برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۱، ۱۲:۴۴ ب.ظ

نقد دو عبارت مشهور در مورد عاشورا

در این پست می خواهیم به نقد دو عبارت مشهور که اولی آن از دکتر شریعتی است در مورد عاشورا بپردازیم.

عبارت اول:

حسین بیشتر از آب، تشنه‌ لبیک بود، افسوس که به جای افکارش زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

عبارت دوم:

بیایید در ماه محرم

زنجیر نزنیم.اما زنجیر از پای آزاد مردی باز کنیم

سینه نزنیم اما سینه دردمندی را ازغم پاک کنیم

اشک نریزیم.اما اشک از چشم مظلومی بزداییم.

نقد

1ـ اینکه امام حسین(ع) تشنه ی آب خدا ـ نه آب مردم ـ بود، چیز واضحی است. بنی امیَّه آب خدا را بر حسین بستند نه آبی که را که ملک خودشان بود. این هم که در مراسمات عاشورا به آن اشاره می شود قطعاً بد نیست. بیان واقعیّتی است که خباثت بنی امیّه را نمودار می سازد؛ و اگر اهل درس گرفتن و عبرت گرفتن باشیم، این همان تحریم اقتصادی ظالمانه است؛ که نمونه اش را داریم تجربه می کنیم. پس بشنو که آب را بر حسین بستند و یزید زمانت را بشناس!

امّا اینکه امام حسین(ع) تشنه ی لبیک بود، کذب محض است. امام حسین(ع) نیازی به لبیک مردم نداشت، بلکه مردم محتاج لبیک به او بودند. اگر لبیک می گفتند، چیزی به امام حسین(ع) افزوده نمی شد، حتّی چیزی به دین خدا هم افزوده نمی شد، بلکه خود مردم از لبیک به امام، سود می بردند. لذا امام حسین(ع) منّت کش لبیک مردم نبود، بلکه برعکس، بر آنها منّت می گذاشت که آنها را به سوی خود دعوت می کرد.

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبین‏ ـــــ خداوند بر مؤمنان منّت نهاد هنگامى که در میان آنها، پیامبرى از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهى آشکارى بودند.» (آل عمران:164)

حمایت مردم از انبیاء و ائمه و اولیاء نعمت است برای خود مردم نه برای انبیاء و ائمه و اولیاء. چون خود مردمند که با این حمایتها زنده می شوند به حیات طیّبه؛

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ ــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامى که شما را به سوى چیزى مى‏خواند که شما را زنده می کند!» (الأنفال:24)

پس گوینده ی سخن اوّل، اگر چه با بیان زیبایی گفته ولی مزخرف گفته است. امام حسین(ع) را گدا معرّفی کرده است؛ گدای لبیک مردم. حرف امام حسین(ع) این نبود که بیایید مرا یاری کنید، یا بیایید دین خدا را یاری کنید، بلکه حرفش این بود که بایید تا شما را زنده کنم.

2ـ چرا سینه نزنیم، چرا گریه نکنیم؟ هم سینه می زنیم، هم زنجیر از پای مردی باز می کنیم، هم سینه ی دردمندی را از غم پاک می کنیم، هم اشک از چشم مظلومی پاک می کنیم. مگر این دو مانعة الجمع هستند که یکی را ول کنیم و دیگری بچسبیم؟ ما هر دو را می چسبیم. اصلاً چون اهل سینه زنی و گریه هستیم، درد محرومان برایمان مهمّ شده است.

مردم فلسطین، سنّی اند، امّا کیست که از آنها حمایت می کند، شیعیان سینه زن حسین. چرا کشورهای سنّی از محرمان جهان حمایت نمی کنند؟ چون سینه زنی ندارند؛ چون گریه برای مظلوم کربلا ندارند. برای ما فلسطین و جای دیگر فرقی نمی کند، هر کجا مظلومی باشد اشکش را پاک می کنیم و دستش را می گیریم. چون در سینه زنی و گریه بر حسین، چنین آموخته ایم.

 



نوشته شده توسط محمد
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم

در این وب‌نوشت سعی بر این داریم که شبهات موجود و رایجی که در مورد دین وجود دارد را بررسی، و پاسخ مناسبی برای آن‌ها پیدا کنیم.

مسلم است که پاسخ‌ها ممکن است ناقص بوده و یا قانع‌کننده نباشند و یا حتا ایرادی به نحوهٔ استدلال آن‌ها وارد باشد. در مورد هر یک از پاسخ‌ها اگر سؤال و یا شبههٔ جدیدی برای‌تان ایجاد شد، آن‌ها را در ذیل همان مطلب عنوان کنید.

در صورت تمایل به همکاری یا ارائهٔ پیشنهاد، با ما تماس بگیرید.
جهت طرح مسائل حدیثی-دینی-اعتقادی خود اعم از پرسش از صحت و سقم یک حدیث یا شبهات اعتقادی خویش از طریق تلگرام میتوانید با یوزرنیم m26011438@ در ارتباط باشید.

مشترک خوراک (فید) شوید

حمایت می‌کنیم

آخرین مطالب

آخرین نظرات

نقد دو عبارت مشهور در مورد عاشورا

پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۱، ۱۲:۴۴ ب.ظ

در این پست می خواهیم به نقد دو عبارت مشهور که اولی آن از دکتر شریعتی است در مورد عاشورا بپردازیم.

عبارت اول:

حسین بیشتر از آب، تشنه‌ لبیک بود، افسوس که به جای افکارش زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

عبارت دوم:

بیایید در ماه محرم

زنجیر نزنیم.اما زنجیر از پای آزاد مردی باز کنیم

سینه نزنیم اما سینه دردمندی را ازغم پاک کنیم

اشک نریزیم.اما اشک از چشم مظلومی بزداییم.

نقد

1ـ اینکه امام حسین(ع) تشنه ی آب خدا ـ نه آب مردم ـ بود، چیز واضحی است. بنی امیَّه آب خدا را بر حسین بستند نه آبی که را که ملک خودشان بود. این هم که در مراسمات عاشورا به آن اشاره می شود قطعاً بد نیست. بیان واقعیّتی است که خباثت بنی امیّه را نمودار می سازد؛ و اگر اهل درس گرفتن و عبرت گرفتن باشیم، این همان تحریم اقتصادی ظالمانه است؛ که نمونه اش را داریم تجربه می کنیم. پس بشنو که آب را بر حسین بستند و یزید زمانت را بشناس!

امّا اینکه امام حسین(ع) تشنه ی لبیک بود، کذب محض است. امام حسین(ع) نیازی به لبیک مردم نداشت، بلکه مردم محتاج لبیک به او بودند. اگر لبیک می گفتند، چیزی به امام حسین(ع) افزوده نمی شد، حتّی چیزی به دین خدا هم افزوده نمی شد، بلکه خود مردم از لبیک به امام، سود می بردند. لذا امام حسین(ع) منّت کش لبیک مردم نبود، بلکه برعکس، بر آنها منّت می گذاشت که آنها را به سوی خود دعوت می کرد.

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبین‏ ـــــ خداوند بر مؤمنان منّت نهاد هنگامى که در میان آنها، پیامبرى از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهى آشکارى بودند.» (آل عمران:164)

حمایت مردم از انبیاء و ائمه و اولیاء نعمت است برای خود مردم نه برای انبیاء و ائمه و اولیاء. چون خود مردمند که با این حمایتها زنده می شوند به حیات طیّبه؛

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ ــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامى که شما را به سوى چیزى مى‏خواند که شما را زنده می کند!» (الأنفال:24)

پس گوینده ی سخن اوّل، اگر چه با بیان زیبایی گفته ولی مزخرف گفته است. امام حسین(ع) را گدا معرّفی کرده است؛ گدای لبیک مردم. حرف امام حسین(ع) این نبود که بیایید مرا یاری کنید، یا بیایید دین خدا را یاری کنید، بلکه حرفش این بود که بایید تا شما را زنده کنم.

2ـ چرا سینه نزنیم، چرا گریه نکنیم؟ هم سینه می زنیم، هم زنجیر از پای مردی باز می کنیم، هم سینه ی دردمندی را از غم پاک می کنیم، هم اشک از چشم مظلومی پاک می کنیم. مگر این دو مانعة الجمع هستند که یکی را ول کنیم و دیگری بچسبیم؟ ما هر دو را می چسبیم. اصلاً چون اهل سینه زنی و گریه هستیم، درد محرومان برایمان مهمّ شده است.

مردم فلسطین، سنّی اند، امّا کیست که از آنها حمایت می کند، شیعیان سینه زن حسین. چرا کشورهای سنّی از محرمان جهان حمایت نمی کنند؟ چون سینه زنی ندارند؛ چون گریه برای مظلوم کربلا ندارند. برای ما فلسطین و جای دیگر فرقی نمی کند، هر کجا مظلومی باشد اشکش را پاک می کنیم و دستش را می گیریم. چون در سینه زنی و گریه بر حسین، چنین آموخته ایم.

 

نظرات  (۲۲)

با سلام 
آری امام تشنه لبیک بود ، آن هم لبیک آن مردم زیراوظیفه امام هدایت مردم و گرفتن دست مردم و نجات دادن آنان از آتش دوزخ بود .البته باید خیلی لطیفانه نگاه کرد به این موضوع . برای روشن تر شدنش مثالی میزنم :
گویند که بعد از نوشیدن آب درود بگو بر حسین و یارانش که هر کس گفت بهشت بر او واجب میشود .همانطور که میدونی بهشت را همین طور الکی به کسی نمیدهند ، این اعطای بهشت از روی کریمانه بودن آنان است و خدا خدایی مرحمت میکند  . و اهل بیت هم آل الله هستند ..
پاسخ:
سلام
بله امام(ع) وظیفه هدایت دارد. اما به هدایت ما نیازی ندارد. بلکه این ما هستیم که هدایت شدن خود نیازمندیم.

سلام
وبلاگ پر محتوایی دارید
یه روز یه ترکه میره جنگ میشه فرمانده داداشش شهید میشه!
با بیسیم بهش میگن لااقل جنازه داداشتو برگردون عقب!
میگه اینا همشون داداشای من هستن ، کدومشونو بیارم ؟

( به یاد حمید و مهدی باکری )من تو ضمینه خنده ی حلال مطلب مینویسم
مشتاق تبادل لینک و لوگو هستم:)
اگر موافق بودید من و با عنوان "خـــنده ی حـــلال:)" لینک کنید و همراه با کد لوگوتون خبرم کنید تا به چه عنوانی لینکتون کنم

 کد لوگو ما:

<center><a target="_blank" href="http://funny.blog.ir/" ><img alt="خـــنده ی حـــلال :)" src="http://bayanbox.ir/blog/funny/images/funny/Untitled-1.gif?view.gif" width="180" height="141" border="0px"></a></center>
۱۷ آذر ۹۱ ، ۲۲:۵۰ دانیال بهزادی
سلام.
من با کلّ این قضیه‌ی عزاداری کردن مشکل دارم. نه فقط برای عاشورا که وقتی یه نفر کسی‌اش می‌میره هم به هیچ عنوان درک نمی‌کنم که چرا ناراحت می‌شه؟ مگه مرگ حق نیست؟ مگه مرگ کار خدا نیست؟ مگه خدا خیر بنده‌هاش رو نمی‌خواد؟ پس چرا افراد از مردن کسی ناراحت می‌شن؟
ولی این قضیه در مورد عاشورا به نظرم خیلی بدتره. تمام اون‌هایی که در اون روز شهید شدن بی‌شک به بهشت رفتن و حتا نمردند و نزد خدا روزی می‌خورن، پس ناراحتی ما برای چیه؟ اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم از این که یک مرد خدا به وصال معبودش رسیده باید خوشحال هم بود.
و خب پیامبر اسلام هم در همین زمینه می‌گه غم مؤمن درون خودشه و شادی‌اش آشکاره. چرا باید برای چنین موردی، با راه‌اندازی چنین کارناوال‌هایی بخوایم بگیم که ما خیلی ناراحتیم (که در خیلی از موارد هم فقط نمایشه و عقیده‌ای هم پشتش نیست)؟
پاسخ:
سلام آقا دانیال
در پستی جداگانه به نظر شما پاسخ خواهیم داد.
shamash filme vaghti khodemun motajim chera bedim befelestino lobnan che soni bashan che shiye ma bayad dar refah bashim na ike ensan dustane raftar konim cheraghi ke be khane ravast be masjed haram
پاسخ:
سلام
اولا اگه متنو دقیق خونده بودین این سوال براتون بوجود نمیومد. مگه کمک به فلسطین و لبنان با کمک به فقرای خودمون مانعة الجمع هستند که فقط یکیشو انجام بدیم؟!!!
ثانیا به اینک لینک از وبلاگ هم مراجعه کنید: http://www.borhan.blog.ir/1391/03/03/charity-begins-at-home
اگه چیزی را میخواهید نابود کنید بهتذین کار بد دفاع کردنه
همین کاری که الان شما کردید
خیلی مغلطه میکنید
پاسخ:
سلام
خوشحال میشم مغلطه های این مطلب رو بفرمائید

سلام در جواب آقای بهزادی باید بگم که من بخاطر اینکه فقط جلوی پاتون رو می بینید متأسفم . دوست عزیز پس به من بگید چرا حضرت زهرا و بچه ها و همسرشون برای رحلت پیامبر انقدر ناراحت شدند تا جایی که خانم فاطمه زهرا شب و روز گریه می کرد و این رو هم در نظر داشته باشید که ایشان معصوم بوده اند و کار باطل انجام نمی دهند و یا بعد از شهادت خانم فاطمه زهرا آنطور فرزندان و همسر معصومشان برایشان گریه سر می دهند و تا امام یازدهم به همین منوال است. شما قضاوت کن، این بزرگواران حتی اگر شهید هم نمی شدند و به مرگ طبیعی از دنیا می رفتند هم باز جاشون در بهشت بود و لی بچه ها و شیعیانشون براشون گریه و ناله می کردند، به نظرم شما باید دقت بیشتری روی این حرکت و رفتاری که منشأ اون خود ائمه است، داشته باشید. به امید اینک بصیرت بیابید.یا علی مدد

سلام. با نوشته هاتون موافقم. ولی به نظرم گوینده ی این جملات منظورشون این نبود. به نظرم اونا می خواستن یه جوری مردم رو به فکر کردن سق بدن که شاید مثلا نباید فقط به خاطراین که امام تشنه کشته شد عزاداری کنیم بلکه به اهداف امام هم فکر کنیم و با بصیرت عزاداری کنیم.ولی گفته های شما هم درسته. وقتی انسان یه حرفی میزنه باید تمام جوانب رو در نظر بگیره تا حقیقت رو کامل بیان کنه.ممنون
پاسخ:
سلام
درسته. اما اگه اون هم باشه میشه بهش نقد کرد که اینطور نبوده که فقط بخاطر تشنگی امام حسین(ع) عزاداری کنیم. ملتی که انقلاب می کنه و 8 سال یه تنه در برابر دشمن می جنگه و بعدش هم کلی هزینه میده و این تحریم ها رو تحمل می کنه یعنی فقط بخاطر تشنگی امام حسین(ع) عزاداری نمی کنه
در جواب آقای دانیال  بهزادی باید بگویم که اگر خدای نکرده یکی از نزدیکان شما مثلا پدر یا مادرتان از دنیا بروند باز هم می گویید که ناراحتی و عزاداری یعنی چه؟
خیلی جالبه!
نمی دونم صاحب و نویسنده این وبلاگ مفخم! کیه، فقط می دونم ک باید خیلی فرد بزرگی باشه! آخه به دکتر شریعتی میگه مزخرف گفته!!!
حالا نه اینکه دکتر شریعتی معصومه و حرف اشتباه نداره، ولی اینکه یه نفر از واژه "مزخرف" استفاده کنه ... خب، هر کس مطابق با شعور و شان خودش صحبت می کنه دیگه! شعور و شان نگارنده این بلاگ هم همینقدره!!
ضمنا در مورد جمله دوم اتفاقا کاملا همینطوره! تجربه نشون داده که اونایی که اهل گریه و سینه زنی و زنجیرزنی هستن اصلا اهل اشک پاک کردن و زنجیر بازکردن و تسکین درد نیستند (اگه درد و زنجیر و اشک تولید نکنن!) بنابراین بیایید شعار ندهیم!!
پاسخ:
سلام
دکتر شریعتی در نظر شما خیلی بزرگ است. اما در نظر خیلی های دیگر نه. من نیز دانشجوئی بیش نیستم. اما قبلاً از یکی از متخصصین در مورد ضاله بودن یا نبودن کتب شریعتی و سروش پرسیدم که ایشان در جواب فرمودند:«خیلی ها از ترس اینکه متّهم به اندیشه ستیزی شوند، در جواب این سوال، یا جواب منفی می دهند یا دو پهلو سخن می گویند. امّا حقیر به عنوان کسی که هم تخصّص در فلسفه دارم هم در کلام اسلامی، و سالهاست با دانشجویان در ارتباطم به جرأت می گویم که برای درصد بالایی از دانشجویان ما، کتب این دو نفر جزء کتب ضالّه محسوب می شوند. و خطر شریعتی نه تنها از سروش کمتر نیست، بلکه صدها برابر از او خطرناکتر می باشد. البته سخنان درست و زیبا در کلام او فراوان یافت می شود؛ امّا سموم کلام وی ـ که اغلب نیز پنهانند ـ چنان مهلک می باشند، که صد برابر آن حرفهای خوب او هم نمی توانند مضرّاتش کتابهایش را خنثی کنند. البته کتابهای او برای افراد دارای قوّه ی نقد نه تنها ضرری ندارد، بلکه فواید فراوانی نیز از آنها می برد.»
همچنین بهتر است بروید نقدهای شهید مطهری(ره)، حضرت آیت الله مصباح حفظه الله، علامه طباطبائی(ره) و ... نیز بر شریعتی ببینید. جهت اطلاعات بیشتر به وبلاگ زیر برید: http://www.aboutshariati.blogfa.com/
ریشه ی مشکل اکثر ما سطحی نگری است.. بخاطر همینه که متاسفانه سریع ملعبه می شیم.. عمیق فکر نکردیم هیچوقت.. سخنران را تماشا کرده ایم اما به سخنش فکر نکرده ایم..

سلام
در زمان عاشورای واقعی خیلیها شهید شدند و حداقل چیزی که باید یاد بگیریم این است که اجازه ندهیم آن حوادث تکرار شود، از شهید شدن طفل صغیر تا امام عزیزمان و....
اما اونایی که الان کاسه داغتر از آش شده اند تا حالا کاری کرده اند که دیگر طفلی آزرده نشود دیگر خانواده ای از فقر به بیراهه نرود و از هم نپاشدو...
به جرات می توان گفت که سطحی نگری ملت ایران تا آن اندازه است که همین الان یزیدها و شمرهای زمانه را که عملا مبلغ بد دینی هستند را رها نموده اند و دنبال انتقام از شمرهای 1400 سال پیش هستند، در حالیکه اگر 1400 سال پیش زندگی می کردند جزو لشکر مخالفین امام بودند و...
شرایط فعلی ایران شبیه به تخم مرغی است که هر روز ظاهرش را بزک و داخلش را گنداب پر می کنند و اکثر ملت نیز می دانند ولی چون ملت ایران عادت به دورویی پیدا کرده، واقعیات را کتمان می کنند ولی خدایی ناکرده اگر دیر بجنبیم و این تخم مرغ گندیده بترکه همه مون آسیب می بینیم و ادعای این واقعیت وضعیت فعلی ایران و مردمش است که دوست دارند دروغها را جایگزین واقعیتها نمایند و یک زندگی دروغ، ربا و ... را شروع نموده اند.
ضمنا دوست وبلاگ نویس عزیز شما یه کم به واقعیات اطرافت نگاه کن و ببین شمر های زمانه ما عملا در رده های حکومتی نفوذ کرده اند و شماها تنها کاری که می کنید چنان ازشون تمجید و تعریف می کنید که هر کی باشه فکر می کنه فقط زمان قدیم شمر وجود داشته و الان تمام مسولین ما امام زاده اند
پاسخ:
سلام
اینکه برخی مسئولین دچار خطاها و اشتباهاتی هستند جای تردید نیست. اما حرف شما نیز به نظرم مصداق سیاه نمائی است.
سلام
دوست عزیز فرض کنید کسی به شما در خیابان تنه بزند و شما بیفتید و هیچتون نشود و شخص مقابل از شما عذر خواهی بکنه و بره، مسئله فیصله می یابد، ولی ایندفعه با فرض اینکه این تنه زدن باعث بشه شما تو گودال بیفتید و خدای ناکرده دست و پایتان بشکند، آیا با معذر خواهی طرف مقابل اوضاع به حال اول بر می گردد و شما با دست و پای شکسته از طرف مقابل خداحافظی می کنید.
اما دریغ از یک معذرت خواهی ساده از طرف مسولین که به قول شما  دچار خطاها و اشتباهاتی هستند، ولی این را بدونید کسی که مسئول است کوچکترین اشتباهش منجر به آسیب دیدن خیلیها می شود، خیلی از خانواده ها از هم می پاشد و به جاش از این اشتباه خیلی ها که حقشون نیست سودهای کلان می برند.
پس بهتر است کسی که مسئول می شود لیاقت مسولیتش را داشته باشد و بدوند سهوترین اشتباهش، قیمت گزافی برای مردمش دارد در حالیکه در وضعیت فعلی کشور، اکثر مسولین اشتباه می کنند و این اشتباهات تا کی باید ادامه یابد و ضمنا بر ماهاست که این اشتباهات را گوشزد کنیم تا مسولین به قول شما دلسوز دیگر اشتباهات فاحش را تکرار نکنند.
قصد من سیاه نمایی نبود چون دین و وطنم را بیشتر از خیلیها که مدعی اند دوست دارم و اگر ماها ناظر اعمال مسولین نباشیم و بهشون اخطار ندهیم تا هزاران هزار سال همان اشتباهات قبلی را تکرار می نمایند و همیشه قیافه حق به جانب به خودشان می گیرند و به هیچ نهادی، بایت اشتباهاتشون پاسخگو نیستند.
اصلاح مسولین و گوشزد کردن اشتباهاتشان عین دینمان اسست و اگر خلاف این انجام دهیم در دین و کشورمان خیانت نموده ایم.
                                                     موفق باشید.
پاسخ:
سلام
در هر حال مسئولین معصوم نیستند
سیاست نیز مقوله بسیار پیچیده ای است که به همین راحتی ها نمی شود در موردش اظهار نظر کرد. باید هزاران عامل را با هم دید و وزن هر عامل را سنجید سپس قضاوت کرد.
فردی لیوانی را به صورت برعکس دردست گرفته بود ومی گفت: ای بابا ،این لیوان که سرش بسته است ،نگاهی به ته لیوان هم انداخت و گفت:ای وای،این که تهش هم سوراخه. ابله نمی دانست که لیوان بی عیب است و عیب از برعکس گرفتن لیوان توسط اوست کاری که هیچکس انجام نداده ونخواهد داد.شما هم عبارت اول را به بدبینانه ترین وبدترین صورت ممکن می خوانید و بعد با افتخار به خیال خود نقد می کنید.درحالیکه شاید هیچکس تاکنون چنین برداشتی از این جمله نداشته ونخواهد داشت.البته عبارت دوم ممکن است دچار اشکال باشد،چون به کلی زنجیرزنی و سینه زنی را نفی کرده،اما در عبارت اول چیزی نفی نشده بلکه به غفلت و کم توجهی از اهداف قیام امام حسین(ع) اعتراض شده است.
با سلام مجدد
بله، نقدی بر شما وارد هست...خداوند در قرآن از پیامبرش می خواهد برای هدایت مردم خیلی جوش نزند...این یعنی پیامبر تشنه ی هدایت مردم بودند.
به عبارتی هدایت برای ایشون برابر بوده با طاعت.
قبول دارم دکتر شریعتی سخنران بودن نه اندیشمند؛ اما شما سخنانی رو ازشون نقد کردید که میتونن از دست نقد فرار کنن. مراقب باشید، اگر نتونید در این نقدها مخاطب رو قانع کنید، نقد نکردن خیلی بهتره.
نقد شما تندتر از مقداری بود که انتظار داشتم...و این اشتباه، خیلی ها رو دلخور میکنه.

سلام دوستان.

کسی که دوبار به اعتراف همسر و فرزندش قصد خودکشی داشته نمی تونه الگوی خوبی برای  دانشجویان ما باشه!

لطفا در این زمینه هم تحقیق کنید.

خیلی تند نظر میدی و حرفایی ک زدی بدون سند بود حسین تشنه لبیک مردم نبود بلکه لبیک الاهی.دوما مگه تو دکت شریعتی هستی که حرفاش رو تفسیر میکنی
پاسخ:
پس لبیک مردم نه. ضمناً اگر حرف کسی قابل تفسیر نباشد؛ پس هیچکس هیچ حرفی نباید بزند چون ممکن است سایرین در تفسیر حرفش اشتباه کنند.
آجرک الله
خوشحالم که شما نیز به قدر وسع خود سدی در مقابل تهاجم فرهنگی هستید
ایستادگی کن دلاور که دفاع جانانه شما جهاد فی سبیل الله است و " فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما "
اجرتان با ارباب بی کفن
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۴ سلام بر حسین (ع)
هرکسی از ظن خود شد یار من...
چرا باید تشنه لبیک بودن را با سطحی نگری تعبیر به نیاز کنیم. امام تشنه لبیک بود چرا که دغدغه اش هدایت بود و نشان دادن حق از باطل. و میخواستند این وظیفه الهی را به بهترین نحو انجام دهند. حکمت این بود تا واقعه کربلا آنگونه رقم بخورد تا که پیام امام تا به امروز به گوش مردمان برسد و عده ی بیشتری به دعوت هدایت الهی لبیک گویند. اینکه در این میان افراد با چه بصیرتی بر حسین (ع) میگریند و گریه چه کسی نزد خدا پسندیده تر است هم ... الله اعلم.
لبیک یا حسین.
۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۵:۱۶ یک خواننده
دوست عزیز
شما کلا مقصود کلام را نفهمیده ای.
پاسخ:
شما که فهمیده ای به ما هم بگو بفهمیم
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۵۳ امیر حسین عباسپور
سلام 
واقعا از شما ممنونم بخاطر این فعالیت زیبا که شما انجام میدید 
اما در رابطه با بحث تون بنده فکر می کنم که نباید مطلق گرا بود چون در کتب دکتر شریعتی مباحث بسیار بکر عالی کسب می شود شاید بهتر باشد ظرافت بیشتری نگاه کنیم بنده فکر میکنم لبیک همانند رابطه‌ای متقابل است همان طوری که علی علیه السلام درد و دل شکستگی خود را در خطبه شقشقه مورد برسی قرار دهید و همین طور پاورقی اول کتاب کویردکتر شریعتی هم در این موضوع است البته منکر این نیستم که امکان اشتباه وجود نداره در کتاب اقبال هم در رابطه با شهادت امام حسین علیه السلام حرف بسیار عجیبی زده فقط همین مورد که احساس می کنم نباید مطلق گرا بود جسارت بنده را ببخشید 
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۵۹ امیر حسین عباسپور
امیرالمؤمنین علیه السلام هم در خطبه شقشقه هم لبیک نگفتن مردم و اذیت و جسارت های آنان فریاد سر می دهد  
اوسکول میرزا
این نوشته که شریعتی نوشته، به صرف اینکه شریعتی نوشته مورد نقد قرار دادی، از روی غرض، آیا واقعا شیعه هستی دیوث؟
دوم اگه حسین محتاج لبیک نبود چرا میگه "هل من ناصر ینصرنی" ؟
سوم: یادت باشه روانی، من خودم با شریعتی حال نمیکنم اما دلیل نمیشه، قصد و غرض شخصیمو بدون اینکه درست حسابی روش فکر کنم تو وبلاگم استفراغ کنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی