برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۱، ۱۱:۰۴ ق.ظ

آیا اجبار به خواندن نماز به عربی، یک نوع ناسیونالیستی عربی یا پان‌عربیسم نیست؟

نه ناسیونالیستی نیست. چرا!؟ چون دین یک امر قراردادی نیست. که بگوئیم پیامبر ص و امامان ع چون عرب بودند پس الان ما همه کارهایمان باید عربی باشد.

بلکه دین مبتنی بر تکوین عالم است. یعنی هر عمل ما حقیقتش در تکوین و ملکوت عالم است. پس اگر مثلا دستور داده اند نماز را به عربی بخوانیم این صرفا یک امر قرارداده نیست بلکه این مسأله حقیقی و تکوینی است. که برای رسیدن به حقیقت نماز باید دقیقا مطابق شرع خوانده شود.

بلاتشبیه مانند اینکه کسی بگوید من دلم نمی خواهد آب را تا ۱۰۰ درجه بجوشانم بعد چای درست کنم؛ من دلم می خواهد آب به ۹۰ درجه که رسید چای درست کنم. خوب ما به او می گویم عزیز من درجه جوشش آب که یک امر قراردادی نیست که ما قرارداد کرده باشیم آب را تا ۱۰۰ درجه بجوشانیم که حالا شما بگوئی مثلا من از عدد ۱۰۰ خوشم نمی آید و ۹۰ را بیشتر دوست دارم. نخیر این امر حقیقی است که آب باید به ۱۰۰ درجه برسد. اگر به ۹۰ درجه رسید شما چای درست کنی بخوری ضرر دارد دل درد می گیری. اینجا نیز اینطور است.

بحث دین و احکام آن یک امر قراردادی نیست بلکه یک امر تکوینی است. پس نمی شود به دلخواه خودمان آن را تغییر دهیم.
حال اینکه هم در دین آمده مثلا نماز را باید به زبان عربی خواند نیز یک امر تکوینی و حقیقی است نه امر اعتباری و قراردادی.
این اولا.

ثانیا در دین برخی اعمال باید به زبان عربی باشد. مثلا نماز باید به زبان عربی باشد. تازه در همین نماز نیز در قنوت به فتوای برخی علما می شود به هر زبانی خواند. وگرنه شما دعا که می کنی به هر زبانی دلت می خواهد دعا کن. در سجده شکر به هر زبانی دلت می خواهد دعا کن. در مورد دعاهای صادره از معصومین ع نیز می توان ترجمه دعا را به هر زبانی خواند لکن عربی تأثیرش بیشتر است و این هم باز برمی گردد به تکوین عالم.

اما اگر پرسیده شود چرا خدا زبان عربی را قرار داد و مثلا زبان فارسی را قرار نداد در جواب می گوئیم اولا خدا به هر زبان دیگری که قرار می داد باز سایر زبانها اعتراض می کردند. اگر دین فارسی بود عربها اعتراض می کردند. ثانیا شاید یکی از دلایلش این باشد که زبان عربی به لحاظ قواعد و ساختار و صرف و نحو کاملترین زبان دنباست و در عبن حال فصیحترین زبان دنیا. ثالثا می گویم الله اعلم.
این ثانیا.

اما یک سوال جدلی. اینکه در دانشگاهها در هر رشته ای که بخواهیم درس بخوانیم حتی رشته الهیات مجبوریم زبان انگلیسی بلد باشیم و خیلی از کتب تخصصی در هر رشته ای به انگلیسی است این ناسیونالیستی نیست؟! من فارسی زبان به چه دلیل باید کتاب انگلیسی بخوانم!؟

بنده بارها و بارها در فضای نت دیده ام که مثلا وقتی برای کسی مطلبی می نویسم و در آن به حدیثی استناد می کنم که ترجمه حدیث را نیاورده ام یا مثلا او را به یک کتاب عربی ارجاع می دهم می گوید ما پارسی زبان هستیم و باید کتب را به زبان پارسی بخوانیم نه عربی.

اما نمی دانم چرا همین اشخاص مثلا اگر دانشگاه باشند و استاد به آنها یک منبع به زبان اصلی معرفی کند و آنها انگلیسیشان خوب باشد و آن کتاب را بخوانند؛ کلی کلاس می گذارند و پز می دهند که بله ما کتاب به زبان اصلی را خواندیم و ما زبانمان فول است و مطالب شبیه به این. حتی الان وضعی شده که بچه را از کودکستان یا حتی قبل از آن؛ قبل از آنی که زبان مادریش را و همچنین زبان دینش را یاد بگیرد می برندش کلاس زبان. نمی دانم واقعا یاد گرفتن زبان از آن سن چه فایده ای دارد!؟
اما سوال بعد آنکه چرا همین افراد موقع زبان انگلیسی که می شود نمی گویند ما پارسی زبانیم و باید کتب به زبان پارسی بخوانیم نه تنها این را نمی گویند بلکه کلی کلاس هم می گذارند و افتخار هم می کنند که کتاب به زبان اصلی خوانده اند؛ اما به عربی که می رسد این را می گویند. به نظر شما چرا؟! به نظر من شاید در اکثر موارد تنها دلیلش با عرض معذرت غرض افراد و عناد آنها نسبت به دین باشد. نظر شما چیست!؟

اما خوب همانطور که الان زبان علم انگلیسی است زبان دین اسلام نیز عربی است. همانطور که شما برای تخصصی کار کردن در هر رشته ای مجبوری انگلیسی بلد باشی برای تخصصی کار کردن در دین اسلام نیز باید عربی بلد باشی. این مسأله واضحی است.
همانطور که مثلا در گذشته ها زبان علم لاتین بود. همانطور که الان مثلا در رشته حقوق علاوه بر انگلیسی، فرانسوی نیز خیلی نیاز است چون خیلی از منابع تخصصی حقوق فرانسوی است.

و در پایان عبارتی از حضرت امام ره برای شما می آورم:
«ما تا خودمان را پیدا نکنیم، لغت خودمان را استعمال نکنیم- نگویید که لغت عربى هم از ما نیست؛ لغت عربى از ماست؛ لغت عربى لغت اسلام است؛ اسلام از همه است؛ آن که از ما نیست این ایسمهایى است که ما را به گرفتارى انداخته- تا نویسندگان ما از این دام بیرون نروند، گویندگان ما از این دام بیرون نروند، کتابهاى ما تطهیر نشود، خیابانهاى ما اسمائش تغییر نکند، اجناس ما را اسم کذایى روى آن نگذارند،- دواها را خودشان درست مى‏کنند، و اسم فرنگى روى آن مى‏گذارند- تا ما خودمان را پیدا نکنیم، و مغزهایمان عوض نشود، نمى‏توانیم مستقل بشویم. در هیچ چیز نمى‏توانیم مستقل بشویم.»(صحیفه امام ره ج ۱۱ ص ۲۷۷)


نوشته شده توسط محمد
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم

در این وب‌نوشت سعی بر این داریم که شبهات موجود و رایجی که در مورد دین وجود دارد را بررسی، و پاسخ مناسبی برای آن‌ها پیدا کنیم.

مسلم است که پاسخ‌ها ممکن است ناقص بوده و یا قانع‌کننده نباشند و یا حتا ایرادی به نحوهٔ استدلال آن‌ها وارد باشد. در مورد هر یک از پاسخ‌ها اگر سؤال و یا شبههٔ جدیدی برای‌تان ایجاد شد، آن‌ها را در ذیل همان مطلب عنوان کنید.

در صورت تمایل به همکاری یا ارائهٔ پیشنهاد، با ما تماس بگیرید.
جهت طرح مسائل حدیثی-دینی-اعتقادی خود اعم از پرسش از صحت و سقم یک حدیث یا شبهات اعتقادی خویش از طریق تلگرام میتوانید با یوزرنیم m26011438@ در ارتباط باشید.

مشترک خوراک (فید) شوید

حمایت می‌کنیم

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۵ مهر ۹۶، ۰۳:۴۰ - محمد
    سلام
نه ناسیونالیستی نیست. چرا!؟ چون دین یک امر قراردادی نیست. که بگوئیم پیامبر ص و امامان ع چون عرب بودند پس الان ما همه کارهایمان باید عربی باشد.

بلکه دین مبتنی بر تکوین عالم است. یعنی هر عمل ما حقیقتش در تکوین و ملکوت عالم است. پس اگر مثلا دستور داده اند نماز را به عربی بخوانیم این صرفا یک امر قرارداده نیست بلکه این مسأله حقیقی و تکوینی است. که برای رسیدن به حقیقت نماز باید دقیقا مطابق شرع خوانده شود.

بلاتشبیه مانند اینکه کسی بگوید من دلم نمی خواهد آب را تا ۱۰۰ درجه بجوشانم بعد چای درست کنم؛ من دلم می خواهد آب به ۹۰ درجه که رسید چای درست کنم. خوب ما به او می گویم عزیز من درجه جوشش آب که یک امر قراردادی نیست که ما قرارداد کرده باشیم آب را تا ۱۰۰ درجه بجوشانیم که حالا شما بگوئی مثلا من از عدد ۱۰۰ خوشم نمی آید و ۹۰ را بیشتر دوست دارم. نخیر این امر حقیقی است که آب باید به ۱۰۰ درجه برسد. اگر به ۹۰ درجه رسید شما چای درست کنی بخوری ضرر دارد دل درد می گیری. اینجا نیز اینطور است.

بحث دین و احکام آن یک امر قراردادی نیست بلکه یک امر تکوینی است. پس نمی شود به دلخواه خودمان آن را تغییر دهیم.
حال اینکه هم در دین آمده مثلا نماز را باید به زبان عربی خواند نیز یک امر تکوینی و حقیقی است نه امر اعتباری و قراردادی.
این اولا.

ثانیا در دین برخی اعمال باید به زبان عربی باشد. مثلا نماز باید به زبان عربی باشد. تازه در همین نماز نیز در قنوت به فتوای برخی علما می شود به هر زبانی خواند. وگرنه شما دعا که می کنی به هر زبانی دلت می خواهد دعا کن. در سجده شکر به هر زبانی دلت می خواهد دعا کن. در مورد دعاهای صادره از معصومین ع نیز می توان ترجمه دعا را به هر زبانی خواند لکن عربی تأثیرش بیشتر است و این هم باز برمی گردد به تکوین عالم.

اما اگر پرسیده شود چرا خدا زبان عربی را قرار داد و مثلا زبان فارسی را قرار نداد در جواب می گوئیم اولا خدا به هر زبان دیگری که قرار می داد باز سایر زبانها اعتراض می کردند. اگر دین فارسی بود عربها اعتراض می کردند. ثانیا شاید یکی از دلایلش این باشد که زبان عربی به لحاظ قواعد و ساختار و صرف و نحو کاملترین زبان دنباست و در عبن حال فصیحترین زبان دنیا. ثالثا می گویم الله اعلم.
این ثانیا.

اما یک سوال جدلی. اینکه در دانشگاهها در هر رشته ای که بخواهیم درس بخوانیم حتی رشته الهیات مجبوریم زبان انگلیسی بلد باشیم و خیلی از کتب تخصصی در هر رشته ای به انگلیسی است این ناسیونالیستی نیست؟! من فارسی زبان به چه دلیل باید کتاب انگلیسی بخوانم!؟

بنده بارها و بارها در فضای نت دیده ام که مثلا وقتی برای کسی مطلبی می نویسم و در آن به حدیثی استناد می کنم که ترجمه حدیث را نیاورده ام یا مثلا او را به یک کتاب عربی ارجاع می دهم می گوید ما پارسی زبان هستیم و باید کتب را به زبان پارسی بخوانیم نه عربی.

اما نمی دانم چرا همین اشخاص مثلا اگر دانشگاه باشند و استاد به آنها یک منبع به زبان اصلی معرفی کند و آنها انگلیسیشان خوب باشد و آن کتاب را بخوانند؛ کلی کلاس می گذارند و پز می دهند که بله ما کتاب به زبان اصلی را خواندیم و ما زبانمان فول است و مطالب شبیه به این. حتی الان وضعی شده که بچه را از کودکستان یا حتی قبل از آن؛ قبل از آنی که زبان مادریش را و همچنین زبان دینش را یاد بگیرد می برندش کلاس زبان. نمی دانم واقعا یاد گرفتن زبان از آن سن چه فایده ای دارد!؟
اما سوال بعد آنکه چرا همین افراد موقع زبان انگلیسی که می شود نمی گویند ما پارسی زبانیم و باید کتب به زبان پارسی بخوانیم نه تنها این را نمی گویند بلکه کلی کلاس هم می گذارند و افتخار هم می کنند که کتاب به زبان اصلی خوانده اند؛ اما به عربی که می رسد این را می گویند. به نظر شما چرا؟! به نظر من شاید در اکثر موارد تنها دلیلش با عرض معذرت غرض افراد و عناد آنها نسبت به دین باشد. نظر شما چیست!؟

اما خوب همانطور که الان زبان علم انگلیسی است زبان دین اسلام نیز عربی است. همانطور که شما برای تخصصی کار کردن در هر رشته ای مجبوری انگلیسی بلد باشی برای تخصصی کار کردن در دین اسلام نیز باید عربی بلد باشی. این مسأله واضحی است.
همانطور که مثلا در گذشته ها زبان علم لاتین بود. همانطور که الان مثلا در رشته حقوق علاوه بر انگلیسی، فرانسوی نیز خیلی نیاز است چون خیلی از منابع تخصصی حقوق فرانسوی است.

و در پایان عبارتی از حضرت امام ره برای شما می آورم:
«ما تا خودمان را پیدا نکنیم، لغت خودمان را استعمال نکنیم- نگویید که لغت عربى هم از ما نیست؛ لغت عربى از ماست؛ لغت عربى لغت اسلام است؛ اسلام از همه است؛ آن که از ما نیست این ایسمهایى است که ما را به گرفتارى انداخته- تا نویسندگان ما از این دام بیرون نروند، گویندگان ما از این دام بیرون نروند، کتابهاى ما تطهیر نشود، خیابانهاى ما اسمائش تغییر نکند، اجناس ما را اسم کذایى روى آن نگذارند،- دواها را خودشان درست مى‏کنند، و اسم فرنگى روى آن مى‏گذارند- تا ما خودمان را پیدا نکنیم، و مغزهایمان عوض نشود، نمى‏توانیم مستقل بشویم. در هیچ چیز نمى‏توانیم مستقل بشویم.»(صحیفه امام ره ج ۱۱ ص ۲۷۷)

نظرات  (۶)

۰۵ خرداد ۹۱ ، ۱۲:۰۴ حمید درویشی
 سلام بر شما
با افتخار، لینک شدید
۰۵ خرداد ۹۱ ، ۱۹:۰۳ پلاک عاشقی
 بنام خدا سلام خسته نباشید اجرکم عندالله .
 سلام
وب خوبی راه انداختید
ممنون
لینکتون کردم
اگه خوشتون اومد ما را هم لینک کنید
پاسخ:
سلام آقا بهزار
ممنون که لینکمون کردید
اما شما آدرس ندادید ما شما رو لینک کنیم
۰۶ خرداد ۹۱ ، ۱۳:۰۷ محمد افاضاتی
 مطلب جالبی است به نظرم خوبه که خواننده هم معنی را بداند و به خواندن طوطی وار اکتفا نکند.

 سلام دوست!

گفتم سری بزنم

خسته نباشید

۲۰ آذر ۹۱ ، ۲۲:۳۹ پری رحیمی
بسیار عالی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی