برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
سه شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۱، ۱۲:۲۶ ب.ظ

مطالبی در مورد حقوق زنان در اسلام، قسمت چهارم، آیا زنان ناقص العقل هستند؟

در این پست می‌خواهیم در مورد برخی جملات از حضرات معصومین (ع) علی‌الخصوص خطبه معروف امیرالمومنین (ع) در نهج‌البلاغه که زنان را ناقص‌العقل می‌خوانند صحبت کنیم تا اولاً معلوم شوم آیا این جملات از معصومین (ع) صادر شده است یا خیر؟! و اگر صادر شده است معنای صحیح این جملات چیست؟

در ابتدا اصل خطبه را می‌آوریم:

«مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَر؛ اى مردم، ایمان زن‌ها ناقص است و نصیب و سهم آنان ناقص است و عقول آنان ناقص است. اما دلیل نقص ایمان آنان، محروم گشتن آنان از نماز و روزه در روزهاى حیض است. نقصان عقول آنان بدان جهت است که شهادت دو زن مساوى شهادت یک مرد است و نقصان نصیب و سهم آنان مربوط به حق الارث است که زن نصف حق الارث مرد را مى‏برد. از اشرار زن‌ها بترسید و نیکان زنان را مورد دقّت و احتیاط قرار بدهید و در نیکى‏ها اطاعتشان نکنید تا در بدى‏ها به طمع نیفتند». (نهج‌البلاغه، خطبه ۸۰)

در این پست در مورد نقصان عقل صحبت می‌کنیم و در پست بعدی در مورد نقصان ایمان.

ما امروزه علمی داریم به نام علم فقه، که روایات فقهی را بر اساس این علم مورد بررسی قرار می‌دهند. لذا هیچ مسلمانی حقّ ندارد سرخود، روایات فقهی را بگذارد جلویش و به معانی ظاهری آنها عمل نماید. بلکه فهم این روایات بر عهدهٔ فقیه است؛ و غیر فقیه باید به فتوای فقیه رفتار کند. در جوامع روایی ما احادیثی نیز وجود دارند که مربوط می شوند به علم کلام (عقائد). این روایات نیز باید توسّط متکلّمین، مورد مداقّه قرار گیرند؛ و مردم غیر متخصّص در علم کلام نمی‌توانند بدون داشتن علم لازم، دست به تفسیر این گونه احادیث بگشایند.

پاره‌ای از روایات نیز مربوط هستند به روانشناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی، اقتصاد، سیاست، طبّ و بهداشت و ... . حال چگونه است که در احادیث فقهی و کلامی باید اهل تخصّص دست به تفسیر بگشایند، ولی در روایات مربوط به این علوم، هر غیرمتخصّصی نیز حقّ اظهار نظر و تفسیر دارد؟! آیا این گونه علوم تا این اندازه پیش پا افتاده اند؟! مشکل اینجاست که متأسفانه مسلمین، بر اساس آیات و احادیث، مدل اسلامی این علوم را تدوین نکرده اند؛ و همین است که باعث شده هر کسی به خودش اجازهٔ تفسیر این گونه احادیث را بدهد. در روایات اهل بیت (ع) آمده که زنان ناقص العقل و ناقص الایمان هستند. این کلام، از گهربارترین جملاتی است که در وادی روانشناسی گفته شده؛ ولی متأسفانه به خاطر تأسیس نشدن علم روانشناسی اسلامی، این جملات افتاده است دست افراد عادی جامعه، تا هر گونه که خواستند، کلام معصوم را تفسیر نمایند. آن هم کلام کسی را که همسری چون فاطمه زهرا(س) دارد؛ و دختری چون زینب کبری (س) تربیت نموده است. کسی که کنیز خانه اش، جناب فضّه، قادر بود هزاران عالم برجسته را درس بگوید؛ همان فضّه که حدود بیست سال سخن نگفت مگر با آیات قرآن کریم. اگر مردی این سخنان را می‌گفت که زنی نانجیب در خانه داشت، محملی برای این گونه تفسیرها وجود داشت. امّا وقتی علی بن ابی طالب (ع) این سخنان را می‌گوید، که همسرش برتر از انبیاست، و دخترش عالمهٔ غیر معلّمه می‌باشد، به حکم عقل باید در تفسیر کلامش محتاط بود. چگونه ممکن است چنین مردی با دارا بودن چنان همسر و دختری، آن معنا را در مورد زنان لحاظ نماید، که برخی سطحی اندیشان تصوّر نموده‌اند؟! پس در این کلام اهل بیت (ع)، به جای آنکه عوام بازی در آوریم باید محقّقانه و انسان شناسانه و روانشناسانه وارد شویم؛ و فرض را بر این بگذاریم که حضرتش در حال تعلیم حقیقتی پنهان است به بشریّت. چرا که شأن امام و پیغمبر همین است که تعلیم دهد.

با این مقدّمه می پردازیم به تفسیر کلام حضرتش:
امام (ع) بعد از ختم جریان جنگ جمل، که فرماندهی لشکر مخالف را در این جنگ، عایشه، همسر رسول خدا (ص)، بر عهده داشت، در مقام مذمّت بازماندگان لشکر مخالفین و ارشاد لشکر خودش فرمودند:

«مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَر؛ اى مردم، ایمان زن‌ها ناقص است و نصیب و سهم آنان ناقص است و عقول آنان ناقص است. اما دلیل نقص ایمان آنان، محروم گشتن آنان از نماز و روزه در روزهاى حیض است. نقصان عقول آنان بدان جهت است که شهادت دو زن مساوى شهادت یک مرد است و نقصان نصیب و سهم آنان مربوط به حق الارث است که زن نصف حق الارث مرد را مى‏برد. از اشرار زن‌ها بترسید و نیکان زنان را مورد دقّت و احتیاط قرار بدهید و در نیکى‏ها اطاعتشان نکنید تا در بدى‏ها به طمع نیفتند».

متأسفانه برخی‌ها بی آنکه کلّ این مطلب و استدلال‌های ضمن کلام را توجّه کنند فقط تمرکز می‌کنند روی تعبیر «نواقص العقول» و بدون توجّه به کلّ کلام حضرت داد سخن سر می‌دهند. و صد البته روشن است که این گونه ورود در مطلب، جز گزافه گویی یا حیرانی ثمری نخواهد داشت. توجّه در کلّ کلام حضرت به وضوح نشان می‌دهد که آن بزرگوار در مقام بیان حقیقتی است عمومی در باب زنان؛ که می تواند مسأله یک علم قرار بگیرد.

محور جنگ جمل عایشه بود که مردان عرب به تبعیّت از او با علی (ع) جنگیدند. عایشه ادّعا داشت که خونخواه خون عثمان می باشد؛ و به خاطر این ادّعا مردم بصره را قتل عام نمود و استاندار بصره جناب عثمان بن حنیف، صحابی مخلص امیر مومنان (ع)، را با وضع فجیعی به شهادت رساند. عرب جاهل از او تصویر یک قدّیسه را درست کرده بودند؛ تا آنجا که حتّی شتر او را هم مقدّس می دانستند؛ و مدفوع شترش را برای تبرّک برمی‌داشتند. لذا امیرمومنان (ع) در این جنگ، تنها با عایشه نجنگید بلکه سعی داشت این گوسالهٔ سامری و بت تازه درست شده را نیز بشکند. لذا فرمان داد که پاهای جمل (شتر عایشه) را قطع کنند؛ و آنگاه که شتر مرد، فرمان داد تا آن را آتش زدند و خاکسترش را به باد دادند؛ تا حتّی استخوان و پشمی نیز از آن باقی نماند؛ تا جهل عرب آن را برای خودش بت نسازد.

پس از این واقعه، حضرتش به روشنگری پرداخت؛ و مردان عرب را مورد مذمّت قرار داد که در پی زنی راه افتاده و جامعه را به آشوب کشانده اند؛ حال آنکه خود عرب از دیرباز ابا داشت که از زنان، فرمان برد؛ و این حقّ است که در مسائل قضاوت و جنگ و سیاست، مردان نباید تابع زنان باشند. چرا که زنان برای این امور آفریده نشده‌اند. دقّت شود: در اصل خلقت، زنها برای این امور آفریده نشده‌اند؛ کما اینکه مردان نیز در اصل خلقت برای اموری دیگر خلق نشده‌اند. عایشه قضاوت نمود و علی (ع) را در خون عثمان مقصّر شناخت؛ حال آنکه به حکم شرع، زنان حقّ قضاوت ندارند. آنگاه لشکری فراهم نمود و فرمانده آن لشکر شد؛ حال آنکه زنان حقّ امامت و پیشوایی بر مردان را ندارند. امّا چرا؟ و آیا اینها تحقیر زن است؟

نقص بر دو گونه است؛ نقص طبیعی و نقص ارزشی. نقص طبیعی، دست خود شخص نیست و اساساً نقص نیست بلکه در قیاس است که نقص تلقّی می‌شود. مثلاً زنان نقص قدرت دارند؛ یعنی در قیاس با مردان، قدرت کمتری دارند؛ در عوض، مردان نیز نقص عاطفه دارند؛ چون در قیاس با زن‌ها، عاطفهٔ مردها خیلی کمتر است. امّا نه اندکی قدرت برای زن، نقص حقیقی است نه اندکی عاطفه برای مردان. چرا که نه زن به چنان قدرتی نیاز دارد؛ نه مرد به چنان عاطفه‌ای. هر کدام از این دو موجود، برای امری آفریده شده‌اند؛ و متناسب با آن هدف، امکاناتی نیز در اختیار دارند. البته توجّه شود که هدف از خلقت مرد و زن، غیر از هدف از خلقت انسان می‌باشد. دقّت شود که مرد بودن و زن بودن، غیر از انسان بودن است. انسان مرد و انسان زن، در هدف انسانی، اشتراک دارند؛ امّا هدف خلقت زن، غیر از هدف خلقت مرد می‌باشد. در وجود هر فرد انسانی چندین جهت وجود دارد؛ و برای هر جهتی نیز غایت و هدفی است. همهٔ افراد بشر، از آن جهت که انسانند، هدفی مشترک دارند؛ که رسیدن به مقام عبودیّت می‌باشد. زن و مرد بودن نیز هر کدام هدفی جداگانه دارند. همچنین برخی‌ها استعداد کار فنّی دارند برخی دیگر استعداد کار نظری دارند؛ که هر کدام این استعدادها نیز غایتی مخصوص خود دارند. پس خلط نشود بین غایت انسان و غایت مرد یا زن. مرد و زن، دو امر کاملاً جدا از همند امّا حیثیّت انسانی آن دو، یکی است؛ همان گونه که فیل و اسب و شتر، در حیوانیّت هیچ تفاوتی ندارند؛ امّا هر کدام برای خود، نوعی مستقلّ می باشند. البته تفاوت فیل و اسب و شتر، تفاوت نوعی است ولی تفاوت زن و مرد، تفاوت صنفی تلقّی می شود.

امّا نقص ارزشی، نبود آن کمالی است که شخص می‌تواند کسب نماید و باید کسب نماید، ولی کسب نکرده است. مثلاً جهل، یک نقص ارزشی است؛ بداخلاقی یک نقص ارزشی است. بر این اساس، عرض می شود: نقص عقل و نقص ایمان و نقص حظّ نیز بر دو گونه اند؛ یعنی هم نوع ارزشی دارند هم نوع طبیعی. از طرف دیگر، عقل و ایمان نیز استعمالات گوناگونی دارند. عقل به معنای آن قوّه‌ای که با آن خدا شناخته و مورد عبادت قرار می‌گیرد و با آن بهشت کسب می‌شود، ربطی به زن یا مرد ندارد؛ بلکه حتّی چنین عقلی صفت خاصّ انسان هم نیست؛ چرا که اکثر موجودات عالم، واجد چنین عقلی می‌باشند. جنّها که یقیناً واجد این عقلند؛ لذا مکلّف به تکالیف الهی‌اند. ملائک هم که سر تا پای وجودشان از این سنخ عقل می‌باشد. با توجّه به آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) و نظرات دانشمندان بزرگواری چون علّامه طباطبایی، حتّی حیوانات نیز از چنین عقلی برخوردار می‌باشند. شاهد روشن این ادّعا، جریان هدد در سورهٔ نمل می‌باشد؛ که فهم توحیدی او یقیناً از بسیاری از افراد بشر بیشتر می‌باشد. بر همین اساس است که طبق روایات، حیوانات نیز بهشت و جهنّم مخصوص خودشان را خواهند داشت.

امّا عقل به معنای آن قوّه‌ای که مصالح و فایده های دنیوی را تشخیص می‌دهد و معادلات زندگی جمعی را حلّ می‌کند، اساساً ربطی به عقل فوق الذّکر ندارد؛ بلکه از باب ضیق تعبیر، اسم کچل را گذاشته اند زلفعلی. این عقل، که عقل معاش یا عقل ابزاری نامیده می شود، در مواردی ارزش است و در مواردی دیگر ضدّ ارزش. حدّ عادی این عقل در زن و مرد، کمال است؛ امّا اگر این صفت در مردان زیاد باشد، ارزش است (ارزش دنیوی)؛ ولی اگر در زنان زیاد باشد، ضدّ ارزش خواهد بود (ضدّ ارزش دنیوی). چون مرد چنان آفریده شده که کسب معاش نماید؛ یعنی کار کند، با مردم سر و کلّه بزند، سیاست ورزد، از کیان خانواده و جامعه دفاع نماید و به جنگ بپردازد؛ و ... . و روشن است که برای چنین رسالت طبیعی، وجود زیادی چنین عقلی، مطلوب می‌باشد. در مقابل، چنین کسی ناقص العاطفه نیز باید باشد؛ یعنی لازمهٔ منطقی زیادی عقل ابزاری، کمی عاطفه است. چون عواطف، دقیقاً در مقابل چنین عقلی قرار دارند؛ حال آنکه عواطف با عقل سابق الذّکر منافاتی ندارند. اگر کسی در جریان سیاست، جنگ، تجارت و کار اقتصادی و امثال آن، عواطف به خرج دهد، به قول معروف، کلاهش پس معرکه می‌باشد. امّا زنها برای این امور آفریده نشده‌اند. رسالت طبیعی زن، تربیت انسان، حفظ وحدت خانواده و به عَرَض آن حفظ وحدت جامعه، انتقال فرهنگ به نسل بعدی و امثال این گونه امور می‌باشد. برای این گونه امور نیز نه قدرت بدنی بالایی لازم است، نه عقل ابزاری به آن معنا که گفته شد. بلکه ابزار چنین رسالتی، عاطفهٔ غلیظ و عشق وافر است. اگر مرد عاقل را مأمور بچّه‌داری کنند، یا دچار ضعف اعصاب شده و روانی می‌شود یا بچّه را از پنجره بیرون می‌اندازد. حال آنکه مادر به طور طبیعی، چنان است که برای کودکش می‌میرد. تجربه‌های روانشناسانه نیز نشان داده که زنان عاقل (عاقل به عقل ابزاری)، میل طبیعی به حفظ خانواده ندارند. این گونه زن‌ها بیشتر به تجارت و سیاست و پلیس‌بازی و امثال این امور تمایل دارند؛ و اغلب نیز زندگی زناشویی موفّقی ندارند. حتّی ثابت شده که اگر زن‌ها به کارهای مردانه بپردازند، دچار اختلالات هورمونی می‌شوند.

حاصل کلام آنکه یقیناً در اکثر زن‌ها، عقل ابزاری ضعیف می‌باشد و عواطف انسانی قوی؛ و در اکثر مردها، عقل ابزاری قوی‌تر است و عواطف انسانی ضعیف‌تر. و البته موارد استثنا در امور روانشناختی همواره وجود دارد؛ که از این موارد استثناء با عنوان ناهنجاری روانشناسانه یا بیماری روانی یاد می‌شود. و این است آن نقص عقلی که امیرمومنان (ع) به زن‌ها نسبت دادند.

آن عقلی که در قضاوت به درد می‌خورد، همین عقل است؛ که عاطفه را کنار می‌زند و آنجا که باید، حکم به قصاص می‌دهد؛ یا آنجا که انسان شدیداً از کسی تنفّر دارد، ولی مدرکی بر ضدّ او ندارد، حکم به تبرئه می‌دهد. اگر بنا شود زن‌ها وارد قضاوت شوند، به خاطر غلیان عاطفه، یقیناً بسیاری اوقات، پایشان به شدّت خواهد لغزید. البته مرد نیز کاملاً بی‌عاطفه نیست؛ لذا احتمال لغزش دارد؛ امّا این احتمال در قیاس با لغزش زن‌ها، اندک است. عایشه —که بهانهٔ سخنان امیرمومنان(ع) بود— در جنگ جمل قضاوت نمود؛ و کسی را مجرم دانست که هیچ جرمی نداشت؛ فقط به این سبب که از گذشته با علی (ع) ضدّیّت داشت. و به خاطر همین تبعیّت از احساسات کور، هزاران نفر را به کشتن داد. اینکه امیرمومنان (ع) در استدلال بر نقص عقل زن‌ها فرمودند: «و أمّا نقصان عقولهنَّ فشهادة امرأتین کشهادة الرَّجل الواحد» گواه همین تفسیر است. چرا که زن‌ها بیش از آن که با عقل ابزاری ببینند، با چشم احساس و عاطفه مشاهده می‌کنند؛ در نتیجه شهادت آنها ارزش اثباتی بالایی ندارد. از اینرو شهادت دو زن در حکم شهادت یک مرد قرار گرفته است. در قرآن کریم نیز فرمود:

«... وَ اسْتَشْهِدُوا شَهیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ ...؛ و دو نفر از مردان خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند» (سورهٔ البقرة، ۲۸۲)

ملاحظه می‌فرمایید که سرّ قرار دادن دو شاهد زن به جای یک شاهد مرد را خداوند متعال این امر بیان نموده، که زنان در امر شهادت، دچار لغزش طبیعی می‌شوند، لذا باید دو نفر باشند تا لغزشهای طبیعی ناشی از غلبهٔ احساسات را همپوشانی نمایند.

پس عقل زن ناقص است؛ و این نقص، نقص طبیعی است نه نقص ارزشی؛ و آن عقل نیز عقل ابزاری است نه آن عقل که به درد بندگی و آخرت می خورد. و چنین نقصی نیز برای زنان، زشت نیست؛ بلکه لازمهٔ زن بودن و رسالت زنانهٔ آن‌هاست. امّا امر زشت در این میان آن است که زنان —همانند عایشه— در اموری وارد شوند که نیازمند چنین عقلی می‌باشد. و زشت‌تر آنکه مردان در این گونه امور، تابع زنان باشند؛ کما اینکه زشت است که زنان، در امور خانه‌داری و تربیت کودک، تابع مردان باشند؛ لذا در سیرهٔ رسول خدا (ص) وارد شده که ایشان در امور خانه‌داری و آشپزی و امثال آن، رأی همسرانش را بر رأی خود مقدّم می‌داشت. همچنین در روایات آمده که مرد خوب آن است که به سلیقهٔ همسرش غذا بخورد. از طرف دیگر، رسول خدا (ص) قبل از اینکه به جهاد رود، با زنان مشورت می‌نمود و برخلاف نظر آنها رفتار می‌کرد. چون می‌دانست که اغلب زن‌ها در این گونه امور، نه بر اساس عقل فایده‌جو، بلکه بر اساس احساس و ترس فتوا می‌دهند. کما اینکه در این گونه امور، نظر جوانان را بر نظر پیران ترجیح می‌داد. چون می‌دانست که عقل پیران، عافیت جوست و عقل جوانان، میل به شجاعت دارد.

این‌ها نکات روانشناسانه‌ای است که شگفتی آن‌ها را اهلش می‌فهمند؛ امّا حیف و صد حیف که کالایی به این گرانی افتاده است به دست ما گوهرناشناسان.



نوشته شده توسط محمد
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم

در این وب‌نوشت سعی بر این داریم که شبهات موجود و رایجی که در مورد دین وجود دارد را بررسی، و پاسخ مناسبی برای آن‌ها پیدا کنیم.

مسلم است که پاسخ‌ها ممکن است ناقص بوده و یا قانع‌کننده نباشند و یا حتا ایرادی به نحوهٔ استدلال آن‌ها وارد باشد. در مورد هر یک از پاسخ‌ها اگر سؤال و یا شبههٔ جدیدی برای‌تان ایجاد شد، آن‌ها را در ذیل همان مطلب عنوان کنید.

در صورت تمایل به همکاری یا ارائهٔ پیشنهاد، با ما تماس بگیرید.
جهت طرح مسائل حدیثی-دینی-اعتقادی خود اعم از پرسش از صحت و سقم یک حدیث یا شبهات اعتقادی خویش از طریق تلگرام میتوانید با یوزرنیم m26011438@ در ارتباط باشید.

مشترک خوراک (فید) شوید

حمایت می‌کنیم

آخرین مطالب

آخرین نظرات

در این پست می‌خواهیم در مورد برخی جملات از حضرات معصومین (ع) علی‌الخصوص خطبه معروف امیرالمومنین (ع) در نهج‌البلاغه که زنان را ناقص‌العقل می‌خوانند صحبت کنیم تا اولاً معلوم شوم آیا این جملات از معصومین (ع) صادر شده است یا خیر؟! و اگر صادر شده است معنای صحیح این جملات چیست؟

در ابتدا اصل خطبه را می‌آوریم:

«مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَر؛ اى مردم، ایمان زن‌ها ناقص است و نصیب و سهم آنان ناقص است و عقول آنان ناقص است. اما دلیل نقص ایمان آنان، محروم گشتن آنان از نماز و روزه در روزهاى حیض است. نقصان عقول آنان بدان جهت است که شهادت دو زن مساوى شهادت یک مرد است و نقصان نصیب و سهم آنان مربوط به حق الارث است که زن نصف حق الارث مرد را مى‏برد. از اشرار زن‌ها بترسید و نیکان زنان را مورد دقّت و احتیاط قرار بدهید و در نیکى‏ها اطاعتشان نکنید تا در بدى‏ها به طمع نیفتند». (نهج‌البلاغه، خطبه ۸۰)

در این پست در مورد نقصان عقل صحبت می‌کنیم و در پست بعدی در مورد نقصان ایمان.

ما امروزه علمی داریم به نام علم فقه، که روایات فقهی را بر اساس این علم مورد بررسی قرار می‌دهند. لذا هیچ مسلمانی حقّ ندارد سرخود، روایات فقهی را بگذارد جلویش و به معانی ظاهری آنها عمل نماید. بلکه فهم این روایات بر عهدهٔ فقیه است؛ و غیر فقیه باید به فتوای فقیه رفتار کند. در جوامع روایی ما احادیثی نیز وجود دارند که مربوط می شوند به علم کلام (عقائد). این روایات نیز باید توسّط متکلّمین، مورد مداقّه قرار گیرند؛ و مردم غیر متخصّص در علم کلام نمی‌توانند بدون داشتن علم لازم، دست به تفسیر این گونه احادیث بگشایند.

پاره‌ای از روایات نیز مربوط هستند به روانشناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی، اقتصاد، سیاست، طبّ و بهداشت و ... . حال چگونه است که در احادیث فقهی و کلامی باید اهل تخصّص دست به تفسیر بگشایند، ولی در روایات مربوط به این علوم، هر غیرمتخصّصی نیز حقّ اظهار نظر و تفسیر دارد؟! آیا این گونه علوم تا این اندازه پیش پا افتاده اند؟! مشکل اینجاست که متأسفانه مسلمین، بر اساس آیات و احادیث، مدل اسلامی این علوم را تدوین نکرده اند؛ و همین است که باعث شده هر کسی به خودش اجازهٔ تفسیر این گونه احادیث را بدهد. در روایات اهل بیت (ع) آمده که زنان ناقص العقل و ناقص الایمان هستند. این کلام، از گهربارترین جملاتی است که در وادی روانشناسی گفته شده؛ ولی متأسفانه به خاطر تأسیس نشدن علم روانشناسی اسلامی، این جملات افتاده است دست افراد عادی جامعه، تا هر گونه که خواستند، کلام معصوم را تفسیر نمایند. آن هم کلام کسی را که همسری چون فاطمه زهرا(س) دارد؛ و دختری چون زینب کبری (س) تربیت نموده است. کسی که کنیز خانه اش، جناب فضّه، قادر بود هزاران عالم برجسته را درس بگوید؛ همان فضّه که حدود بیست سال سخن نگفت مگر با آیات قرآن کریم. اگر مردی این سخنان را می‌گفت که زنی نانجیب در خانه داشت، محملی برای این گونه تفسیرها وجود داشت. امّا وقتی علی بن ابی طالب (ع) این سخنان را می‌گوید، که همسرش برتر از انبیاست، و دخترش عالمهٔ غیر معلّمه می‌باشد، به حکم عقل باید در تفسیر کلامش محتاط بود. چگونه ممکن است چنین مردی با دارا بودن چنان همسر و دختری، آن معنا را در مورد زنان لحاظ نماید، که برخی سطحی اندیشان تصوّر نموده‌اند؟! پس در این کلام اهل بیت (ع)، به جای آنکه عوام بازی در آوریم باید محقّقانه و انسان شناسانه و روانشناسانه وارد شویم؛ و فرض را بر این بگذاریم که حضرتش در حال تعلیم حقیقتی پنهان است به بشریّت. چرا که شأن امام و پیغمبر همین است که تعلیم دهد.

با این مقدّمه می پردازیم به تفسیر کلام حضرتش:
امام (ع) بعد از ختم جریان جنگ جمل، که فرماندهی لشکر مخالف را در این جنگ، عایشه، همسر رسول خدا (ص)، بر عهده داشت، در مقام مذمّت بازماندگان لشکر مخالفین و ارشاد لشکر خودش فرمودند:

«مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَر؛ اى مردم، ایمان زن‌ها ناقص است و نصیب و سهم آنان ناقص است و عقول آنان ناقص است. اما دلیل نقص ایمان آنان، محروم گشتن آنان از نماز و روزه در روزهاى حیض است. نقصان عقول آنان بدان جهت است که شهادت دو زن مساوى شهادت یک مرد است و نقصان نصیب و سهم آنان مربوط به حق الارث است که زن نصف حق الارث مرد را مى‏برد. از اشرار زن‌ها بترسید و نیکان زنان را مورد دقّت و احتیاط قرار بدهید و در نیکى‏ها اطاعتشان نکنید تا در بدى‏ها به طمع نیفتند».

متأسفانه برخی‌ها بی آنکه کلّ این مطلب و استدلال‌های ضمن کلام را توجّه کنند فقط تمرکز می‌کنند روی تعبیر «نواقص العقول» و بدون توجّه به کلّ کلام حضرت داد سخن سر می‌دهند. و صد البته روشن است که این گونه ورود در مطلب، جز گزافه گویی یا حیرانی ثمری نخواهد داشت. توجّه در کلّ کلام حضرت به وضوح نشان می‌دهد که آن بزرگوار در مقام بیان حقیقتی است عمومی در باب زنان؛ که می تواند مسأله یک علم قرار بگیرد.

محور جنگ جمل عایشه بود که مردان عرب به تبعیّت از او با علی (ع) جنگیدند. عایشه ادّعا داشت که خونخواه خون عثمان می باشد؛ و به خاطر این ادّعا مردم بصره را قتل عام نمود و استاندار بصره جناب عثمان بن حنیف، صحابی مخلص امیر مومنان (ع)، را با وضع فجیعی به شهادت رساند. عرب جاهل از او تصویر یک قدّیسه را درست کرده بودند؛ تا آنجا که حتّی شتر او را هم مقدّس می دانستند؛ و مدفوع شترش را برای تبرّک برمی‌داشتند. لذا امیرمومنان (ع) در این جنگ، تنها با عایشه نجنگید بلکه سعی داشت این گوسالهٔ سامری و بت تازه درست شده را نیز بشکند. لذا فرمان داد که پاهای جمل (شتر عایشه) را قطع کنند؛ و آنگاه که شتر مرد، فرمان داد تا آن را آتش زدند و خاکسترش را به باد دادند؛ تا حتّی استخوان و پشمی نیز از آن باقی نماند؛ تا جهل عرب آن را برای خودش بت نسازد.

پس از این واقعه، حضرتش به روشنگری پرداخت؛ و مردان عرب را مورد مذمّت قرار داد که در پی زنی راه افتاده و جامعه را به آشوب کشانده اند؛ حال آنکه خود عرب از دیرباز ابا داشت که از زنان، فرمان برد؛ و این حقّ است که در مسائل قضاوت و جنگ و سیاست، مردان نباید تابع زنان باشند. چرا که زنان برای این امور آفریده نشده‌اند. دقّت شود: در اصل خلقت، زنها برای این امور آفریده نشده‌اند؛ کما اینکه مردان نیز در اصل خلقت برای اموری دیگر خلق نشده‌اند. عایشه قضاوت نمود و علی (ع) را در خون عثمان مقصّر شناخت؛ حال آنکه به حکم شرع، زنان حقّ قضاوت ندارند. آنگاه لشکری فراهم نمود و فرمانده آن لشکر شد؛ حال آنکه زنان حقّ امامت و پیشوایی بر مردان را ندارند. امّا چرا؟ و آیا اینها تحقیر زن است؟

نقص بر دو گونه است؛ نقص طبیعی و نقص ارزشی. نقص طبیعی، دست خود شخص نیست و اساساً نقص نیست بلکه در قیاس است که نقص تلقّی می‌شود. مثلاً زنان نقص قدرت دارند؛ یعنی در قیاس با مردان، قدرت کمتری دارند؛ در عوض، مردان نیز نقص عاطفه دارند؛ چون در قیاس با زن‌ها، عاطفهٔ مردها خیلی کمتر است. امّا نه اندکی قدرت برای زن، نقص حقیقی است نه اندکی عاطفه برای مردان. چرا که نه زن به چنان قدرتی نیاز دارد؛ نه مرد به چنان عاطفه‌ای. هر کدام از این دو موجود، برای امری آفریده شده‌اند؛ و متناسب با آن هدف، امکاناتی نیز در اختیار دارند. البته توجّه شود که هدف از خلقت مرد و زن، غیر از هدف از خلقت انسان می‌باشد. دقّت شود که مرد بودن و زن بودن، غیر از انسان بودن است. انسان مرد و انسان زن، در هدف انسانی، اشتراک دارند؛ امّا هدف خلقت زن، غیر از هدف خلقت مرد می‌باشد. در وجود هر فرد انسانی چندین جهت وجود دارد؛ و برای هر جهتی نیز غایت و هدفی است. همهٔ افراد بشر، از آن جهت که انسانند، هدفی مشترک دارند؛ که رسیدن به مقام عبودیّت می‌باشد. زن و مرد بودن نیز هر کدام هدفی جداگانه دارند. همچنین برخی‌ها استعداد کار فنّی دارند برخی دیگر استعداد کار نظری دارند؛ که هر کدام این استعدادها نیز غایتی مخصوص خود دارند. پس خلط نشود بین غایت انسان و غایت مرد یا زن. مرد و زن، دو امر کاملاً جدا از همند امّا حیثیّت انسانی آن دو، یکی است؛ همان گونه که فیل و اسب و شتر، در حیوانیّت هیچ تفاوتی ندارند؛ امّا هر کدام برای خود، نوعی مستقلّ می باشند. البته تفاوت فیل و اسب و شتر، تفاوت نوعی است ولی تفاوت زن و مرد، تفاوت صنفی تلقّی می شود.

امّا نقص ارزشی، نبود آن کمالی است که شخص می‌تواند کسب نماید و باید کسب نماید، ولی کسب نکرده است. مثلاً جهل، یک نقص ارزشی است؛ بداخلاقی یک نقص ارزشی است. بر این اساس، عرض می شود: نقص عقل و نقص ایمان و نقص حظّ نیز بر دو گونه اند؛ یعنی هم نوع ارزشی دارند هم نوع طبیعی. از طرف دیگر، عقل و ایمان نیز استعمالات گوناگونی دارند. عقل به معنای آن قوّه‌ای که با آن خدا شناخته و مورد عبادت قرار می‌گیرد و با آن بهشت کسب می‌شود، ربطی به زن یا مرد ندارد؛ بلکه حتّی چنین عقلی صفت خاصّ انسان هم نیست؛ چرا که اکثر موجودات عالم، واجد چنین عقلی می‌باشند. جنّها که یقیناً واجد این عقلند؛ لذا مکلّف به تکالیف الهی‌اند. ملائک هم که سر تا پای وجودشان از این سنخ عقل می‌باشد. با توجّه به آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) و نظرات دانشمندان بزرگواری چون علّامه طباطبایی، حتّی حیوانات نیز از چنین عقلی برخوردار می‌باشند. شاهد روشن این ادّعا، جریان هدد در سورهٔ نمل می‌باشد؛ که فهم توحیدی او یقیناً از بسیاری از افراد بشر بیشتر می‌باشد. بر همین اساس است که طبق روایات، حیوانات نیز بهشت و جهنّم مخصوص خودشان را خواهند داشت.

امّا عقل به معنای آن قوّه‌ای که مصالح و فایده های دنیوی را تشخیص می‌دهد و معادلات زندگی جمعی را حلّ می‌کند، اساساً ربطی به عقل فوق الذّکر ندارد؛ بلکه از باب ضیق تعبیر، اسم کچل را گذاشته اند زلفعلی. این عقل، که عقل معاش یا عقل ابزاری نامیده می شود، در مواردی ارزش است و در مواردی دیگر ضدّ ارزش. حدّ عادی این عقل در زن و مرد، کمال است؛ امّا اگر این صفت در مردان زیاد باشد، ارزش است (ارزش دنیوی)؛ ولی اگر در زنان زیاد باشد، ضدّ ارزش خواهد بود (ضدّ ارزش دنیوی). چون مرد چنان آفریده شده که کسب معاش نماید؛ یعنی کار کند، با مردم سر و کلّه بزند، سیاست ورزد، از کیان خانواده و جامعه دفاع نماید و به جنگ بپردازد؛ و ... . و روشن است که برای چنین رسالت طبیعی، وجود زیادی چنین عقلی، مطلوب می‌باشد. در مقابل، چنین کسی ناقص العاطفه نیز باید باشد؛ یعنی لازمهٔ منطقی زیادی عقل ابزاری، کمی عاطفه است. چون عواطف، دقیقاً در مقابل چنین عقلی قرار دارند؛ حال آنکه عواطف با عقل سابق الذّکر منافاتی ندارند. اگر کسی در جریان سیاست، جنگ، تجارت و کار اقتصادی و امثال آن، عواطف به خرج دهد، به قول معروف، کلاهش پس معرکه می‌باشد. امّا زنها برای این امور آفریده نشده‌اند. رسالت طبیعی زن، تربیت انسان، حفظ وحدت خانواده و به عَرَض آن حفظ وحدت جامعه، انتقال فرهنگ به نسل بعدی و امثال این گونه امور می‌باشد. برای این گونه امور نیز نه قدرت بدنی بالایی لازم است، نه عقل ابزاری به آن معنا که گفته شد. بلکه ابزار چنین رسالتی، عاطفهٔ غلیظ و عشق وافر است. اگر مرد عاقل را مأمور بچّه‌داری کنند، یا دچار ضعف اعصاب شده و روانی می‌شود یا بچّه را از پنجره بیرون می‌اندازد. حال آنکه مادر به طور طبیعی، چنان است که برای کودکش می‌میرد. تجربه‌های روانشناسانه نیز نشان داده که زنان عاقل (عاقل به عقل ابزاری)، میل طبیعی به حفظ خانواده ندارند. این گونه زن‌ها بیشتر به تجارت و سیاست و پلیس‌بازی و امثال این امور تمایل دارند؛ و اغلب نیز زندگی زناشویی موفّقی ندارند. حتّی ثابت شده که اگر زن‌ها به کارهای مردانه بپردازند، دچار اختلالات هورمونی می‌شوند.

حاصل کلام آنکه یقیناً در اکثر زن‌ها، عقل ابزاری ضعیف می‌باشد و عواطف انسانی قوی؛ و در اکثر مردها، عقل ابزاری قوی‌تر است و عواطف انسانی ضعیف‌تر. و البته موارد استثنا در امور روانشناختی همواره وجود دارد؛ که از این موارد استثناء با عنوان ناهنجاری روانشناسانه یا بیماری روانی یاد می‌شود. و این است آن نقص عقلی که امیرمومنان (ع) به زن‌ها نسبت دادند.

آن عقلی که در قضاوت به درد می‌خورد، همین عقل است؛ که عاطفه را کنار می‌زند و آنجا که باید، حکم به قصاص می‌دهد؛ یا آنجا که انسان شدیداً از کسی تنفّر دارد، ولی مدرکی بر ضدّ او ندارد، حکم به تبرئه می‌دهد. اگر بنا شود زن‌ها وارد قضاوت شوند، به خاطر غلیان عاطفه، یقیناً بسیاری اوقات، پایشان به شدّت خواهد لغزید. البته مرد نیز کاملاً بی‌عاطفه نیست؛ لذا احتمال لغزش دارد؛ امّا این احتمال در قیاس با لغزش زن‌ها، اندک است. عایشه —که بهانهٔ سخنان امیرمومنان(ع) بود— در جنگ جمل قضاوت نمود؛ و کسی را مجرم دانست که هیچ جرمی نداشت؛ فقط به این سبب که از گذشته با علی (ع) ضدّیّت داشت. و به خاطر همین تبعیّت از احساسات کور، هزاران نفر را به کشتن داد. اینکه امیرمومنان (ع) در استدلال بر نقص عقل زن‌ها فرمودند: «و أمّا نقصان عقولهنَّ فشهادة امرأتین کشهادة الرَّجل الواحد» گواه همین تفسیر است. چرا که زن‌ها بیش از آن که با عقل ابزاری ببینند، با چشم احساس و عاطفه مشاهده می‌کنند؛ در نتیجه شهادت آنها ارزش اثباتی بالایی ندارد. از اینرو شهادت دو زن در حکم شهادت یک مرد قرار گرفته است. در قرآن کریم نیز فرمود:

«... وَ اسْتَشْهِدُوا شَهیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ ...؛ و دو نفر از مردان خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند» (سورهٔ البقرة، ۲۸۲)

ملاحظه می‌فرمایید که سرّ قرار دادن دو شاهد زن به جای یک شاهد مرد را خداوند متعال این امر بیان نموده، که زنان در امر شهادت، دچار لغزش طبیعی می‌شوند، لذا باید دو نفر باشند تا لغزشهای طبیعی ناشی از غلبهٔ احساسات را همپوشانی نمایند.

پس عقل زن ناقص است؛ و این نقص، نقص طبیعی است نه نقص ارزشی؛ و آن عقل نیز عقل ابزاری است نه آن عقل که به درد بندگی و آخرت می خورد. و چنین نقصی نیز برای زنان، زشت نیست؛ بلکه لازمهٔ زن بودن و رسالت زنانهٔ آن‌هاست. امّا امر زشت در این میان آن است که زنان —همانند عایشه— در اموری وارد شوند که نیازمند چنین عقلی می‌باشد. و زشت‌تر آنکه مردان در این گونه امور، تابع زنان باشند؛ کما اینکه زشت است که زنان، در امور خانه‌داری و تربیت کودک، تابع مردان باشند؛ لذا در سیرهٔ رسول خدا (ص) وارد شده که ایشان در امور خانه‌داری و آشپزی و امثال آن، رأی همسرانش را بر رأی خود مقدّم می‌داشت. همچنین در روایات آمده که مرد خوب آن است که به سلیقهٔ همسرش غذا بخورد. از طرف دیگر، رسول خدا (ص) قبل از اینکه به جهاد رود، با زنان مشورت می‌نمود و برخلاف نظر آنها رفتار می‌کرد. چون می‌دانست که اغلب زن‌ها در این گونه امور، نه بر اساس عقل فایده‌جو، بلکه بر اساس احساس و ترس فتوا می‌دهند. کما اینکه در این گونه امور، نظر جوانان را بر نظر پیران ترجیح می‌داد. چون می‌دانست که عقل پیران، عافیت جوست و عقل جوانان، میل به شجاعت دارد.

این‌ها نکات روانشناسانه‌ای است که شگفتی آن‌ها را اهلش می‌فهمند؛ امّا حیف و صد حیف که کالایی به این گرانی افتاده است به دست ما گوهرناشناسان.

نظرات  (۳۲)

۰۱ مهر ۹۱ ، ۰۹:۴۳ فتح اله ساجدی
 سلام
تفسیرهای خوبی دارید و لذا خوشم آمد و عضو شدم. موفق باشید در ادامه راه و آگاهی بخشی.

پاسخ:
سلام
ممنون

"از طرف دیگر، رسول خدا (ص) قبل از اینکه به جهاد رود، با زنان مشورت می‌نمود و برخلاف نظر آنها رفتار می‌کرد. چون می‌دانست که اغلب زن‌ها در این گونه امور، نه بر اساس عقل فایده‌جو، بلکه بر اساس احساس و ترس فتوا می‌دهند. "

این بخش خیلی احمقانه است. با زنان درباره جهاد مشورت کنید و برخلاف نظر آنها عمل کنید. آیا معکوس نظر زنان دقیقا استراتژی امر بزرگ و پیچیده ای مانند جهاد است هر چند زنان بدترین نظر را درباره جهاد داشته باشند. اصلا این کار با عقل سالم و کامل نبی اکرم همخوانی دارد. لطفا پاسخ دهید.

سلام خیلی استفاده کردم ممنون
گفته های شما بسیار عالی بود و منطقی، احسنت
سلام 
از مطالب خوب شما بسیار سپاسگزارم در پیش گاه حق سربلند باشید ان شاالله

پاسخ:
سلام
ممنون
به نظر من این مطالب جعلی است و به حضرت امام علی نسبت داده اند این مطالب را کسانی جمع آوری کرده و به نهج البلاغه اضافه کرده اند که مثل ملاهادی سبزواری کج اندیشی مربوط به خود را برای اینک توجیه کنند درکلام معصومین جا داده اند باید در مبحث نقص ایمان بگویم که ایمان یک امر قلبی است و انسان می تواند حتی بدون نماز و روزه هم به آن مقام برسد اگر نماز و روزه گرفتن تاثیر مستقیم بر ایمان داشت خوارج که خود امام علی از دست آنها به ستوه آمده بود باید باایمان ترین افراد باشند زنان در زندگی با توجه به ریاضتهای بسیار که در مورد بارداری و عادت ماهانه می کشند از ریاضت نماز خواندن در فرجه عادت ماهانه معاف می شوند ریاضت نفس زن از بدن اوست پس نیازی ندارد تا مثل مردان عمل کند در ضمن اسراری در این خصوص است که مردان اگر آن اسرار را بدانند شگفت زده شده و حتما به آن حسادت می کنند سربسته بگویم این ریاضت نفس زنان از کرامات خداوند فقط برای عقول مخلص است زیرا زنان دارای عقل ادراکی هستند در هفت روز عادت ماهانه زنان در حالت مذکور انوار حقیه ذات خود هستند و مردان در این ایام حق نزدیکی با زنان را ندارد از آنجایی که مردان قدرت کنترل خود را ندارند بنابراین خداوند با ایجاد خون ریزی در این دوران مردان را مجبور می کند تا از زنان دور شود تا نفس زنان در این دوره که مذکور انوار حقیه ذات خود هستند را سپری کنند (حال بگذریم از علوم ظاهری این دوران که در بارداری و تولید هورمون در بدن زن نقش بسزایی دارد ) این مورد درست مانند سلوک عملی است که عارف پس از سپری کردن دوران ریاضت خود توانسته انوار حقیه بدن خود را استخراج کند در این حال است که از ذکر معاف شده تا انوار حقیه بدن بتواند بدن را مذکور ذات خود کند. در مورد نقص عقل به علت شهادت دو زن این امر اصلا به عقل زن ربطی ندارد بلکه قانون حمایتی از زنان است برای اینکه زنان را به نوعی از حضور در دادگاه معاف کند در جامعه ای که مردان پس از از شهادت در دادگاه از امنیت برخوردار نیستند پس زنان در این شرایط به علت فیزیکی بیشتر از مردان ممکن است دچار آسیب شود خداوند تشخیص داده که حضور 2 زن برای شهادت که کاری لازم است حاشیه امنیتی بیشتری برای فرد شهادت دهند ایجاد می کند از طرفی ممکن است به علت زورگویی هایی که مردان نسبت به زنان در طول تاریخ داشتند مردی زن خود یا دخترخود را مجبور به شهادت دروغ کند که این کار با دو نفر شدن فرد شهادت دهند تقریبا منتفی می شود عجیب است که در قران خداوند به زنان عنوان کیدعظیم داده من فکر نمی کنم کسی که داری کید عظیم باشد ناقص العقل باشد و بر عکس چون داری عقل ادراکی است می تواند ذهن طرف مقابل را هم بخواند و نسبت به او حیله و کید داشته باشد در زندگی روزمره هم می بینیم که زنان چندین کار را باهم و به درستی انجام می دهند که این هم نشان دهنده عقل و زیرکی است از همه مهمتر یافته های زیستی است که نشان می دهد بیش از 70 درصد ژنم هر انسان از مادر اوست پس اگر زنان ناقص العقل باشند مردان نیز حتما از عقل زیستی ناقص خواهند بود چون عقل زیستی سخت افزار عقل مجرد است پس مردان بیش از زنان دچار خسران در عقل خود خواهند بود.از طرفی هم فکر نمی کنم که جنگ کردن با مردان در شان زنان باشد خداوند عقل را برای زندگی آفریده نه کشتن و تجاوز که مردان متاسفانه در این حوزه خیلی از عقل کامل خود استفاده می کنند. اما در حوزه نقص مال نیز اصلا اینطور نیست زنان با اینکه نقش چندانی در به دست اوردن پول در خانواده نداشتند اما بزرگترین استفاده کننده پول در خانواده هستند چون دقت بیشتری به نیازهای خانواده دارند و مالی که زن از طریق ارث به دست می آورد برای فقط خود زن است و این در حالیست که مرد باید هزینه زن را چه درمقام پدر و چه شوهر پرداخت کند علاوه بر ان مهریه نیز از حقوق بانوان است که هرچقدر بخواهند تعیین می کنند و مردان از این حق محروم هستند علاوه بر ان فرزندان نیز نسبت به مادر در پرداختهای مالی بسیار مهربانتر هستند و هوای مادر را بیشتر از پدر دارند و این را اضافه کنید به مالی که خود زن از خانداری و یا کار در بیرون از خانه بدست می اورد. برای جمع بندی عرض می کنم که در صدر اسلام بیش از 250 سال منع حدیث و روایت بوده این احادیث و روایات جلعی و ساخته و پرداخته مردان مغرض  پس از بیش از دو قرن و نیم منع حدیث می باشد. فقط کافی است به عقل و قران رجوع کنید همین
پاسخ:
نظر شخصی بنده و شما مهم نیست. اگه تحلیل علمی حدیثی-رجالی دارید که اثبات میکنه این روایت جعلی هست بیان بفرمائید و گرنه نظرات شخصی ارزشی نداره
من حدیث شناس نیستم ولی با استناد به روایتی از خود امام علی که در دوران دبیرستان در کتاب دینی خوانده بودم کل این روایت را جعلی می دانم که می فرمایند که در صحت احادیث به عقل خود و قران مراجعه کنید من با مراجعه به عقل خود و قران اصلا به چیزی که به امام علی نسبت داده اند نرسیدم . و از نظر عقلی آن را رد می کنم. و باید در مورد قوانینی که در قران آمده هم بگویم که این قوانین برای  عقول همان دوره است حتی مردان این زمان نیز دوست ندارند فقط به خاطر سکس بازنی ازدواج کنند مردان بیش از سکس که دین خیلی هوای آن را دارد (آن هم فقط به خاط ازدیاد مسلمین ) به محبت و لطافت زنی که دارای اساس عشق و قدرت مدیریت است نیاز دارند . من از شما سوال می کنم خواهش می کنم با پاسخ واضح و خارج از لفاظی جواب بدهید آیا شهادت یک زن پزشک متخصص با شهادت یک مرد بی سواد برابر است؟ سوال دوم آیا قضاوتهایی که در ممالک پیشرفته انجام می شود و بر اساس شهادت تنها یک زن رای صادر می شود درست نمی باشد؟ سوال سوم آیا قضاوتهای انجام شده توسط قضات زن در ممالک غربی اشتباه می باشد؟ آیا وقت آن نشده که مردان قبول کنند که زمان قلدری آنها تمام شده و زنان باید برای رسیدن به آرامش اختیارشان دست خودشان باشد نه دیگری؟ به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم جهان به سمت تعادل پیش می رود  ما نباید کاستی هایی را که جامعه بشری به خاطر توحشی که دچار آن بوده را به عقل زنان نسبت دهیم تجربه نشان داده که آن جایی که امکانات بین زن و مرد یکسان بوده زنان از مردان جلو افتاده اند علی رغم مشکلات فیزیولوژکی که دارند. برای رسیدن به خداوند می توانم به جرات بگویم که نیاز چندانی به ذکر و نماز نیست تنها باتدبر در صفات خداوند می توانیم لاهوت را بدون گذر از جبروت و ملکوت درک کرد تمام آنچه که شما به عنوان شریعت می شناسید اگر به خوبی انجام شود تنها شما را به درک ملکوت خداوند می رساند و اگر وارد ذکر شودید تنها جبروت خدا را درک می کنید تنها زمانی انسان لاهوت خداوند که عالم عشق است را درک می کند که تدبر و تفکر در صفات خدا داشته باشد و به صورت عملی ایثار کند. من نظرات خود را بر اساس عقل و کشف و شهودخودم و علم بیان کردم . مگر خود شما عقل را ملاک انجام خیلی از اعمال نمی دانید که براساس آن انسانی جنگ راه می اندازد یا خود را مستحق تصمیم گیری برای دیگران می داند خواهش می کنم عقل مردان و زنان را از لحاظ علمی بررسی کنید و در سایت خود قرار دهید. عقل مجرد بوده یعنی نه داری حجم است نه وزن ولی دارای قدرت پیشرفت است تا جایی که خداگونه شود . جامعه مرد سالار بیش از 7000 سال زنان را استثمار کرده و از تحصیل و حقوق اولیه محروم کرده بنابراین کاستی های موجود در مورد زنان را نباید به پای عقل بنویسید اگر شما را هم از جامعه خارج کرده و از تحصیل محروم می کردند الان مثل یک موجود احمق بودید که خودتان هم باور داشتید که عقلتان ایراد دارد و چیزی نمی فهمید . خواهش می کنم شما هم برای ناقص العقل بودن زنان دلایل علمی بیاورید. باتشکر
پاسخ:
چطوری با رجوع به قرآن این حدیث را رد میکنید؟؟!!!
احکام اسلام مجدداً تأکید میکنم ابدی است چه ما خوشمان بیاید چه نه چه فلان حکم به مزاق امروزه جامعه خوش بیاید چه نیاید.
ضمن اینکه با این مبنایی که شما دارید باید کثیری از نصوص صریح قرآن را نیز کنار بگذاریم چه رسد به روایات چون با عقل امروزی ما ناسازگار است.
من در هیچ جای قران مشاهده نکردم  که به زنان عنوان ناقص العقل یا ناقص الایمان را بدهد . بنده خدا مگر خداوند از من یا شما می ترسد که مستقیم نگوید زنان دارای عقل و ایمان ناقص هستند  در ضمن من علاوه بر عقل خودم منبع شهودی دارم دیشب بعد از اینکه این مطالب را برای شما گذاشتم در کشف و شهودی شما را به صورت یک فرد رمال دیدم و نویسندگان این روایت را به صورت عمر و عاص این به آن معنا است که علی (ع) این حرف را نزده و افرادی مثل عمر و عاص آن را روایت کرده اند و رمال بودن شما هم نشان از نوشتن نسخه بی ارشی دارد . احکام قران مطمن باشید که به دست امام زمان تغییر خواهد کرد مگر به ما نگفتند که در زمان امام معصوم آنچنان قوانین عوض خواهد شد که همه ما فکر می کنیم قران جدیدی نازل شده من بنابر اطلاعات شهودی که دارم  از این قضیه مطمئن هستم البته کشف و شهود یک امر فردی است که چراغ راه خود آن فرد است. مگر در قران قانون برده داری و کنیز داری رد شده بود که الان هیچ کس حتی جرات آن را ندارد که آن را به زبان بیاورد در پایان مطالب باید بگویم من با استناد به آیه الکرسی می گویم که در دین هیچ اجباری نیست یعنی قابل تغییر است آن هم به دست قران ناطق همان زمان یعنی امام زمان همان دوره. در ضمن به یک سوال ساده من جواب ندادید که آیا شهادت یک پزشک زن متخصص را قبول می کنید یا شهادت یک مرد بی سواد را لطفا جواب مشخص بدهید.
پاسخ:
آها چون در قرآن فلان مطلب نیامده پس اگر در روایت آمده بود یعنی روایت جعلی است چون اگر این مطلب درست بود در قرآن می آمد. اینه استدلال شما. خب الحمدلله معنی تعارض و عرضه روایت به قرآن رو هم فهمیدیم. با این مبنای شما کل فقه رو باید تعطیل کرد چون مستند به روایات هست و اکثریت مطالب روایی ما در قرآن نیومده.
اما کشف و شهود هم که ارزشی نداره. کشف و شهودتون باشه برا خودتون. استدلال علمی حدیثی دارید اینجا بفرمائید.
البته من شک ندارم آخوندها هر طور بخواهند دین را از قران کشف می کنند مخصوص مسائل مربوط پول و زنان. فقط می دانم که الان دینی که شما و امثال شما پشتیبان آن هستید انسان ها را به سوی گناه و گمراهی هدایت می کند بترسید از روزی که شما و امثال شما به عنوان قتیل العبارات در قیامت محشور شده و راهی همان جایی شوید که همیشه دیگران را وعده می دهید. در ضمن هر آیه از قران که می بینید شان نزول دارد پس نمی توان آن را برای همه نسخه پیچید. من هم به این امر اعتقاد دارم که الان  نمی شود قران را تغییر داد ولی می شود قوانین قران را کنار گذاشت و استفاده نکرد.
سلام....انقدر فقه رو مقدس جلوه نده برادر من..اسلام هرچه ضربه خورده از فقه بوده......در ضمن ببخشید کشف وشهود ایشون از روایات جعلی وخنده دار شما جذابتر است........آخرش رمال هم شدی..آخه یه جمله از گروه یاد میگرفتی چی میشد...
با دیدن روایت شما من هم یاد یک روایت از کتاب وقایع الحقیقه از شیخ بابک الدین راستین اصل افتادم شیخ در این کتاب به صراحت فرموده اند که هر کس از زن خود نترسد مرد نیست و از دایره مردان خارج است.مردی این روایت بدید جهت بدست آوردن صحت و سقم آن از رستم پرسید ای پهلوان در فلان کتاب آمده که هر مردی از زن خود نترسد مرد نیست و جملگی از مردیت افتاده و از دایره مردان خارج است آیا شما که پهلوان هستید هم از زن خود می ترسید رستم عصبانی شد و گفت مگه من مرد نیستم.
البته ببخشید که روایت من به خنده داری روایت شما نبود.

علی آقا اتفاقا امروزه روز همه مرد مردن..نمیدونم این آقایون تا کی می خوان سرشون و مثل کبک زیر برف بزارن......
جناب منصف آقا اتفاقا الان مردان سرشون رو دارن از زیر برف خارج می کنند و میبینند که هم به زنها خیلی ظلم کرده اند و هم به خودشون. من خودم شخصا به قضاوت درست خانمها دربسیاری از موارد زندگی اعتقاد دارم و همچنین به بالا بودن وجدان و انصاف و شعور در خانمها اعتقاد دارم. من که مرد هستم جنس خودمان را بهتر می شناسم ما مردها همیشه از اینکه زنی از ما جلو بزند می ترسیم و برای اینکه جلوی پیشرفت آنها را بگیریم دست به هر کاری در طول تاریخ زدیم از جمله تهمت ناقص العقل بودن به خانمها. این در حالی است که زنها برعکس عمل کرده اند و همیشه راه را برای پیشرفت مردشان باز کرده اند همانطور که پشت هر مرد موفقی زنی ایستاده مطمئن باشید همیشه مردی هست که جلوی پیشرفت زنی رابگیرد. همین حرفها را زدید که هر جوری با زنها رفتار کنیم باز هم زنها برنده اند مثلا اگر با آنها مباحثه کنیم و زنها را شکست دهیم کاری نکرده ایم چون فقط یک نفر که ناقص العقل است را شکست داده ایم و اگر زنها بحث را ببرند ما مردها 2 بار بازنده ایم بار اول چون بحث را واگذار کرده ایم و بار دوم چون از یک ناقص العقل شکست خورده ایم. ما مردها هر وقت 2 تا زن می بینیم هی می خواهیم قدرت نمایی کنیم و نشان دهیم که قهرمان هستیم و همه کارها را باقدرت و بدون شکست انجام می دهیم در واقع ما در این مواقع احساساتی عمل می کنیم و خودمان، خودمان را قول می زنیم . ما مردها هم در خیلی موارد احساساتی عمل می کنیم فقط فرق ما با زنها اینکه خانمها در حوزه های بهتری احساسات خود را صرف می کنند و ما مردها فقط برای اینکه کسر شانمان نشود از روی احساسات مردانه که باید همیشه همه کار را درست انجام دهیم عمل می کنیم و بی جهت خودمان را به دردسر می اندازیم. ما به زنها عنوان حسود را می دهیم در حالی مردها هم حسود هستند فقط نوع حسادت مردها با زنها فرق می کند یا در مورد درست انجام دادن کارها باز هم زنان برنده اند چرا؟ چون اگر زنی کاری را درست انجام ندهد نمی توانیم باز خواستش کنیم چون قبلش گفتیم توعقل درستی نداری و اگر هم درست انجام بدهد عقل خودمان (مردها) را زیر سوال برده ایم. از یک طرف می گوئیم که عقل زن ناقص است از یک طرف دخترها حداقل 6 سال زودتر به سن تکلیف می رسند. آقایان محترم تکلیف برای فردی است که عقل دارد و نه کسی که ناقص العقل است. پس جنس مونث هم عقل کامل و هم نماز و روزه کامل دارد. از طرفی هم متوسط عمر زنها 7 سال بیشتر از مردان است و وقت اضافه بیشتری جهت عبادت و نماز خواندن دارند. آخه ما با این حرف ناقص العقل بودن زنان تناقض گویی خودمان را اثبات می کنیم و در واقع ناقص العقل بودن راوی این روایت را. اگر زنان ناقص العقل هستند پس نمی توان آنها به خاطر عملشان محاکمه کرد چون تنها مرجع که انسان خوب و بد را تشخیص می دهد عقل است. خانمهای محترم من از طرف همه مردان از شما بخاطر اینکه همواره جلوی پیشرفت و تحصیل و سرزندگیتان را گرفته ایم معذرت می خوام ما را به عقل کامل خود که نگذاشتیم نیمی از استعدادهای بشری ظهور پیدا کنند ببخشید.
سلام علی آقا..من خانمم..
منظورم از اینکه گفتم همه مردن..یعنی امروز همه از زنشون حساب میبرن...در ثانی اونایی که سرشون کردن زیر برف امثال این آقا هستن..
ولی از دفاییه جنابعالی در دفاع از حقوق زنان بسیار سپاسگزارم..
بنده عذر خواهی جنابعالی را قبول میکنم....
اقایون هر طور بخواهند بگویند..خودشان از ضعفشان بهتر از هر کس دیگر آگاه هستند ولازم به گفتن نیست....دنیای آنها بدون زن ناقص است....
باز هم ممنون..
سلام.سرکار خانم منصف در جمله دوم شما حتما باید اشاره به نوع مردان مورد نظر خود می کردید. متاسفانه تا زمانی که در بحث حقوق، زن و مرد بودن به جای انسان بودن مطرح است این حرفهای بیهوده هم هست.مثلا به این جمله که این آقا نوشته دقت بفرمائید ((تجربه‌های روانشناسانه نیز نشان داده که زنان عاقل (عاقل به عقل ابزاری)، میل طبیعی به حفظ خانواده ندارند. این گونه زن‌ها بیشتر به تجارت و سیاست و پلیس‌بازی و امثال این امور تمایل دارند؛ و اغلب نیز زندگی زناشویی موفّقی ندارند)). این آقا با این حرفش می خواهد بگوید این زنان، مرد هستند یا اینکه زن نیستند من که نفهمیدم. باید به این آقا بگویم که این افراد انسان هستند و خداوند صلاح دانسته افرادی را با فیزیک زنانه ولی با این خصوصیت که برشمردید خلق کند پس باید جامعه و قوانین طوری آزاد باشد که اجازه ظهور استعداد این افراد را بدهد نه اینکه چون فیزیک زنانه دارند محدود شود. شاید این زنان را خدا اینگونه آفریده که سیستم آفرینش خود را کامل تر کند به من و شما چه ربطی دارد که بدون اینکه به عوارض حرف زده خود فکر کنیم جلوی پیشرفت آن فرد را بگیریم. چرا امثال این آقا فکر می کنند که ازدواج تنها راه تکامل و ارضای نیازهای انسانی است. شاید یک زن وقتی تاجر یا پلیس است بیشتر احساس رضایت از خود را دارد تا اینکه به کار خانه داری و بچه داری بپردازد.مخلص کلام من این است که جنسیت نباید جلوی بروز استعداد یک انسان را بگیرد. مگر هر مردی می تواند وارد قضاوت شود معلومه نه باید آموزش ببیند، روحیه و استعداد و علاقه این کار را داشته باشد پس زنی هم که می خواهد وارد این گونه امور شود حتما امتحان خود را پس می دهد بعد جواز قضاوت و یا اجتهاد می گیرد. یعنی از نظر عقلی و روحی به این درجه می رسد بعد مسئولیت قبول می کند و ......
حالا برای تایید عرایض روز گذشته ام قسمتی از تاریخ را برایتان بازگو می کنم. در زمان سلطان محمود غزنوی (شاه ترکان) شهر ری توسط آل بویه اداره می شد. در این زمان حاکم ری  فوت میکند از آنجایی که فرزند پسر او خردسال بود شاه ترکان یعنی قوی ترین شاه آن زمان، سلطان محمود غزنوی طمع کرد که ری را ضمیمه خاک خود کند ولی فکر میکنید چه اتفاقی افتاد زنی شهر ری را نجات دارد این زن ملک خاتون همسر شاه فوت شده بود.در تاریخ آمده فخرالدوله در سال 387ق در قلعه طبرک ری درگذشت و چون در زمان فوت فرزندش مجدالدوله کم سن و سال بود، حکومت عملا به دست شیرین (ملک خاتون)  افتاد تا هم خزانه ارزشمندش از دست مدعیان در امان بماند و هم ری آرامش را از دست ندهد.سیده ملک خاتون بلافاصله بعد از مرگ همسرش درهای قلعه را بست و از ورود و خروج جلوگیری کرد، بعد از آن، از امام جماعت قلعه خواست تا آداب تدفین را انجام دهد و زمانی که تمام کنترل را در دست داشت، نمایندگانی را به شهر فرستاد تا خبر فوت فخرالدوله را اعلام کنند. او مجدالدوله را جانشین شوهرش کرد و پسر دیگرش شمس‏الدوله، را به حکومت همدان فرستاد و حکومت اصفهان را به پسر دیگرش عین‏الدوله، که هفت ساله بود، سپرد. به همین علت، سیده خاتون از آن پس «امّ‏الملوک» لقب گرفت.اما نحوه نجات شهر ری چگونه بود؟ فقط بایک نامه و بدون هیچ خون ریزی. شرح نامه بدن گونه است «تا شوی من زنده بود مرا اندیشه آن بود که تو را مگر این راه بود و قصد ری کنی. چون وی فرمان یافت و شغل به من افتاد، مرا این اندیشه از دل برخاست، گفتم: محمود پادشاهی عاقل است، داند که چون او پادشاهی را به جنگ زنی نباید آمدن. اکنون اگر بیایی خدای آگاه است که من نخواهم گریخت و جنگ را ایستاده‏ام، از آنچه در دو بیرون نباشد: از دو لشکر یکی شکسته شود؛ اگر من تو را بشکنم، به همه عالم نویسم که سلطان محمود را بشکستم که صد پادشاه را شکسته بود، مرا هم فتح‏نامه بود و رسد و هم شعر فتح [و اگر تو مرا بشکنی چه توانی نوشت؟ گویی زنی را بشکستم؟ تو را نه فتح‏نامه رسد و نه شعر فتح] که شکستن زنی بس فخر نباشد؛ گویند که سلطان محمود زنی را بشکست».
جواب قاطعانه ای که سیده ملک خاتون به سلطان محمود داد، او را وادار کرد تا از فکر درگیری با یک زن که در نبرد با او شکست و پیروزی نتیجه ای جز رسوایی و سرزنش نداشت، صرف نظر کند.
سرتان را درد نیاورم منظور من از گفتن جزئی این حکایت این بود که اثبات کنم ملک خاتون با زیرکی و با توجه به ذهنیت اشتباهی که مردان نسبت به زنان دارند توانست بدون جنگ سلطان محمود را شکست دهد. ملک خاتون هم جنگ را برد و هم در تاریخ ثبت کرد که یک مرد چقدر از شکست خوردن در برابر یک زن می ترسد و در واقع این سلطان محمود بود که در این واقعه احساساتی عمل کرد و از ترس حرف مردم با ملک خاتون جنگ نکرد. من بر همین اساس میگویم که خانمها همیشه در مواجه با مردان برنده اند چون مردها قبلش به این باور رسیده اند که عقل زنان ناقص است و در مواجه واقعی همیشه از شکست خودن در برابر زنان می ترسند شاید علی (ع) هم میترسید که دفعه بعد از عایشه یا زنی دیگر شکست بخورد و در تاریخ بماند که یک امام معصوم از یک زن شکست خورد پس دستش را پیش گرفت تا کلا همه زنان را از مداخله در امور سیاست دور کند. (البته من خودم اعتقاد دارم روایت جعلی باشد چون اگر خاندان امامت به این حرفها اعتقاد داشت حضرت زینب حافظ و وارث واقعه عاشورا نمی شد). اگر ملک خاتون را با عایشه مقایسه کنیم می بینیم که موقعیت ملک خاتون که در یک خانواده سلطان زاده بزرگ شده و راه رسم کشور داری را آموخته با یک زن بی سواد که 6 سالگی شوهرش دادن و چشم و گوش بسته بوده خیلی فرق می کند.در نتیجه عملکرد آنها هم باهم فرق می کند.
نتیجه اینکه هوش،استعدادو موقعیت خانوادگی ملک خاتون او را در جایگاهی قرار داد که هم پادشاه باشد و هم مادر و هم همسر که در هر سه مورد موفق بود. عایشه محصول اسلامی است که فقط زن را در آشپزخانه و اتاق خواب می بیند در حالی که ملک خاتون محصول سرزمینی است که پندار نیک، گفتار نیک، و کردار نیک را سرلوحه مرد و زن خود می داند. ممنون
سلام علی اقا..شرمنده می فرمایید..
ای کاش این وبلاگ واسه شما بود..اصلا..واقعا علی اقا هستین؟؟؟
خوش بحال خانومتون.....
متاسفانه برای تغییر این نگرش زمانی طولانی لازم است..وکاری سخت ومشکل..چرا که به خاطر چنین نگرش کوته بینانه ای چه هزینه ها که نمیشود.....
خداوند شما وامثال شما را حفظ کند...
سلام خانم منصف
بله من یک مرد واقعی هستم
یک مرد مرد که خیلی هم خوشبخته. دست برقضا 2 روزی خانه ام . حوصله ام سر رفته بود به چند سایت سرک کشیدم که به طور اتفاقی این سایت را که گذاشتن نظر آزاد بود را پیدا کردم .خداوند شما را هم حفظ کند. ممنون از حسن نظرتون.
سوال:
اگر امام علی معتقد بودن که زنان نباید در سیاست دخالت کنند پس چرا همسرش در مسجد خطبه فدک را خواند؟ چرا جلوی همسرشان را نگرفتند؟
پاسخ:
دوست عزیز هر حکم عامی یه سری استثنائاتی هم داره
یعنی هرجا به نفع مولای متقیان بوده زیر حرفشون می زدن.یعنی علی اهل منفعت است. شماها دیگه کی هستین واقعا خجالت آور که اسم خودتون رو گذاشتین شیعه علی و اینجوی با حرفهای ضد و نقیض دارید آبروی شیعه رو می برید. در جنگ جمل عل، عایشه رو با 40 زن جنگ آزموده که به لباس مردان درآمده بودند روانه مدینه کرد.یعنی علی با حضور زنان حتی در آموزش مسائل جنگی موافق بوده چه برسد به اینکه زنان را از سیاست دور کنه.اون وقت شما با این روایت علی را در مقابل زنان قرار می دهید. دشمن شیعه. البته دشمن می دونه چطور کار خودش را جلو ببره که به شیعه صدمه بزنه.خدا لعنتون کنه.
پاسخ:
کلا نگرفتید قضیه چی شد
آخه محمدم..چرا مردم و حرص میدی؟؟خوشت میاد..
قبول، شیعه ای...ولی این راهش نیست..
توانایی زنان در مهارکردن استرس، به آنها اجازه می‌دهد که با یک دست چند هندوانه بردارند. محققان معتقدند زن‌ها طبیعتی آرام دارند،

با استرس بهتر کنار می‌آیند
زنان می‌گویند مغز مردها تک‌بعدی است، اما خانم‌ها می‌توانند در یک لحظه به مسائل بی‌شماری فکر کنند. محققان هم این ادعا را تایید می‌کنند و می‌گویند توانایی زنان در مهارکردن استرس، به آنها اجازه می‌دهد که با یک دست چند هندوانه بردارند.  محققان معتقدند زن‌ها طبیعتی آرام دارند، زودتر و راحت‌تر استرس‌های محیط را مهار می‌کنند و در مدیریت خود تواناترند.

به گزارش دیلی‌میل، بررسی‌های پژوهشگران هم نشان می‌دهد هورمون استروژن، به زن‌ها کمک می‌کند تا اثر احساسات منفی را بر مغزشان کمتر کنند. از طرف دیگر، زن‌ها می‌توانند درست در لحظه فاجعه، به دنبال راهی برای خلاص‌شدن از آن بگردند، درحالی که مردها درست در لحظه‌های حساس زندگی‌شان، در مشکلات غرق می‌شوند و قدرت بیرون‌آمدن از آن را از دست می‌دهند.

 
 مدیران تواناتری هستند
درحالی که بسیاری از سازمان‌ها، برای استخدام کارمندان زن محدودیت‌هایی را در نظر می‌گیرند، محققان می‌گویند که این محدودیت‌ها، دلیل شکست شرکت‌های مردسالارند. چرا که براساس یافته‌های آنها، زنان در مدیریت کسب و کار از مردها تواناتر هستند.
 به نوشته فوربس، پژوهشگران می‌گویند زنان در مقایسه با مردها در شرایط یکسان از بخش‌های بیشتری از مغز خود استفاده می‌کنند و با انعطاف بیشتری فکر می‌کنند. گرچه آمار و بررسی‌های مختلف نشان می‌د‌هد که زنان با تجربه در محدوده سنی 50 تا 70 سالگی مدیران بهتری هستند، اما محققان به صاحبان شرکت‌ها توصیه می‌کنند در تیم‌شان نیروهایی از هر دو جنس داشته باشند و به زنان خلاق و چند بعدی، اجازه مدیریت این نیروها را بدهند.
توانایی زن‌ها تنها به رهبری ادارات محدود نمی‌شود ؛محققان می‌گویند زن‌ها گذشته از نشان‌دادن راه درست در دنیای اقتصاد، حتی در خیابان هم بهترین و کوتاه‌ترین راه را به گمشده‌ها معرفی می‌کنند. درحالی که مردها هنگام پاسخ‌دادن به عابرهای گمشده، گیج می‌شوند و فورا اولین مسیری را که به ذهنشان می‌آید بیان می‌کنند امازن‌ها پس از شنیدن چنین سوال‌هایی، کمی فکر می‌کنند و با کمک ذهن تحلیل‌گر خود، بهترین نشانی را به گمشده‌ها معرفی می‌کنند.

 حافظه بهتری دارند
از همسرتان بخواهید این ادعای محققان را بخواند:« زنان به ندرت آنچه  را که می‌بینند و می‌شنوند فراموش می‌کنند». گرچه بهتربودن حافظه یک مزیت زنانه است اما چنین قابلیتی، می‌تواند گاهی دعواهای زناشویی به ظاهر تمام‌شده را به بحران‌هایی ابدی تبدیل کند.
 به گزارش ساینس دیلی، پژوهشگران می‌گویند نه‌تنها زنان 5 درصد بهتر از مردها چهره‌ها را به خاطر می‌سپارند، بلکه در یادآوری اطلاعات 9/5 مرتبه کمتر از مردها اشتباه می‌کنند.
محققان می‌گویند حافظه جادویی زن‌هاست که باعث می‌شود کمتر از همسران فراموشکارشان و یا لااقل دیرتر از آنها به بیماری آلزایمر دچار ‌شوند. شاید به همین دلیل است که مردها همسرانشان را به کینه‌توزی متهم می‌کنند و انتظار دارند همسرانشان هم بعد از تنش‌های زندگی مشترک، مثل خودشان فراموشکار باشند.

 بهتر می بینند و می‌شنوند
شما و همسرتان بر سر رنگ یک پیراهن توافق ندارید؟ خود را مقصر ندانید.
پژوهش‌ها نشان می دهد که مردها رنگ‌ها را خوب نمی بینند. محققان معتقدند مردها در تمایز تفاوت های ظریف سایه‌های زرد، سبز و آبی با مشکل روبه‌رو هستند؛ مثلا آقایان فرق زیادی بین رنگ صورتی و گلبهی احساس نمی‌کنند. اما ناتوانی در تشخیص درست رنگ‌ها، تنها مشکل حواس مردانه نیست. چراکه به گزارش دیلی میل، بررسی‌ها ثابت کرده است که مردها به خوبی زنان نمی شنوند و طعم و بو را هم به درستی همسرانشان تشخیص نمی دهند.
البته با وجود این یافته‌ها، باز هم نباید از مردها ناامید شد، چراکه محققان دریافته‌اند که مردان در شناسایی جزییات دقیق در تصاویر متحرک مهارت بیشتری دارند و این قابلیتشان را در زمان مشاهده فوتبال در تلویزیون مورد استفاده قرار می‌دهند.
 
 عادلانه‌تر تصمیم می‌گیرند
اگر در رابطه با همسرتان به مشکلی برخورده‌اید و به دنبال فردی مطمئن برای قضاوت کردن می گردید، از میان خانم‌ها چنین داوری را پیدا کنید. چراکه به نوشته ساینس دیلی، محققان ثابت کرده‌اند که زنان عادلانه‌تر از مردها قضاوت می‌کنند.
بررسی‌های پژوهشگران در بنگاه های اقتصادی نشان می‌دهد که مردها برای قضاوت کردن، بیشتر به قوانین، مقررات و روش‌های سنتی متوسل می‌شوند؛ درحالی‌که زنان خودشان را به این معیارهای کلیشه ای محدود نمی‌کنند و در هر موقعیت، با توجه به شرایطی که در آن قرار دارند، قضاوت کرده و تصمیم می‌گیرند.
پس از یک مرد انتظار نداشته باشید که پیش‌فرض‌های ثابت ذهنش را کنار بگذارد و مشکل خاص شما را با راه‌حلی تازه برطرف کند.

 درد را بهتر تحمل می کنند
اغلب ما گمان می کنیم مردها در تحمل درد تواناترند و به خاطر حفظ ظاهر قدرتمندشان هم که شده، درد را بروز نمی‌دهند.
اما محققان در بررسی‌هایشان خلاف این فرضیه را ثابت کرده‌اند. به گزارش وب ام دی، آنها می‌گویند تنها یک زن می‌تواند درست در روزی که دندانش را جراحی کرده، به تکالیف بچه‌ها رسیدگی کند و با وجود دردهای بدنی بعد زایمان، از کودکش مراقبت کند.
پژوهشگران می‌گویند زنان درد را راحت‌تر تحمل می‌کنند و یا لااقل در یک دوره از زندگی‌شان، توانایی بیشتری برای مهار کردن دردهایشان دارند.
البته توانایی خارق‌العاده زنان تنها به تحمل دردهای جسمانی محدود نمی‌شود، بلکه آنها درد عشق را هم آسان‌تر تحمل می‌کنند. درحالی که زن‌ها گمان می‌کنند با مردهای آهنین و بی‌احساس روبه‌رو هستند، محققان نظر دیگری دارند.
آنها معتقدند مردها روزهای عاشقانه را دیرتر فراموش می‌کنند و با ضربه‌های احساسی دیرتر کنار می‌آیند. از نظر پژوهشگران، مردها بعد از طلاق به راحتی یک زن زندگی خود را بازسازی نمی‌کنند و شاید به همین دلیل است که با عجله‌کردن در ازدواج مجدد، برای تسکین دردشان تلاش می‌کنند.

 دوستان بهتری هستند
به احتمال بسیار زیاد این دوست یک خانم خواهد بود.
پژوهشگران دانشگاه منچستر می‌گویند زنان رکورد‌دار دوستی‌های طولانی هستند و رابطه‌های عمیق‌تری را هم می‌سازند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که زن‌ها از دوستانشان بیشتر حمایت می‌کنند و در روزهای خوشی و ناخوشی، در کنار آنها می‌مانند. از نظر محققان جنس رابطه در دوستی‌های زنانه و مردانه کاملا متفاوت است و نه‌تنها عمق بیشتری دارد، بلکه عقلانی‌تر هم هست.
برای زنان مهم نیست که در شهری کوچک در کنار دوستانشان زندگی کنند یا اینکه کیلومترها از آنها فاصله بگیرند، بلکه آنها در هر زمان و هر مکانی به دوستانشان وفادار می‌مانند و روابط‌شان را حفظ می‌کنند.(برگرفته شده از  خانواده و روانشناسی آکاایران)
این روایت به نظر من جعلی و ساخته و پرداخت مردان بی سواد و کم سر است که می خواهند بر جنس زن تسلط داشته باشند. این نوع مردان بیشتر در قشر مذهبی دیده میشود. طبق تحقیقات زنان دارای حافظه و عدالت بیشتری نسبت به مردان هستند.پس این روایت که می گوید زنان حافظه خوبی ندارند و یامی گوید زنان قضاوت درستی ندارند نیز ارزش علمی ندارد.
از طرف دیگر، رسول خدا (ص) قبل از اینکه به جهاد رود، با زنان مشورت می‌نمود و برخلاف نظر آنها رفتار می‌کرد. چون می‌دانست که اغلب زن‌ها در این گونه امور، نه بر اساس عقل فایده‌جو، بلکه بر اساس احساس و ترس فتوا می‌دهند. "
عجب استراتژی داشتن این پیامبر اسلام. یادمون باشه حتما این استراتژدی رو برای تدریس در دانشگاه های جنگ جهان پیشنهاد کنیم. من الان می فهم علت شکست پیامبر  در جنگ احد این بوده که ..............................
مرتیکه پوفیوز با این روایت جعلی.

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی    عشق داند که در این دایره سرگردانند
اگر زن ناقص العقله چرا مجازات برای مرد و زن برابر است؟
پاسخ:
چرایی اش را از خدای حکیم بپرسید

نسبت عقل ناقص به زن در صورتی که مجازات زن با مرد برابر است یعنی اینکه عقل زن ناقص نیست .با این روایات احمقانه خودتان را جای خدای سبحان نگذارید.اگر قرار بر این است که از خدای حکیم بپرسیم پس تو هم دهانت رو ببند و جای خدا اظهار نظر نکن.

درضمن در مورد آیه شهادت در قران

«... وَ اسْتَشْهِدُوا شَهیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ ...؛ و دو نفر از مردان خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند» (سورهٔ البقرة، ۲۸۲)


دقت کن که آخر آیه نوشته تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند یعنی هم به دو شاهد مرد گفته و هم دو شاهد زن

 و اگر گفته دو زن  شاهد باشند به دلیلی غیر از دلیل فراموشی و عقلانی است. مثل امنیت زنان در زمان شهادت که اگر دو نفر باشند بهتر است.

و ایمان هم یک امر قلبی است و اصلا به عادت ماهانه ربطی ندارد. در ضمن دختران از سن 9 سالگی به سن تکلیف می رسند پس باید عقل بیشتری نسبت به پسران داشته باشند که خدا گفته زودتر به عبادت بپردازند.


اگر زن احساسی است و به قول امامتان ناقص العقل چرا مجازات اسلامی برای دختر 9 سال و برای پسر 15 سال است؟یا این حدیث جعلی است یا امامتان خودش ناقص العقل بوده که این همه تناقض در دینش هست.
پاسخ:
چه ربطی داره؟ کجاش تناقضه؟

ماده 207 قانون مجازات اسلامی .مطابق با تبصره ماده 49 قانون مجازات اسلامی طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد حد بلوغ شرعی بر طبق ماده1210 قانون مدنی برای دختر 9 سال تمام قمری و برای پسر 15 سال تمام قمری است یعنی مجازات یک دختر 10 ساله از نظر جرم قتل با یک مرد50 ساله یکسان می باشد

خودتون و این ائمه تون به درک اسفل اسافلین برین که با این احادیث ممکلت ما را به ارتجاع و خفگان بردید.

احمق خان طبق روایت زنان ناقص العقل هستند یعنی عقل دستی ندارند. طبق تفسیر شما زن احساسی است پس در زمان جرم احساسات بر عقلش حاکم است پس نباید او را مثل مرد محاکمه کرد باید مجازاتش نصف مرد باشد. همانطور که شهادتش نصف مرد است. این در حالی است که سن عقل را برای دختر(9سال قمری) قرار داده اند و پسر را 15 سال قمری. اگر دختر ناقص العقل است چرا مجازاتش 6 سال زودتر است تازه با احتساب ناقص العقل بودن که اصلا نباید محاکمه شود چون از روی احساس تصمیم می گیرد. این همه تناقض , خودت را به نفهمی زدی یا واقعا نفهم هستی؟
پاسخ:
چون برای مجازات یک حداقلی از عقل لازم است که آن حداقل را زن دارد
پس همان حداقل عقل که برای مجازات کافی است   برای وارد شدن در سیاست و قضاوت و سایر مسائل اجتماعی  هم برای زنان کافی است. اون ذهن مرتجع و احمقتون را جمع کنید و خفه شین. به کوری شما و امثال شما زنان در جهان امروزی در کشورهای پیشرفته رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس پارلمان هستند. مثل انگلستان , اسکاتلند کره جنوبی ، و آلمان و به احتمال زیاد هم آمریکا این کشورها که در دست زنان است درست هدایت می شوند یا کشوری مثل ایران که در دست مردان مرتجع است؟
پاسخ:
ما متعبد هستیم. اگر خدا گفته زن نمیتواند قاضی شود فرضاً یعنی نمیتواند. در عین حال اگر گفته مجازات زن و مرد یکسان است یعنی یکسان است.

تو همان قران که شما قبولش دارین. داستان ملکه سبا آمده . اگر فرمانروا بودن زنان ایراد داشت چرا خدا در قران نگفته که آن زن چون فرمانرواست کار خطایی کرده بر عکس از قوه مشورت زن فرمانروا با اطرافیانش گفته و اینکه نامه سلیمان را گرامی داشت و برای او هدیه فرستاد و به شیوه ای مقول خودش برای تحقیق پیش سلیمان رفت و در نهایت بدون درگیری و خون ریزی خودش و قومش به خدا ایمان آوردند. حالا اگر به جای ملکه سبا یک مرد بود همان لحظه اول حتما تیغ می کشید, نه مشورت می کرد نه هدیه می فرستاد و نه خودش به تحقیق می رفت. همین که ملکه سبا با اطرافیانش مشورت می کرده و برای تحقیق خودش اقدام کرده نشان دهنده عقل و درایت این زن بوده. تنها ایرادی که خدا به ملکه سبا گرفته خورشید پرست بودن و کافر بودن آن زن بوده نه فرمانروا بودن آن زن.

در این روایت علی به خاطر اینکه از عایشه ضربه خورده تمام زنان را با یک چماق زده. واقعا متاسفم برای کسی که ادعای عدالت می کند. علی حتی اون زمان داستان ملکه سبا را که در قران آمده بود فراموش کرد و به همه زنان تاخت. حتی با این روایت به همسر خودش و به زن پیامبر که خدیجه باشه و به دختر خود که زینب باشه هم توهین آشکاری کرده. من بعنوان یک زن از کوچکترین حق اجتماعی و سیاسی که با این روایت در این کشور ضایع شده نمی گذرم .

۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۰:۵۵ نرم افزار پخش مویرگی
مطالب وتفسیرخیلی خوبی بود ممنون

اسلام چند تا زن بزرگ دارد که همش تو دوران جاهلیت پرورش یافته اند مثل خدیجه و عایشه و فاطمه بنت اسد. این چه جاهلیتی است که زنان آن قدرتمند بودند. اسلام واقعا در حق زنان ظلم کرده و آنها را با قوانین ظالمانه محدود کرده. تنها راه فقط این است که خودمون رو از قید این دین رها کنیم. در این دین همه چیز برای مردان است عوض اینکه زنان مسائل و مشکلات فیزیکی به علت بارداری و شیر دهی دارند قوانین را برای آنها جوری بگذاره که آنها هم بتوانند در جامعه حضور داشته باشتند و شان و منزلت خود را رشد دهند طبق اسلام و احادیث اونهاباید در پستو باشند و حقوق نصف داشته باشند. این قران را خدا نوشته یا یک مرد جاهل؟

خدا باز رضا خان و پسرش رو بیامرزه که تجدد رو وارد ایران کرد مگر نه امثال مدرس که جزء ملاهای سرشناس است زنان را با صفیه ها و دیوانه ها تقسیم بندی کرده. نمی دونم روز قیامت کی می خواد جواب این همه زن رو که از حقوقشون محروم شدن بده. وضع زنان درست مثل سیاه پوستان است به علت اینکه با یک دسته از مردهای سفید پوست فرق داشتن به بردگی گرفته شدن. چون زنان از نظر ظاهر و فکر با مردان متفاوت هستند باید در کنج خانه بمانند. من که یک ذره از حقوقم رو که این اسلام و آخوندا گرفتن رو ازش نمی گذرم. کوچترین توهینی که به من به عنوان زن شده را در روز قیامت پیگیری می کنم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی