه‌ی ما در تضاد است.

 

علامه شیخ حسین راضی از علمای محقق شیعه عربستان-ایشان از شاگردان حضرت آیت‌الله خوئی(ره) بودن‌اند- تحقیق مفصلی حول این حدیث انجام داده‌اند؛ که علاقه‌مندان جهت مطالعه به اینجا رجوع کنند. ایشان در اینجا اشاره می کنند اولین منبعی که برای حدیث وجود دارد منبعی است به اسم «کشف اللآلیء» که حسب ادعای علامه میرجهانی(ره) از تألیفات شیخ صالح بن عبدالوهاب بن العرندس الحلی می باشد که از علمای شیعه قرن 9 است. ایشان ضمن تحقیق حول این کتاب نشان داده است اصولاً این کتاب نمی تواند از ایشان باشد یا لااقل تردیدات جدید در مورد انتساب کتاب به ایشان وجود دارد؛ و علاوه بر آن سند نیز انقطاع دارد.

 

 

ب: در مورد نحن حجج الله خودم تو پست اقرار کردم که تو تفسیر اطیب اومده. اما طبق جستجوها تو اولین منبعی که اومده همین تفسیر معاصر قرن15 هست. بالاخره ایشون که این روایت رو مستقیم از راوی حدیث نشنیده. از یه کتاب حدیثی دیده. حالا باید دید اون کتاب حدیثی اولیه و مصدر اصلی و اولیه روایت کجاست و سندش چیه؟ وگرنه به یه روایتی که اولین بار تو یه منبع قرن15 بیاد که نمیشه همینطوری اعتماد کرد.

 

ج: در مورد روایت کلنا سفن النجاة در آدرسی که از بحار ذکر کردید این روایت وجود نداره. با جستجو هم در سایر مجامع روایی روایت پیدا نشد. اگه شما خودتون تو بحار این روایت رو دیدید یا لینک بحاری که توش این روایت هست رو لطف کنید بزارید یا ازش یه عکس بگیرید اینجا بزارید. البته این نظر فقط نظر بنده نیست. محققین موسسه دارالحدیث قم زیر نظر آقای ری شهری که الحق و الانصاف افراد محقق و پژوهشگری هستند در دانشنامه امام حسین ع ج1 ص16 در پاورقی شماره 1 در مورد این مطلب مینویسند:

«باید توجّه داشت که آنچه در کلام شمارى از خطبا شهرت یافته که «اهل بیت علیهم السلام، همه کشتى نجات‏اند؛ امّا کشتى حسین علیه السلام، وسیع‏تر و پُر سرعت‏تر است»، مأثور از اهل بیت علیهم السلام نیست. گفتنى است که پس از جستجوى فراوان در ریشه‏یابى این سخن، مشخّص شد که این مطلب، تحلیلى از مرحوم شیخ جعفر شوشترى رحمه‏الله (م 1335 ق) در باره ظرفیت فرهنگى تاریخ عاشورا و شخصیت ابا عبداللّه الحسین علیه السلام در جهت هدایت و نجات انسان‏هاست‏»

و سپس متن سخن ایشان که بنده نیز ذکر کرده ام و شما نیز فرموده اید را آورده اند.


د: در مورد روایت شماره 9 خب شما اون حدیث مشابهش رو اگه دیدید و دارید بفرمائید بررسی کنیم.

با سلام
و تشکر از نویسنده محترم و خوانندگان گرامی
1-بنده از تعصب برخی خواننده ها تعجب نمی کنم جناب علوی شما مطمئن باشید اگر همین متن در چند سایت و روزنامه و مجله یا رادیو تلویزیون منتشر و باز نشر بشود، همین متعصبها تبدیل به مدافع می شوند؛ که البته ارزشی نخواهد داشت.

2-به جناب شوشتری هم عرض می شود که استفاده از اصل "عدم الوجدان لایدل علی عدم الوجود" مغالطه ای بیش نیست چراکه اگر کسی بگوید: "من در خواب پیامبر را دیدم که این متن را تایید کرد" شما دیگر نخواهید توانست ادعای او را رد کنید زیرا او در جواب شما خواهد گفت: "عدم الوجدان لا یدل عدم الوجود" !!!

3- خوانندگان محترم لطفا توجه بشود که کلام ماثور از اهل بیت ع با سخن غیر معصوم فرق دارد و حفظ میراث ماثور از آلایشهای غیر ماثور بسیار مهم و برای صیانت از دین، حیاتی است و این متن از این نظر بسیار جای قدردانی دارد.

4-نویسنده محترم هم عنایت داشته باشید که در این متن، ادبیات حضرتعالی در مقایسه ی ادبیات منابع رسمی دینی با ادبیات امروزی مخصوصا در فضای مجازی، به نوع دوم مشابهت بیشتری دارد که احیاناباعث تکدر رجال می شود!!! حال هرطور که خود صلاح بدانید...

تعذر از طول کلام
موفق باشید
پاسخ:
سلام
ممنون از توجه شما
بله ادبیات بنده کتابی هست قبول دارم. شاید متناسب یک متن علمی و تحقیقاتی ادبیات کتابی باشد.
سلام آیا گفتگوی شیطان بایامبر به صورت زیر صحت دارد لطفا راهنمایی بفرمایید

🔻پیامبر از شیطان سؤال کرد که ای لعنت شده همنشینت کیست؟ 
شیطان گفت: رباخوار
🔻گفت دوستت کیست؟
شیطان گفت: زنا کار
🔻گفت همنشین صمیمیت کیست؟
شیطان گفت: افراد مست و شرابخوار 
🔻پیامبر فرمود: مهمانت کیست؟
شیطان گفت: دزد و سارق
🔻پیامبر فرمود که پیامبرت کیست؟
شیطان گفت: شخص ساحر و سحر کننده
🔻پیامبر گفت: نور چشمی تو کیست؟
شیطان گفت: کسی که قسم به طلاق خورد.
🔻پیامبر فرمود که حبیب و دوستدارت کیست؟
شیطان گفت کسیکه تارک نماز جمعه باشد.

🔺پیامبر فرمود چه چیزی کمر تو را خورد میکند؟ 
شیطان گفت که مجاهد فی سبیل ا... و کرد پای آنها 
🔺پیامبر فرمود چه چیز جسمت را ضعیف میکند؟
شیطان گفت: توبه، توبه کننده 
🔺پیامبر گفت: چه چیز جگر تو را میسوزاند؟ 
شیطان گفت: زیادی استغفار در شب و روز 
🔺پیامبر گفت: چه چیزی چهره ات را خوار میکند؟
شیطان گفت صدقه پنهانی و مخفی

🌻اگر خواستی صاحب گنجی در بهشت شوی بگو: ''لاحول ولاقوة الابالله''

خدایا…!!!
🔸گفتم: خسته ام…
گفتی: ( لاتقنطوامن رحمة الله… "از رحمت خدا ناامید نشوید" زمر/35)
🔸گفتم: کسی نمیدونه تو دلم چی میگذره…
گفتی: (إن الله بین المرء وقلبه… "خداوند حائل است بین انسان و قلبش" انفال/26)
🔸گفتم: کسی را ندارم…
گفتی: (نحن إقرب إلیه من حبل الورید…"ما از رگ گردن به تو نزدیکتریم" ق/16)
🔸گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی...
گفتی: (فاذکرونی، أذکرکم… "منویاد کنید تا به یاد شما باشم" بقره/152)

🔹اگه ثواب یکساله میخوای اینو به دوستات بفرس!
🔹به فکر نمازت باش مثل شارژ موبایلت!
🔹با صدای اذان بلند شو مثل صدای موبایلت!
🔹از انگشات واسه اذکار استفاده کن مثل صفحه کلید موبایلت!
🔹قرآن رو همیشه بخون مثل پیامهای موبایلت!

خدایی ما کجاییم؟؟؟
پاسخ:
سلام علیکم
طبق جستجوها یافت نشد.
در مورد 2 تا کامنت خصوصیتان نیز به ایملیتان پاسخی ارسال شده بود قبلاً
با سلام.
آفرین بر شما، همینکه راه برای بررسی دقیق مشهورات از لحاظ سندیت باز شود جای شکر دارد، به حول و قوه الهی آن را ادامه می دهیم. نمی دانم کسانی که به این شکل در برابر تحقیقات بی طرف و واقع بینانه جبهه می گیرند واقعا چه هدفی را دنبال می کنند. مگر ما از حقانیت مذهب خود می ترسیم که باید به احادیثی که قطعی الصدور نیستند هیچ بلکه حتی احتمال ماثور بودن انها را هم نمی توان داد مستمسک شویم. حقانیت اهل بیت علیهم السلام بدون این روایات هم ثابت است و وظیفه طلاب و محققین جوان این است که بدون تعصب به بررسی اسناد اینگونه احادیث بپردازند و غبار تعصب و خرافه و ساده انگاری را از چهره درخشان احادیث بشویند. خدا به شما و همه محققان مخلص توفیق روزافزون عطا کند.
پاسخ:
سلام علیکم!
با تشکر از اظهار نظر شما.
۰۵ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۰ مرتضی مرادی
در مذهب از اینکه سخنی را (که معصومین نگفته اند) به معصومین نسبت بدهیم ، بشدت نهی شده ایم. همچنین در روایات داریم که دینمان را از دهان افراد (غیر معصوم) نگیریم ، بلکه از کتاب خدا و سنت معصومین اخذ کنیم . جداقل کاری که میتونیم بکنیم این است که هر روایتی که میشنویم را بدون سند نپذیریم.

قالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَنْ أَخَذَ دِینَهُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَزَالَتْهُ الرِّجَالُ وَ مَنْ أَخَذَ دِینَهُ مِنَ الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ زَالَتِ الْجِبَالُ وَ لَمْ یَزُل
🌹امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند🌹
هرکس دینش را ازدهان افراد (غیرمعصوم)بگیرد دینش را همان افراد می گیرند وهرکس دینش را از🔸کتاب وسنت🔸 بگیرد
حتی اگر کوه ها از بین بروند دین او از بین نمی رود.
📚وسائل الشیعة، ج27،ص 132 ، ح 33403- 22


اما یک قسمت در استدلالات عقلی شما در رد حدیث "لولا فاطمة لما خلقتکما ...." این رو متوجه نشدم که چرا این روایت دلالت بر افضلیت حضرت فاطمه بر پیامبر میکند؟ بعنوان مثال نقض یک نمونه ی بشری رو نقل میکنم. سازندگان ماشین همگی اذعان دارند که اگر چرخ نبود ابدا ماشین را نمی ساختند . اما آیا این بمعنی افضلیت چرخ بر ماشین است؟
این که مثال بشری بود ، ولی درباره ی انوار 14 معصوم به طریق اولی عقل این احادیث را (البته در صورت وجود) نمیفهمد .


در نهایت نیز از خداوند منان خواستار اعطای صبر بر تهمتهایی که به شما میزنند هستم.
یاعلی
عرض سلام و ادب
در مورد بند 10 هم بنده از صبح با چهار ساعت جستجو در مناجات ها و ادعیه حضرت سجاد دعایی با این مضمون پیدا نکردم. موید باشید
پاسخ:
سلام علیکم!
ممنون از حسن نظر و اهتمام شما.

سلام و خسته نباشید
ممنون از اطلاعات مفیدتون
از تندروی عده ای ناراحت نشوید
با ارزوی موفقیت برای شما و به امید روزی که مردم اگاه بشن و متفکرانه نظر بدن نه متعصبانه
پاسخ:
علیکم السلام
ممنون
باسلام و تشکر از زحمات شما. پیشنهاد می کنم نتیجه تحقیقات خود را با
 مراکز حدیثی معتبر به بحث بگذارید و سپس منتشر نمایید.ازجمله موارد دیگر 
جمله انماالحیاه عقیده و الجهاد است که منبع موثقی ندارد.لطفا این مورد را هم 
بررسی کنید.
پاسخ:
سلام ممنون
حقیقتش اینه غلب این موارد رو با متخصصین دیگه هم چک کردم و پس از تأئید اونها قرار دادم. برخی از اونا رو حتی لینک دادم به سایر سایتایی که اینو مطرح کردند

سلام علیکم

با تشکر

1. این که گفته اند حدیث نحن حجة الله ... در عوالم از اطیب البیان نقل شده صحیح نیست. این حدیث در مقدمه کتاب و نیز  بخش مستدرکات عوالم نقل شده که سید محمد باقر ابطحی که اخیرا از دنیا رفت آن را نوشته و چون با متن اصلی عوالم چاپ شده و در نرم افزار ها قرار گرفته بسیاری از افراد به اشتباه می افتند. خود ایشان در مقدمه ذکر کرده است که شماره احادیث مستدرک را داخل پرانتز می گذارد. 

2. در مورد حدیث هل من ناصر ینصرنی چنان که فرمودید حدیث دیگری وجود دارد که معنایش با این جمله مشهور متحد است و همین قدر برای صحت حدیث کفایت می کند زیرا بسیاری از احادیث نقل به معنا می شود و اصلا همان جمله موجود در لهوف هم معلوم نیست عین لفظ صادر از امام باشد و اهل بیت علیهم السلام هم اجازه نقل به معنا داده اند. چند حدیث به این مضمون وجود دارد که یکی را از کتاب کافی نقل می کنم:

الکافی: محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن ابن ابی عمیر عن ابن اذینه عن محمد بن مسلم قال قلت لابی عبدالله اسمع الحدیث منک فازید و انقص قال ان کنت ترید معانیه فلا بأس.

3.  بدان اغلب مردم بی انصاف و .... این جملات را در بعضی سایت ها به علی شریعتی نسبت داده اند!!

خدا به ما و شما توفیق شناخت کلام اهل بیت علیهم السلام را عنایت کند. 

پاسخ:
علیکم السلام
ممنون از نکات شما
واقعا کمال تاسف رو برای نویسنده دارم.فقط همین.
باید جلوگیری از انتشار نسبت دادن این احادیث داشت.ولی من خودم بعضی هاش رو به اهلش نشون دادم و طبق معیار پیامبر گه گفتن باید با قرآن مطابقت داشته باشه کاملا درسته.
نکته ی بعدم این که شما فک کردین منابع شیعه فقط همین کتابها هستند؟
از کجا معلوم منابع معتبر تری از قبل نبوده و از بین نرفته؟شاید طبق همون منابع این حدیثا سینه به سینه نقل شده.متاسفم که با دین مردم بازی میکنید سر دو دوتا چهار تا.این مطلب در این کتاب ها نیست پس این حدیث نیس....واقعا متاسفم .... آدم اهل باید بیاد تحقیق کنه اونوقت شما یه نویسنده ای که کلش داغه اومده با نتایج تحقیق خودش این حدیثارو رد کرده...

پاسخ:
دوست عزیز کجای دین گفته شده هر مطلبی که با قرآن مطابقت داشت حتماً از لسان معصوم ع صادر شده است؟؟؟!!! بحث ما سر درستی و غلطی محتوای اینطور عبارات نبود که بله بنده هم با شما موافقم صرف نظر از گوینده برخی عبارات معنای درستی دارند. بحث سر این هست که این عبارت به عنوان حدیث از لسان معصوم ع صادر شده است یا خیر؟!
در مورد منابع شیعه نیز قبول داریم که برخی منابع شیعه از دست رفته است؛ اما اولاً خیلی از احادیث آن منابعی که از دست رفته در منابع موجود نیز وجود دارد و شاید درصد بسیار پائینی از احادیث باشد که بطور کل به دست ما نرسیده باشد. ثانیاً این احادیث سینه به سینه نقل نشده. بلکه خیلی هاش در فضای مجازی منتشر شده که معلوم نیست از کجا اومده. ثالثاً با این منطق شما به هیچ مطلبی نمیشود ایراد گرفت. از فرداروی هر کسی میاد ادعا میکنه فلان جمله حدیثه اما تو منابع نیست بلکه سینه به سینه به من رسیده و اینطور لا یستقر حجر علی حجر. رابعاً ما به اینطور مطالب موظف نیستیم. ما در اخذ به روایات باید حجت داشته باشیم و مطلبی که در هیچ کتاب حدیثی ای موجود نباشه ولو اینکه واقعاً حدیث باشه و به قول شما سینه به سینه نقل شده باشه؛ حجت ما نمیشه.
نکته ی آخر اینکه خیلی از این مطالب ما هم نشون اهلش و متخصصین دادیم و بعد از تأئید اونا تو سایت قرار گرفته.
۰۵ مهر ۹۴ ، ۰۲:۴۴ سید کاظم موسوی
سلام.خیلی ممنون. مطالب کاربردی و مفیدی بود.  به این سایت هم یه سری بزنید ،بعضی از مشهورهای بی اصل رو جمع آوری کرده.http://www.andalibonline.com/article26.html
یاعلی
پاسخ:
سلام
ممنون
بله این رو هم دیدم قبلاً
۰۵ مهر ۹۴ ، ۰۲:۴۶ سید کاظم موسوی


            http://www.1kalagh.com/?m=1
مدیر گرامی این جوابیه رو من درباره ذخر الحسین گرفتم لطفا راهنماییم کن
دوست عزیز در کتب شیعه همچون حضال شیخ صدوق که درباره مقام و رتبه حضرت عباس نوشته شده و یا کتاب الکبریت الأحمر در رابطه با باب الحوائج بودن حضرت ابالفضل مفصل توضیح داده شده و یا کتاب معالی السبطین که نمونه ای از ان این است که رسول خدا (ص) از حضرت فاطمه (س ) میپرسد  برای شفاعت امتم چ اورده ای ؟ حضرت زهرا می فرمایند دست های قلم شده فرزندم عباس ما را کفایت می کند . در این کتب و کتاب های موثق دیگر شیعی در وصف حضرت عباس مطالب مختلفی نوشته شده است البته اگر منکر این إسناد نشید و شایعه خطاب نکنید ، در ضمن حضرت عباس بزرگ شده مکتب حضرت علی (ع ) ، دور از انتظار نیس که در شجاعت ، در فنون رزمی به امیرالمومنین نرفته باشد البته این هم باز باید گفت اگر مقام بالای حضرت علی (ع) و شکاف کعبه را شایعه ندونید ، در اخر دوست عزیز شما قبل از اینکه از دیگران درخواست تأمل کنید ، لطفا خودتون مقداری فکر کنید ، سرچ منبع کنید ، و از خودتون شروع کنید برای روشن شدن حقائق یا شایعات ، و عجولانه چیزی بی فکر به زبان نیارید.
پاسخ:
دوست عزیز مگر ما منکر فضائل حضرت عباس ع شدیم که شما فرموده اید در فلان منبع و بهمان منبع در مورد فضائل و شجاعت ایشان این مطالب آمده است؟؟؟!!!
ادعای ما این است این داستان ذخرالحسین به آن شکلی که در پست نقل شده بود را در منابع نیافته ایم. در پاسخ به ما شما باید منبعی برای این داستان بیاورید نه اینکه بفرمائید حضرت عباس ع خیلی فضائل داشته و در فلان منابع در مورد ایشان مطالبی آمده است که خب ما هم با شما موافقیم.
سلام.خدا قوت! داستان ذخرالحسین را دریک گروه مجازی دیدم.به نظرم مشکوک و غلوآمیز آمد.دراینترنت جستجو کردم ولی متاسفانه الی ماشاالله سایتهایی دیدم که به همون صورت کپی کرده بودند.تااینکه مطالب مفید شما رو دیدم و پاسخ اون داستان نادرست رو برای دوستانم فرستادم.اجرکم عندالله. به دوستان منتقد هم میگم ائمه غلو را رد کرده اند.اسلام دین مبارزه با جهل و خرافه است.اگه مطلبی رو ازبچگی شنیدیم وبعد میفهمیم اشتباهه بدون تعصب بپذیریم.هرمطلب رو باعقل سلیم بسنجیم.اگر حضرت عباس و ائمه برامون عزیزهستن مطلب اشتباه بهشون نسبت ندیم هرچند درظاهر تعریف و تمجید از اونهاست.ائمه به  نادرست احتیاج ندارن.اونا جونشون رو نثار کردن تا ما از ناآگاهی بیرون بیایم.
پاسخ:
سلام
البته در متن غلوی نبود. ما در صدور روایت و اینکه در کدام منبع آمده سوال کردیم. وگرنه متن استبعادی نداشت پذیرشش.
صحیح است.منظور بنده از غلو در جمله اول اصطلاح تخصصی آن نبود که شیوه ی غلات بوده است. بلکه منظور ساختگی بودن و دور از ذهن بودن.سپاس از اصلاحیه شما.
سلام آیا این روایت صحت دارد لطفا راهنمایی بفرمایید با تشکررا امام صادق (ع) قیام نکردند؟وقتی یار امام صادق (ع) وارد تنور آتش شد
پس از گذشت ساعتى، حضرت فرمود: اى سهل ! بلند شو، برو ببین در تنور چه خبر است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، مامون رقّى - که یکى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است - حکایت می‌کند:
در منزل آن حضرت بودم که شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت: یاابن رسول اللّه! شما بیش از حدّ عطوفت و مهربانى دارید، شما اهل بیت امامت و ولایت هستید، چه چیز مانع شده است که قیام نمى کنید و حقّ خود را از غاصبین و ظالمین باز پس نمى گیرید، با این که بیش از یک صد هزار شمشیر زن آماده جهاد و فداکارى در رکاب شما هستند؟ !

امام صادق علیه السلام فرمود: آرام باش، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به یکى از پیش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش کن.

همین که آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه کشید، امام علیه السلام به آن شخص خراسانى خطاب کرد: برخیز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشین.

سهل خراسانى گفت: اى سرور و مولایم! مرا در آتش، عذاب مگردان و مرا مورد عفو و بخشش خویش قرار بده، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خویش قرار دهد.

در همین لحظات شخص دیگرى به نام هارون مکّى - در حالى که کفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام کرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه علیه، پس از جواب سلام، به او فرمود: اى هارون! کفش هایت را زمین بگذار و حرکت کن برو درون تنور آتش و بنشین.

هارون مکّى کفش هاى خود را بر زمین نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى، داخل تنور رفت و در میان شعله هاى آتش نشست.

آن گاه امام علیه السلام با سهل خراسانى مشغول مذاکره و صحبت شد و پیرامون وضعیّت فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و دیگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبى را مطرح نمود مثل آن که مدّت‌ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است.

پس از گذشت ساعتى، حضرت فرمود: اى سهل! بلند شو، برو ببین در تنور چه خبر است.

همین که سهل کنار تنور آمد، دید هارون مکّى چهار زانو روى آتش‌ها نشسته است، پس از آن امام علیه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بیا؛ و هارون هم از تنور بیرون آمد.

بعد از آن، حضرت خطاب به سهل خراسانى کرد و اظهار داشت: در خراسان شما چند نفر مخلص مانند این شخص - هارون که مطیع ما مى باشد - پیدا مى شود؟

سهل پاسخ داد: هیچ، نه به خدا سوگند! حتّى یک نفر هم این چنین وجود ندارد.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: اى سهل! ما خود مى دانیم که در چه زمانى خروج و قیام نمائیم؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، که حدّاقلّ پنج نفر هم دست، مطیع و مخلص ما یافت شوند، در ضمن بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستیم.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام، نوشته عبداللّه صالحى.
پاسخ:
سلام
بله این حدیث را داریم
با سلام 
حدیث زیر رو در یک گروه گذاشته بودند بنده کتاب رو درسایت مطالعه کردم البته متن عربی و در صفحه ی نوشته شده این حدیث رو ندیدم اما موفق به یافتن کتاب ترجمه شده نشدم  می خواستم لطف کنید و شما راهنمایی بفرمایید آیا این حدیث صحیح است
⬜️▫️
ﺍﻣﺎﻡ ﻛﺎﻇﻢ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻣﻲ‌ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ: 
ﻣﺎ ﻣِﻦ ﺃﺣَﺪٍ ﺩَﻫَﻤَﻪُ ﺃَﻣﺮٌ ﻳَﻐُﻤﻪُ ﺃَﻭ ﻛَﺮَﺑَﺘْﻪُ ﻛُﺮﺑَﺔً ﻓَﺮَﻓَﻊَ ﺭَﺃﺳَﻪُ ﺇﻟَﻰ ﺍﻟﺴﻤﺎﺀِ ﺛُﻢﱠﱠ ﻗﺎﻝَ ﺛَﻠﺎﺙَ ﻣَﺮّﺍﺕٍ: 
ﺑِﺴﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟﺮﱠﱠﺣﻤﻦِ ﺍﻟﺮﱠﱠﺣﻴﻢِ 
ﺇﻟﺎّ ﻓَﺮﱠﱠﺝَ ﺍﻟﻠّﻪ ُ ﻛُﺮﺑَﺘَﻪُ ﻭ ﺃﺫﻫَﺐَ ﻏَﻤﻪُ؛ 

ﻫﺮ ﻛﺲ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﭼﻴﺰﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻏﻤﮕﻴﻨﺶ ﻣﻰ ﺳﺎﺯﺩ ﻳﺎ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪﻯ ﻛﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺶ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ، 
ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ؛
       "ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠّﻪ ﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺍﻟﺮﺣﻴﻢ"
ﺑﮕﻮﻳﺪ، ﺑﻰ ﺗﺮﺩﻳﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﮔﺮﻩ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﺵ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺸﻮﺩ ﻭ ﻏﻤﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ.
---
⬅️ ﻣﻜﺎﺭﻡ ﺍﻟﺄﺧﻠﺎﻕ، ﺹ 347.
پاسخ:
سلام
بله این حدیث رو در همین صفحه در مکارم الاخلاقی که بنده دارم موجوده. شاید نسخه شما فرق میکنه
نسخه ای که من دیدم عربی بود شاید نسخه ی شما فارسی باشه  و ترتیب صفحات  با هم فرق بکنه من از کتابخانه ی دیجیتال یه سایت استفاده کردم  ممنون از پاسخ گوییتون  ان شاالله موفق باشید و در پیشگاه حق سربلند
سلام خسته نباشید
این دعا رو در یکی از گروه ها گذاشته بودند  می خواستم بدونم آیا این دعا سند روایی دارد  
 با تشکر
🔺دعائی که ردخورنداره ودست خالیت نمیزاره،،🔺

اللهم یاسامع الصوت ویاسابق الفوت ویاکاسی العظام لحما بعد الموت ویامن اجاب نوح حین ناداه وکشف الضر عن ایوب فی بلواه وسمع یعقوب فی شکواه  ورد إلیة یوسف وأخاه وبرحمته ارتد بصیرا واعاد النور الى عیناه ولیس بعزیز علیک ولیس بعسیر علیک ان ترزقنی (حاجتتوبگو) سبحانک لااله الا انت یاذا الجلال والاکرام یارب یارب یارب یامن نجیت محمد صلى الله علیه واله وسلم حین نسجت على الغار خیوط العنکبوت  وأمنت یونس فی بطن الحوت وحفظت موسى فی الیم والتابوت لیس بعسیر علیک ان ترزقنی (حاجتتوبگو) سبحانک لااله الا انت یاذا الجلال والاکرام یارب یارب یارب یاخالق السماوات والارض واللیل والنهار والشمس والقمر والنجوم والکواکب والشجر والدواب والماء والتراب وکل شئ وعلمت الانسان مالم یعلم ورفعت السماوات بغیر عمد نراه لیس بعسیر علیک ولیس بعزیز علیک ان ترزقنی (حاجتتو بگو ) سبحانک لااله الا انت یاذا الجلال والاکرام یارب یارب یارب اللهم انی عبدک الذلیل الفقیر المسکین سجدت لوجهک العظیم ابتهالا وتضرعا ورجاء وضعفی وعجزی وقلة حیلتی وهوانی على الناس ویقینا واعترافا وتصدیقا بأنک انت الله وحدک لا شریک لک لک الملک ولک الحمد بیدک الخیر کله وانت على کل شئ قدیر اللهم انی اسئلک بأنک انت الله الاحد الصمد الذی لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا احد ولم یتخذ صاحبة ولا ولد واسألک اللهم باسمک الاعظم الذی اذا سئلت به اعطیت وأذا دعیت به اجبت واذا استرحمت به رحمت واذا استفرجت به فرجت یاارحم الراحمین یامالک یوم الدین ایاک نعبد وایاک نستعین ارزقنی (حاجتتوبگو) سبحانک لااله الا انت یاذا الجلال والاکرام اللهم یاذا العزة والجبروت یامالک الملک والملکوت اسالک اللهم بکل اسم هو لک سمیت به نفسک او استاثرت به فی علم الغیب عندک او علمته احد من خلقک ان ترزقنی (حاجتتوبگو ) سبحانک لااله الا انت یاذا الجلال والاکرام یارب یارب یارب یامالک الملک یامالک الملک یامن تؤتی الملک من تشاء وتنزع الملک ممن تشاء وتعز من تشاء بغیر حساب لیس بعسیر علیک ولیس بعزیز علیک ان (حاجتتوبگو) سبحانک لااله الا انت یاذا الجلال اللهم انک قلت وقولک الحق ادعونی استجب لکم اللهم انا دعوناک کما امرتنا فاستجب لنا کما وعدتنا یااکرم من سئل ویاأجود من اعطى وحسبنا الله ونعم الوکیل ،،
حالا 3بارسوره ی حمدرو بخ ن به نیت برآورده شدن حاجتت
* * خداوندا بشارت بده به کسی که این دعا رو پخش میکنه به رسیدن به حاجتش وشادیه دلش، طوری که اشک شوق ازچشمانش سرازیر بشه
منو تودعاهاتون فراموش نکنین
خواهشمندم این دعا رو پخش کنین تابه دست همه ی مومنان برسه
ان شاءالله خداوند حاجاتتونو برآورده کنه وحسناتتونو اجربده🌹
پاسخ:
سلام
قبلاً جستجویی کرده بودم پیداش نکردم
سلام خیلی لطف کردید 
پاسخ:
خواهش
سلام اقا محمد....بااینکه با همش موافق نیستم..ولی زحمت کشیدید.....
در ضمن ما هم نگفتیم برخی از این دست موارد حدیث هستند..همینکه معقول وموجه باشند برای اکثریت قابل استفاده میشود....
واقعا سیاستت عین دیانتت هست..............
پاسخ:
سلام
نگفتم شما گفتید اینا حدیث. ولی تو فضای مجازی تمامی موارد به عنوان حدیث منتشر میشه.
ضمناً معقول بودن یه چیزه حدیث بودن یه چیزه. کسی منکر محتوای زیبا و قابل استفاده برخی از عبارات نیست. ما حدیث بودن عبارات رو منکریم
آفرین....حرفت معقول بود.
سلام آیا امام جعفر صادق علیه السلام خواندن سوره ی انفطار در بارندگی توصیه کرده اند یا حدیثی از ایشان در مورد خواندن این سوره در باران داریم ممنون میشم اگر راهنمایی کنید
پاسخ:
سلام
بله در روایتی در تفسیر روایی برهان از امام صادق ع نقل شده است که اگر کسی هنگام بارش باران این سوره را بخواند به اندازه هر قطره باران خدا گناهش را می آمرزد.
۲۴ دی ۹۴ ، ۰۵:۰۷ neamat mohammad
باسلام و خسته نباشید
مدیر محترم
از مطالب پرمغز و استدلال های عقلانی شما بسیار لذت بردم.
از اینکه سعی دارید عقلانیت را در شناخت و قبول حقایق دینی (بالاخص احادیث مطروحه ) جایگزین احساسات و تعصبات بنمایید به شما تبریک میگویم امیدوارم مورد تایید حضرات معصومین باشید.
البته دوستانی هم که به نوعی مخالفت میکنند معلوم است خودشان حق جو و حق طلب هستند به همین خاطر برایشان سخت و دور از انتظار است مطالبی را که در طی سالیان متمادی بعنوان احادیث متقن شنیده بودند به یکباره و به دور از انتظار غیر حدیث بپذیرند.اما در حقیقت شاید اشتیاقشان برای کشف و حفظ حقایق دینی بیشتر از شما نباشد کمتر هم نیست. لذا به نظر حقیر اصرار و در بعضی موارد انکار تحقیقات شما توسط دوستان دلیل ارادت به آموزه ای دینی آنان است. اما میتواند حرفه ای تر و بروز تر مسایل را تحلیل و اثبات کرد.که در تخصص شماست.یا حق
پاسخ:
علیکم السلام
ممنون
۲۴ دی ۹۴ ، ۰۵:۰۸ neamat mohammad
باسلام و خسته نباشید
مدیر محترم
از مطالب پرمغز و استدلال های عقلانی شما بسیار لذت بردم.
از اینکه سعی دارید عقلانیت را در شناخت و قبول حقایق دینی (بالاخص احادیث مطروحه ) جایگزین احساسات و تعصبات بنمایید به شما تبریک میگویم امیدوارم مورد تایید حضرات معصومین باشید.
البته دوستانی هم که به نوعی مخالفت میکنند معلوم است خودشان حق جو و حق طلب هستند به همین خاطر برایشان سخت و دور از انتظار است مطالبی را که در طی سالیان متمادی بعنوان احادیث متقن شنیده بودند به یکباره و به دور از انتظار غیر حدیث بپذیرند.اما در حقیقت شاید اشتیاقشان برای کشف و حفظ حقایق دینی بیشتر از شما نباشد کمتر هم نیست. لذا به نظر حقیر اصرار و در بعضی موارد انکار تحقیقات شما توسط دوستان دلیل ارادت به آموزه ای دینی آنان است. اما میتواند حرفه ای تر و بروز تر مسایل را تحلیل و اثبات کرد.که در تخصص شماست.یا حق
پاسخ:
علیکم السلام
ممنون
دوست عزیز
حدود 6 سال پیش، وقایعی اتفاق افتاد در این کشور، جنایتهایی به نام اسلام و ولایت انجام شد. چیزهایی دیدیم که در همان حال و پس از آن، از سیمای جمهوری اسلامی دقیقاً عکس آنها را به مرم نمایاندند. و چشم و گوش همه از این نا راستی ها پر است. و حال بر آنید که بر مردم بقبولانید که آنچه در هزار و اندی سال پیش اتفاق افتاده و یا بر زبان بزرگی رانده شده آن بوده و این نبوده؟ در این اندک مدت اینچنین دروغ می رانند پس خدا رحم کند بر آنچه که در پس تاریخ پر فریب این دیار پنهان است. 
در خود نپیچ عزیز جان برادر. 
نه یک روایت سبب خواهد شد که عزیزان حزب اللهی لحظه ای از صندلی قضاوت در مورد این و آن برخیزند و بر خود نظر افکنند، که آنچه این جماعت را از مردمان عادی متمایز میدارد همانا ایمان بر صلاح خود و کژروی دیگران است که مباد بر آن خللی افتد.  
سلام وقت بخیر
حدیثی در فضای مجازی منتشر شده از امام جعفر صادق با این مضمون
بنگر چه کسی مخالفان ما را خشمگین می کند او را برگزین
ممنون میشم اگر بررسی کنید صحیح هست یا خیر
پاسخ:
سلام
این حدیثو داریم اما به نظرم استفاده ای که داره از حدیث میشه اشتباهه و از این حدیث این مطلب در نمیاد
سلام
بسیار عالی
البته باید این علم  بعنوان علم تشخیص بصورت نوین در مدارس دبیرستانها و دانشگاههای ما تدریس شود.
کلام معصوم هرگز بر ناسزاگویی وبد گویی نیست
مثلا آنجا که از قول امام علی میگوید ای مالک مردم اغلب بی منطق و....هستند این واقعا دروغی ساختگیست که بحضرت نسبت داده شده ودر لوای دستور متبت سعی در تخریب منفی دارند.
اما باید گفت که ما 14 معصوم داریم
اگر این معصومین از بدو تولد تا وفات یکسره فقط حرف زده باشند مگر چقدر توانسته اند حرف زده باشند.
بنا براین آنها سرنخها و شالوده هایی را فرموده اند وسپس صالحین و مومنین و پیروان راستین  پیرامون آنها اقدام به ساخت سخن ومضامین و رهنمود کرده اند وازین پس هم خواهد شد و ایرادی هم ندارد اما دربین آنها مخربین ومغرضین نیز از راههای دستور منفی به نتیجه مثبت ودستور مثبت به نتیجه منفی و درغهایی که در این مثبت به نظر رسیدن  توهین به دیگران محسوب میشود و بوی افراط وتفریط از انها به مشام میرسد  سعی در جعل احادیث برای تخریب مدتدار اسلام میکنند که هوشیاری میطلبد.
و این بعهده سیستم آموزشی است وبنظر من حوزه علمیه با جداسازی خود از مردم وشبکه های اجتماعی که امروزه خط دهنده توده مردم محسوب میگردد کوتاهی در این مسیر میکند
بعنوان مثال ما چندین گروه روانشناسی وجامعه شناسب در تلگرام داریم و گاهی بحثهایی بین معتقدین به اسلام ومغرضین به آن رخ میدهد  ولی متاسفانه ازروحانیونی که در گروه داریم جز سکوت چیزی ندیدیم
پاسخ:
علیکم السلام
ممنون
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه مبارک
بتازگی حدیثی در فضای مجازی منتشر شده که منتسب به پیامبر
ظاهرا روی کلاه دختر اوباما در جشن فارغ التحصیلی نوشته شده
بهترین هدیه که یک پدر می تواند به فرزندش دهد  دانش است
می خواستم بدونم آیا این حدیث معتبر و از پیامبر بزرگوارمون هست
ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
پاسخ:
سلام دقیق این حدیث به این شکل را مشاهده نکرده ام. اما در فضیلت علم آموزی و توصیه به علم آموزی به نحو کلی روایات متعددی داریم. همچنین در برخی روایات میگوید که والدین باید به فرزندان سواد آموزش دهند. اما دقیق حدیث به این شکل ندیده ام.
سلام مجدد و تشکر فراوان
پاسخ:
سلام
خواهش
۰۶ تیر ۹۵ ، ۰۲:۴۵ به تو ربطی نداره

در اینترنت عده ای نوشته اند این حدیث جعل است، ولی با دلایل زیر ثابت میشود آنها که ادعای جعل حدیث دارند نه قران را قبول دارند و نه شیعه علی هستند و حتی مسلمان و مومن نیستند بلکه طبق آیه 136 سوره نساء انکار کنندگان این کلام را بطور ضمنی کافر نامیده و تهدید میکند.

"ای مالک!
اگر کسی را مشغول گناه دیدی ،
فردا به چشم گناهکار به او نگاه نکن،
شاید شب هنگام توبه کرده باشد
و تو ندانی ...."

شاید این کلام از جسم فیزیکی امام علی خارج نشده باشد، ولی یقینا با توجه به دلایل از روح امام علی صادر شده است، کلام امام علی بخشی کوچک از کلام قران است، و کلام قران امانتی است که پیامبر اسلام که بالاتر از امام علی است از سوی خداوند به زمین آورده است. 

امام علی در صفین وقتی قرانها را بر سر نیزه ها کردند خود فرمود من قران ناطق هستم آن قرانها را بزنید

با یاد آوری اینکه کلام امام علی با قران یکی است، به آیات قران مراجعه میکنیم تا ببینیم که خداوند بسیار عمیق تر از این کلام سخن گفته است: 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَى بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۸﴾

وقتی خداوند میفرماید اگر توبه کنید گناهان شما را کافر میشوم،(یکفر) یعنی انجام گناه توسط شما را انکار میکنم، کافر شدن یا تکفیر کردن یعنی وجود چیزی را انکار کردن یا زیر چیزی زدن، و وقتی خداوند گناهان کسی را تکفیر میکند، یعنی زیرش میزنه که گنهکار اصلا همچین کاری انجام نداده چه برسه به اینکه بخواد آن گناه را توی فکرش یاد آوری کنه یا فرداش او را دید به یاد بیاره ،

در سوره زمر میفرماید:

لِیُکَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَیَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۳۵﴾

تا خداوند بدترین اعمالی را که انجام داده‏اند از نامه اعمالشان انکار (کفران) میکند و آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‏دادند پاداش دهد. (۳۵)

در سوره فرقان خداوند بسیار بالاتر از آن میفرماید که اگر کسی توبه کند خداوند بجای گناهش ثواب مینویسد:

إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ﴿۷۰﴾

مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد که خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل می‏کند. و خداوند آمرزنده و مهربان است. (۷۰)

حال عده ای میگویند خداوند چنین کاری نمیکند با عدالتش جور در نمیاد، برای پاسخ به اینها خداوند در چندین جای قران میفرماید به تو ربطی نداره ، هر کی را بخواهم میبخشم و هر کی را بخواهم عذاب میکنم :

وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (سوره5 آیه 18 و سوره 3آیه129 و سوره 48آیه14 و سوره2آیه284 وسوره5 آیه40 و در سوره 14 آیه4 میفرماید هر کسی را بخواهم هدایت میکنم و هر کسی را بخواهم گمراه میکنم)

در شبهای قدر و در بهار قران، بیائیم قران را بهتر بخوانیم، و دستور آیه136 سوره نساء را اطاعت کنیم که میفرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا ﴿۱۳۶﴾

ای کسانی که ادعای ایمان دارید، بیائید و ایمان بیاورید. و هر کس ادعای ایمان کند ولی در عمل کافر باشد ، در گمراهی بسیار سختی افتاده است.

زیرا که ایمان ندارید زیرا اگر ایمان داشتید این کلام خدا توی وجودتان نفوذ میکرد. و نمیگفتید کلام علی جعل است، بلکه قران عین کلام امام علی است.
و اما دلیل دوم بر اثبات جعل نبودن:
این سخن امام علی ع قبل از اینکه در نهج البلاغه سید رضی نوشته بشه در کتاب " تحف العقول "اثر "ابن شعبه" اومده وبعدش تو نهج البلاغه، اونم تو "نامه ی ۵۳ ".

فاِنَّ فی الناس عیوباً، الوالی اَحق مَن سَتَرَها فلا تکشفنّ عمّا غاب عنک منها فاِنما علیک تطهیر ما ظهر لک و الله یحکم علی ما غاب عنک فاسْتُر العورة مااستطعتَ یستر الله منک ما تحب ستره من رعیتک»

ولی دلیل قبلی قویتر و محکمتر از دلیل دوم است زیرا از آیه قران که غیر قابل تحریف است آمده است.
خداوند در آیه 136 سوره نساء بعد از اینکه این افراد را که ادعای ایمان دارند ولی حدیث را جعلی نام میگذارند، به ایمان اوردن دعوت میکند، تهدید ضمنی میکند که هر کس ادعای ایمان بکند ولی در حرف و عمل کافر شود در گمراهی بسیار سختی افتاده است
پاسخ:
سلام
اینکه یک مطلب مورد تأئید و درست باشد به این معنی نیست که آن مطلب از لسان مبارک معصوم ع صادر شده باشد و حدیث باشد. مسأله این است این حدیث از معصوم ع صادر نشده. شما اگر ادعایتان خلاف این است سند و مدرک حدیث را نشان بدهید.
سلام علیکم متن زیررو در گروهی گذاشته بودند به نظر بند خالی لز اشکال نیست لطفا درمورد صحت یا عدم صحت ادعای موجود در این متن درمورد مرگ برایم توضیح بفرمایید

Setayesh:
واقعا جالبه بخونید👇*چگونگی مرگ واقعی*
        
*استادالهی قمشه ای* *فیلسوف@  بزرگ جهانی* *اینگونه می گوید*
 *که مرگ واقعی چگونه است.*

*آیا فشار قبر واقعیت دارد؟*
*استادالهی قمشه ای*

*جدا شدن روح از بدن هنگام مرگ قطعی ، در کسری از ثانیه انجام میشود . این لحظه چنان سریع اتفاق می افتد که حتی کسی که چشمانش لحظه مرگ باز است* *فرصت بستن آن را پیدا نمیکند . یکی از شیرین ترین تجربیات انسان دقیقا لحظه جدا شدن روح از جسم میباشد . یه حس سبک شدن و معلق بودن* .
*بعد از مرگ اولین اتفاقی که می افتد این است که روح ما که بخشی از آن هاله ذهن است و در واقع آرشیو اطلاعات زندگی دنیوی اوست شروع به مرور زندگی از بدو تولد تا لحظه مرگ میکند و تصاویر بصورت یک فیلم برای روح بازخوانی* *میشود . شاید گمان کنیم که این اتفاق بسیار زمان بر است . زمان  در واقع قرارداد ما انسانهاست . این ما هستیم که هردقیقه را 60 ثانیه قرارداد میکنیم . اما زمان در واقع فراتر این تعاریف است*. 
*با مرور زندگی ، روح اولین چیزی که نظرش به آن جلب میشود*،  *وابستگیهای انسان در طول زندگی میباشد*. *برخی از این وابستگی ها در زمان حیات حتی فراموش شده بود ولی در این مرحله دوباره* *خودنمایی میکند .میزان وابستگی دنیوی برای هرکس متغیر است* .
*روح از بین خاطراتش وابستگی های خود را* *جدا میکند . این* *وابستگی ها هم مثبت است هم منفی . مثلا وابستگی به مال دنیا یک وابستگی منفی و وابستگی مادر به فرزندش هم نوعی دلبستگی و وابستگی مثبت محسوب میشود* *ولی به هرحال وابستگی ست* . 
*این وابستگی ها کششی به سمت پایین برای روح ایجاد میکند که او را از رفتن به سمت هادی یا راهنما جهت خروج از مرحله دنیا باز میدارد . یعنی روح بعد از مرگ تحت تاثیر دو کشش قرار میگیرد . یکی نیروی* *وابستگی از پایین و دیگری نیروی بشارت دهنده به سمت مرحله بعد . اگر نیروی وابستگی ها غلبه داشته باشد باعث میشود روح تمایل پیدا کند که دوباره وارد جسم گردد . چون توان دل کندن از وابستگی را ندارد و دوست دارد دوباره آن را تجربه کند* . *به همین جهت روح به سمت جسم رفته و تلاش میکند جسم مرده را متقاعد کند که دوباره روح را بپذیرد . فشاری که به "روح" وارد میشود جهت متقاعد کردن جسم خود در واقع همان فشار قبر است . این فشار به هیچ وجه به جسم وارد نمیشود . چون جسم دچار مرگ شده و دردی را احساس نمیکند . پس* *فشار قبر در واقع فشار وابستگی هاست و هیچ ربطی ندارد که شخص قبر دارد یا ندارد . این فشار هیچ ربطی به شب زمینی ندارد و میتواند از لحظه مرگ شروع گردد* . 
*یکی از دلایل تلقین دادن به فرد فوت شده در واقع این است که به باور مرگ برسد و سعی در برگشت نداشته باشد*.
*بعد از مدتی روح متقاعد میشود که تلاش او بیهوده است و فشار قبر از بین میرود* .
*وابستگی ها باعث میشود که روح ، شاید سالها نتواند از این مرحله بگذرد .   بحث روح های سرگردان و سنگین بودن قبرستانها بدلیل همین وابستگی هاست . گاهی تا سالها فرد فوت شده نمیتواند وابستگی به قبر خود و جسمی که دیگر اثری از آن نیست را رها کند*. 
*به امید اینکه بتوانیم به درک این شعر برسیم*:
         
_دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ.
 بگذار و بگذر
ببین و دل مبند
چشم بینداز و دل مباز
~که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت ...
نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد که چشمهایتان ندیده، نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده_...
"صادقان *زندگی* کنیم . 

*ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت میرویم. ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر برآورده ایم.........بله بیاییم واقعا، صادقانه زندگی کنیم.*
پاسخ:
سلام
بنده در این زمینه علم چندانی ندارم که بصورت علمی و مستدل صحبت کنم. اما در مورد فشار قبر و سختی زمان مرگ روایت زیاد داریم.
دوباره سلام همراه با ترزوی قبولی طاعات
توی چند سایت در مورد خروج روح از بدن مطالعه کردم 
توی بعضی نوشته بود که روح بر اثر ضربه سرع تر خارج میشه یا بر اثر سکته اما بر اثر بیماری به تدریج خارج میشه میشه لطفا در این باب هم توضیح بفرمایید 
ممنون
سلام لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید که از کجا اطلاعات صحیح بدست بیاورم در مورد متن منسوب به استاد الهی قمشه ای در مورد مرگ 
پاسخ:
سلام
از سایتهای پاسخگویی مثل پرسمان یا اسلام کوئیست بپرسید
ممنونم


پاسخ:
در مورد کامنت خصوصیتون به این لینک رجوع کیند
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa43259
سلام علیکم

فی المجموع مطالب شما مفید بود.

بند ( ۴ ) در کبریت احمر آمده ( ص ۷۰۱ ) عین متن مذکوره، فقط عبارت ذخر الحسین علیه السلام رو نداره ، ایشان ماخذ این حکایت را منبع معتبری دانسته، و یادم هست که در روضه الشهدا هم این حکایت ذکر شده.

نکته : صدیق معزز شما مطلعید که منابع شریعت ما دستخوش جنایات بیشماری از دشمنان در طول تاریخ قرار گرفته، بسیاری از آنها به جهت تقیه و بسیاری بخاطر آتش سوزی و بسیاری به علت عدم استنساخ ، و بسیاری به سبب سرقت و عوامل طبیعی مثل پوسیدن از بین رفته ، در نجف اشرف هزار ها کتاب خطی الان گرد می خورد و بدون چاپ باقی مانده، ذخیره‌ای که اکنون از شیعه در دسترس ما قرار دارد یک صدم از ذخایر شیه محسوب می شود آن هم به خاطر مجاهدت های علامه مجلسی ره است که بسیاری از منابع ما را احیا کرد و الا همین را هم نداشتیم لذا طبیعی است که با وجود چنین فضایی ما حق نداریم به صرف عدم الوجدان حکم به عدم وجود کنیم، برخی از عبارات شما گویای این مدعی است ، مثلا شما عنوان بحث را احادیث بی سر و ته قرار داده اید و بی منبع ، نه این اشتباه است، باید می گفتید در کتب متداول ما نبود و این را هم اضافه می کردید که البته این به آن معنی نیست که این روایات اصلا  وجود ندارد و یا فاقد حجیت است ،
در آخر تذکر این مطلب الزامی است که در ۲ باب اصول  دین و فروع دین ما محتاج دلیل قاطعیم، در اعتقادات، قطع و در احکام ظن (  دلیل علمی ) ، ولی در باب تاریخ خیر، حتی یک منبع موثق برای ما کافی است .
وفقکم الله
پاسخ:
علیکم السلام!
بله عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود. اما البینة علی المدعی. فردی که مدعی است فلان عبارت حدیث است و صادره از لسان مبارک معصوم ع خب کاری ندارد منبعش را بیاورد متن عربی اش را بیاورد. اینطور که نمیشود هر متنی دیدیم که به معصومین منتسب شده آنهم در فضای مجازی و شبکه ها حالا یک وقت در کتاب یک عالمی یک حدیثی ببینیم میگوییم خوب عالم است لابد از یک جایی دیده است دیگر حالا ما دسترسی نداریم. اما مطلبی که فقط در شبکه های اجتماعی دیده میشود و هیچ سند و منبعی نیز ندارد آیا در همچین جایی، میتواند به قاعده عدم الوجدان لا یدل علی الوجود تمسک کرد و گفت شاید چیزی هست و ما تا کنون نیافته ایم؟؟!! اینطوری باشد لا یستقر حجر علی حجر. ار فردا هر کسی عبارتی میسازد و به معصوم ع منتسب میکند و ما هم مطابق این قاعده حق نداریم ردش کنیم.
ضمن اینکه بله نسخ خطی زیادی وجود دارد اما خود این نسخ خطی چه میزان اعتبار دارد!؟ برای چه قرنی است؟! طبعاً یک نسخه خطی که فرضاً برای قرن 11 باشد که منبع حتی درجه 3 یا 4 نیز محسوب نمیشود پس ولو ما الان به خیلی از نسخ خطی دسترسی نداشته باشم؛ چندان جای نگرانی نیست چون همین منابع مکتوب موجود اینقدری هست که اگر حدیثی در هیچیک از این کتب یافت نشد جداً به این حدیث مشکوک شویم.
۱۱ مهر ۹۵ ، ۱۰:۰۳ سید عباس آل هاشم
این احدیث بی سرو ته نیستن برای امثال شما صرف نمیکنه 
گیرم بی سرو تا باشن مگه به کدام موضوع ضد اخللق وضد دین اشاره شده 

پاسخ:
دوست عزیز اینکه یه جمله ای حرف درستی باشه یه چیزه اینکه اونو حدیث بدونیم یه چیز دیگه هست. ما نفی نکردیم که برخی از این عبارات عبارات آموزنده و اخلاقی و زیبایی هست ما حدیث بودن این عبارات رو نفی کردیم
۱۱ مهر ۹۵ ، ۱۰:۱۱ سید عباس آل هاشم
واقعا استدادل شما اینه مسکلز نداره از فردا هرچی خواستن رو با متن عربی میزارن که شما و امثال شما که مدعی العموم هستین فکر کنید درسته شما دلیلی بیاورید بر نادرست بودن حدیث عزیزمن شما و امثال شما و بنده فقط رو خوانی کتابهایی ماندد نهج البلاغه ی امام علی  رو میتونیم بخونیم 
دقیقا مثل ب  از بسم الله کا فقط خواندش رو بلدیم و نه علگ حدیث و نه تفسیرمیدونیم فقط بلدیم آروغ های روشنفکرانه بزتیم و بگیم ما هم چیزی حالیمونه دقیقا مثل کسایی که هیچ چیز نمیدونن و میگن علامه هستن و انسانهایی که عالم اند ودر مقابل افراده بی سوادی امثال بنده و جنااب عالی سکوت میکنن 
وقتی دقت میکنم میبینم خیلی از رفتارهایی که در احادیث معصومین اومده و نفی شده در پاسخ هاز شما زیاد بچشم میخوره 
باشد که همه ز بندگانش را اصلاح کند بنده و جناب عالی رو
پاسخ:
عزیز من اولاً بنده الحمدلله اونقدری سواد دارم و اونقدری با روایات مأنوس بودن که کلی تحقیق کردم پرس و جو کردم از متخصص تر از خودم پرسیدم در انواع نرم افزارهای حدیثی و فقهی جستجو کردم و بعد از نیافتن این عبارات اینو اینجا قرار دادم.

اما اینکه گفتین من دلیل بیارم هم از اون حرفا بودها. عزیز من البینة علی المدعی. کسی که مدعیه فلان حرف حدیثه باید دلیل بیاره باید بگه بله این حدیث تو فلان منبع جلد فلان صفحه فلان اومده. تازه بنده گفتم من هر چقدر گشتم و هر چقدر از متخصصین پرسیدم به منبعی برا این احادیث نرسیدم. اگه کسی منبع درستی برا این احادیث سراغ داره بگه مطمئن باشید بنده پست رو اصلاح میکنم.
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمة الله


عاقلان مرکز پرگار وجودند ولی     عشق داند که در این دایره سرگردانند


برادر عزیزم، عقل و سند و استدلال، تا یک حدی می تواند راهگشا باشد

این نه حرف من است بلکه حرف بسیاری از بزرگان است

حساسیت لازم در مورد سند برای روایات اخلاقی و عرفانی ما خیلی در گذشته معمول نبوده است. بیشتر موضوعات سینه به سینه منتقل می‌ شده است.

متفکران حقیقی از منظر قرآن کسانی هستند که عقل و قلب را به یکدیگر گره می زنند:
...قلوب یعقلون بها...(سوره حج، آیه 46)

قصد جسارت نداشتم بزرگوار
ولی خیلی مواظب باش
الاحتیاط سبیل النجاة
عقل ما تا قدسی نشود و به قلب گره نخورد، صاحب فتوا نمی شود بلکه فقط سخنش حدیث نفس است.

باز هم ببخشید.

اگه لایق دونستی، بیشتر رو حرفام فکر کن و از عالِمان حقیقی راجع به مطالب که گفتم، بپرس و تحقیق کن.

موفق باشی.


پاسخ:
علیکم السلام
بله نقل سینه به سینه در ادبیات عرفانی جایگاه دارد. اما فقهاء عظام ما و علمای علم حدیث و محدثین بزرگوار چندان به این مبنا اعتنایی ندارند.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام‌علیکم


عمده آن است که پیام این روایت را بتوانیم متوجه شویم که در کتاب «مقام لیلة‌القدری فاطمه زهرا علیها سلام» و جزوه‌ی «فاطمه مظهر عبودیت» نوشته ی استاد طاهر زاده، نکات مهم و ظریف و عمیقی راجع به این روایت بیان شده(دانلود کتاب و جزوه ی نامبرده شده از سایت لب المیزان:
lobolmizan.ir
 عمده برداشت صحیح از آن روایت است که در کتاب و جزوه ی نامبرده شده، حدیث طوری بیان شده که تصور نشود مقام حضرت زهرا سلام الله علیها از مقام پیامبر صلی الله علیه واله و امیرالمؤمنین علی علیه السلام بالاتر است.

مرحوم بحرانی اصفهانی آن روایت را در کتاب عوالم‌المعارف خود آورده و مؤلف جنة المأوی از کشف اللئالی نقل می‌کند که جابربن عبدالله از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نقل کرده.

 سند روایت  در «جنةالعاصمه»، ص 168، به نقل از کشف‏اللئالى‏ آورده شده.



 آیت‌الله میرجهانی در کتاب جنة العاصمه نکاتی در مورد سند این حدیث فرموده‌اند.
۰۲ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۴ شهروند دردمند
سلام
روحیه حق طلبانه شما را تحسین می‌کنم و از تلاش شما سپاسگزارم
خدا قوت
پاسخ:
سلام
تشکر از شما

من واقعا این برام سئواله هدف نویسنده از زیر سئوال بردن بعضی روایات مشهور چیه ؟؟ اثبات قدرت و سطح علمی خودش؟؟ یا اینکه بگه از علمای معاصر یا حتی از امام و امثال حسن زاده آملی ها و ... بیشتر میفهمه و اونا متوجه ضعف سند نشدن و او فهمیده ؟؟؟ لطفا اول این رو مشخص کنید ....!وگرنه ما هم با احادیث جعلی میونه ای نداریم !

پاسخ:
شما اول روایت بودن اغلب موارد پست رو مشخص کنید تا بعد برسیم به اینکه حالا سندش چطوره و قابلیت استناد داره یا .... . اصولاً برخی از این متون حدیث نیست مطلقاً در منابع وجود نداره. تنها منبعش فیسبوک و تلگرام و گوگل پلاس و واتس آپ و امثالهم هست. ضمناً مبنای آقایون فرق میکنه چه بسا چیزی از نظر امام مثلاً صحیح باشه و از نظر عالمی دیگه خیر و بالعکس.
بنده هم اکثریت قریب به اتفاق موارد رو با متخصصین امر چک کردم علاوه بر جستجوی خودم سپس تو این پست قرار دادم.
یه وقت هست حدیثی بد برداشت می شه و تبدیل به بدعت و کار حرامی می شه مثل بشارت آخر ماه صفر و در 7 مسجد زدن و ....فسلمنا ....اما بعضی احادیث هرچند ضعیف اخلاقی یا معرفتیه و اولا قبول کردن اونها تغییری در باورهای ما ایجاد نمی کنه و ضمنا اونها رو تایید می کنه ...اینجا دیگه تلاش برای رد اون روایت از نظر سندیت کار بیهوده ایه !
البته اثبات سندیت روایات در جای خودش برای علما جایگاه خاص خودش رو داره اما نه در بین عموم که همه به مسائل تخصصی علم حدیث آشنایی ندارند و باعث سوء برداشت و مشکلات دیگه می شه ....!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی