برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۱، ۱۰:۴۶ ب.ظ

مطالبی در مورد حقوق زنان در اسلام، قسمت هفتم-آیا در اسلام، زنان تحت فشار بیشتری نسبت به مردان هستند؟

برخی‌ها فکر می‌کنند که در اسلام و قوانین اسلام هر چه سختی و زحمت است برای زنان است و مردان هیچ زحمتی ندارند و راحت هستند و فقط باید به زنان دستور دهند؛ و زنان بدبخت نیز باید اجرا کنند.

در حالی که این توهمی بیش نیست و در اسلام چه مرد چه زن هر کدام وظایفی دارند و اختیاراتی. که در این باب در قسمت اول این سلسله مطالب در اینجا توضیحات مبسوطی را ارائه داده‌ایم.

در این قمست از سلسله مطالب نیز و در پاسخ به این سوال از زاویه‌ی دیگری به این مسأله می‌نگریم. در ابتدا جوابی کلی و مبنائی می‌دهیم که در سایر مباحث نیز کاربرد دارد و سپس خاصتا به همین بحث می‌پردازیم.

      1-    دنیا فقط جای امتحان است و همه چیز سوال امتحانی است

این دنیا کلا و مطلقا فقط و فقط امتحان و سوال امتحانی است نه چیز دیگری. در این دنیا به هیچکس هیچ چیزی داده نشده است. هر چه هست سوال امتحانی است و لاغیر.

اگر کسی زیبا است سوال امتحانی است؛ اگر زشت است سوال امتحانی است. اگر کسی فقیر است سوال امتحانی است؛ اگر پولدار است سوال امتحانی است. اگر کسی پدر و مادر خوش اخلاق و مهربان دارد سوال امتحانی است؛ اگر پدر و مادر بداخلاق دارد سوال امتحانی است. اگر کسی زود ازدواج کرد سوال امتحانی است؛ اگر دیر ازدواج کرد سوال امتحانی است؛ اگر تا آخر عمر ازدواج نکرد سوال امتحانی است. اگر فرزند خوب و صالح دارد سوال امتحانی است؛ اگر فرزند ناصالح دارد سوال امتحانی است؛ اگر فرزند ندارد سوال امتحانی است. اگر سالم است سوال امتحانی است؛ اگر مریض است سوال امتحانی است و ... . خلاصه در این دنیا هر چیزی سوال امتحانی است و در مقابل همه این سوالات امتحانی از ما جواب صحیح به این سوالات که همان جواب خدا پسند باشد را می‌خواند و لا غیر.

حال عرض می‌شود که زن بودن یا مرد بودن نیز سوال امتحانی است.

امّا پاسخ صحیح را از کجا بدانیم؟ از کجا بفهمیم که خدا چه عکس العملی را در مقابل امور دنیا، از جانب ما می پسندد؟

پاسخ صحیح تمام سوالات امتحانی ما تنها در یک منبع است که همان دین حقّ می باشد. دین حقّ نیز از دو بخش عقل و نقل تشکیل می شود. و مراد از نقل، قرآن کریم و احادیث رسول خدا(ص) و ائمه(ع) می باشد.

در دین خدا، هر چیزی حکم مخصوص به خود را دارد. لذا هر اتّفاقی برای ما رخ می دهد، باید ببینیم تکلیف شرعی ما در مقابل آن چیست؟ مثلاً اگر زن هستیم از جهت زن بودن خود تکلیف داریم؛ و اگر مرد هستیم، از آن جهت که مردیم باز تکالیفی داریم. اگر زیبارو هستیم، تکالیفی متناسب با قیافه ی زیبای خود داریم و اگر زیبا نیستیم تکالیفی دیگر داریم. اگر والدین ما بد اخلاق هستند، در برابر بد رفتاری آنها تکلیفی داریم؛ و اگر خوش اخلاق هستند باز متناسب با رفتارشان تکالیفی داریم. اگر بیمار شدیم در برابر بیماری تکلیفی داریم و اگر سالم هستیم، باز تکلیفی داریم. اگر کسی به ما ظلم نمود و ما توان دفاع داشتیم، تکلیفی داریم؛ و اگر توان دفاع نداشتیم، تکلیفی دیگر داریم. اگر کار خیری کرده ایم، در برابر این کار خودمان هم تکلیفی داریم؛ و اگر کار بدی کرده ایم، باز در رابطه با آن، تکلیفی داریم. اگر سیر هستیم تکلیفی داریم، و اگر گرسنه هستیم، تکلیفی دیگر داریم. و ... . دنیا فقط و فقط دار تکلیف است. لذا حتّی اگر کسی بد کرد و در مقابل آن، در همین دنیا عذاب شد، همین عذاب دنیایی هم خودش امتحان است؛ یعنی در مقابل همین عذاب هم باید ببیند تکلیف شرعی اش چیست؟

پس در دنیا، جز سوال امتحانی هیچ نیست؛ و پاسخ صحیح تمام سوالات امتحانی را هم باید در دین حقّ جستجو نمود. خودِ یافتن دین حقّ نیز سوال امتحانی است؛ یعنی عقل حکم می کند که انسان باید دین حقّ را بیابد و طبق آن زندگی کند.

حال اگر کسی کارهای خوبی کرد و در همین دنیا پاداشی گرفت، باید متوجّه بشود که آن پاداش، حقیقتاً پاداش نیست؛ بلکه آن نیز سوال امتحانی دیگری است؛ و اگر کارهای بد کرد و در همین دنیا، خدا او را تنبیه نمود، باز باید متوجّه باشد که آن تنبیه نیز خودش یک سوال امتحانی جدید است. حتّی اگر خوبی کرد و نتیجه ی بد گرفت یا بدی نمود و نتیجه ی خوب گرفت، باز در حال امتحان شدن است. اگر دعا نمود و مستجاب شد، سوال امتحانی است؛ و اگر دعا کرد و اثری ندید، باز هم در حال امتحان شدن است.

پس عاقل باید بداند که دنیا فقط و فقط جای امتحان است و بس. کسی غیر از این فکر کند، ابلیس کلاه بس گشادی سرش گذاشته است.

البته توجّه شود که در بین امتحانات الهی، گاه امتحانات بزرگ و تعیین کننده نیز وجود دارند؛ مثل موفقیّتهای بزرگ یا مصائب بزرگ یا حوادث بزرگ. مثلاً یک کارمند با هر مراجعی که روزانه برخورد دارد، در حال امتحان پس دادن است؛ امّا ممکن است یکی از آنها یک رشوه ی بسیار کلان پیشنهاد کند؛ که در این حالت، شخص با یک امتحان بزرگ مواجه شده است. اکثر سوالات امتحانی روزانه ی ما یک نمره ای هستند؛ امّا در طول زندگی، چند سوال پنج نمره ای و ده نمره ای و صد نمره ای و ... هم داریم؛ که پاسخ صحیح به آنها می تواند موجب جهش معنوی ما شود؛ و پاسخ غلط به آنها می تواند موجب مشروط شدن ما و یا حتّی مردودی ما شود.

امتحان بر تمام امور ما سایه انداخته است؛ تا آنجا که اگر سر بلند نمودیم و ماه را در آسمان دیدیم، آن نیز امتحان است. در این حال ممکن است کسی بگوید: عجبا، طبیعت چه کرده است؟ دیگر بگوید: شگفتا خدا چه کرده است؟ و سومی بگوید: خدایا تو را شکر که این منظره ی زیبا را نصیب ما کرده ای. ملاحظه می فرمایید که یک سوال است و سه جواب. اوّلی دانسته یا ندانسته کفر گفته، و خلقت ماه را به طبیعت نسبت داده نه به خدا. دومی خدا را حمد نموده امّا ناخودآگاه. امّا سومی با آگاهی توجّه نموده است به نعمت بودن ماه، و به خاطر این نعمت، خدا را شکر کرده است. اوّلی خلاف قرآن جواب داده؛ دومی مطابق قرآن جواب داده، امّا جوابش کامل نیست؛ امّا سومی دقیقاً طبق قرآن و جواب کامل داده است. چون در قرآن کریم، در اوائل سوره ی الرحمن، ماه و خورشید و ستارگان از نعمات شمرده شده اند؛ و طبق آیات قرآن کریم، شکر نعمت، لازم است.

1-   2-    آیا قوانین اسلام تمامی به نفع مردان و علیه زنان است؟!

با توجه به این مقدمه و مطالب قسمت اول این سلسله مطالب عرض می‌شود که هم مرد وظایفی دارد هم زن. و در قبالش نیز هم مرد اختیاراتی دارد هم زن.

اما چرا این پندار وجود دارد که زنها مشقت دارند و مردها خیلی راحت هستند؟!!! نمی‌دانم.

      3-    بخشی از زحمات و مشقت‌های مردان در اسلام

به عنوان مقدمه عرض می‌شود که این پندار زنهاست که تنها آنها مشقّت دارند؛ و الّا مردها نیز مشقّات خاصّ خودشان را دارند ؛ ولی مثل زنها مدام آنها را به رخ نمی کشند.

اصولا هر فرد و گروه و قشری در جامعه خیال می‌کند خودش از همه بیشتر دردسر و مشکل و بدبختی دارد. اما وقتی پای صحبت دیگرا نیز بنشیند می‌فهمد که دیگران نیز مشکلات فراوانی دارند و ممکن است گاه به این نتیجه برسد که اتفاقا خودش یکی از کم مشکل‌ترین‌هاست.

حال برای نمونه به اندکی از وظایف و سختی‌های مردان در اسلام اشاره می‌کنیم:

الف ـ خانمها مسئولیّت تأمین مخارج خانه را ندارند ولی مرد وظیفه ی شرعی دارد که مخارج اهل و عیالش را تأمین نماید. از نظر شرع ، زن حتّی مسئول شیر دادن به فرزند خود هم نمی باشد. لذا می تواند هزینه شیر دادن و نگهداری از نوزاد خویش را از شوهرش مطالبه نماید. کار خانه نیز وظیفه ی زن نیست. البته اینکه در عصر کنونی برخی افراد به این احکام عمل نمی کنند تقصیر خدا و شرع نیست بلکه خود مردم نمی خواهند اسلامی زندگی کنند.

حال زنان جامعه خود را جای یک مرد بگذارند که به حکم وظیفه ناچار است صبح تا شب جان بکند تا لقمه نانی کسب کند. ناچار است پیش کس و ناکس دست داراز کند و سر کج کند و منّت این و آن را بکشد و ... .

ب ـ دفاع از کشور و جهاد در راه خدا بر زنان واجب نیست ؛ ولی مردها وظیفه ی شرعی دارند که از کیان کشورشان دفاع کنند. لذا هر جوانی حدود دو سال سربازی می رود تا این وظیفه را انجام دهد. و البته اگر خدای نکرده جنگی شروع شود باز بر همه ی مردها  ـ چه سربازی رفته باشند و چه نرفته باشند ـ واجب شرعی است که از کیان اسلامی دفاع کنند. حال خودتان را تصوّر کنید که دو سال باید دور از شهر و دیار و والدینتان باید در گرما و سرما خدمت سربازی انجام دهید. آیا به نظر شما کار آسانی است؟ دو سال دوری از خانه ، در محیطی بسته ، دائماً گوش به فرمان و بله قربان گو ، بی خوابی و نگهابانی دادن ، آموزش دیدن و جان کندن ، غذای نامرغوب خوردن و قدرت انتخاب نداشتن در غذا و لباس و ... .

      4-    یک نمونه از سختی‌هایی که مردان مومن باید متحمل شوند

مردان مومن نیز با توجّه به ایمانشان سختی هایی را دارند که برای نمونه به مواردی از مشقّات مردان اشاره می کنیم تا ملاحظه فرمایید که اینها نیز بی مشقّت نیستند. البته قبل از این بیان باید گفته شود ، اساساً تکلیف هر شخص انسانی منحصر به فرد است ؛ و خداوند از هر کسی تنها همان تکلیفی را می خواهد که شکوفا کننده ی خود اوست. لذا اگر تکلیف شخص الف را از شخص ب بخواهد ، محال است تکاملی برای حاصل شود.

مردها از نظر تمایلات جنسی ، اکثر اوقات نیازمند برآورده شدن هستند ؛ به نحوی که اگر متدیّن نباشند ، روزی نخواهد بود که در صدد برآوردن نیاز جنسی خود نباشند ؛ حال یا از طریق همسرشان یا با شیوه های نامشروع. این صرف ادّعا نیست ؛ بلکه حسّ شخصی خودمان به عنوان یک مرد از یک طرف ، و تحقیقات روانشنانسان از طرف دیگر ، نشان می دهد که مردها هر روز محتاج آنند که نیاز جنسی آنها برآورده شود. افراد غیرمتدیّن از این بابت مشکلی ندارند و با هر روش مشروع و نامشرعی شده نیاز خود را برآورده می سازند. امّا افراد متدیّن ، چون نمی توانند از راههای نامشروع مثل خودارضایی استفاده نمایند ؛ لذا تا زمان ازدواج ، همواره مانند گرسنه ای هستند که غذایی به چنگ نمی آورند. و آنگاه که ازدواج نمودند ، تماماً وابسته به همسرشان هستند ؛ و بدبختانه اکثر زنان نیز متوجّه غلیان شهوت مردان نیستند ؛ و از طرف دیگر ، مردان مومن نیز نمی خواهند زیاد مزاحم همسرانشان شوند. لذا مجبورند تا جایی که امکان تحمّل دارند صبوری پیشه نمایند. البته تجربه نشان داده که هر اندازه نیز این مطلب را به زنها توضیح دهند متوجّه مشکل حادّ مردان نمی شوند. این مشکل برای مردها به قدری جدّی است و زنها چنان از این مشکل مردها بی خبرند که خداوند متعال از راه وجوب اطاعت زن از مرد ـ در امور زناشویی ـ به داد مردها رسیده است. البته اگر زنهای مومن این تکلیف را جدّی بگیرند.

نکته‌ی قابل توجه این است که تکالیف الهی، حکایت از حقایق بیرونی می کنند ؛ و با عالم تکوین ، تطابق دارند. خداوند متعال اگر یک بار به والدین امر کند که فرزندان خود را محترم دارید ، دهها بار فرزندان را امر می کند که والدین را احترام نمایید. چرا؟ چون والدین در این خصوص ، نیازی به توصیه ندارند. والدین به طور طبیعی خود را وقف فرزندانشان می کنند ؛ امّا فرزندان نسبت به والدین ، چنین نیستند. لذا لازم است که مدام و به صورت جدّی مورد امر قرار گیرند. از این جهت است که خداوند متعال ، اطاعت از والدین را فرزندان ، واجب نموده است. در روابط بین زن و مرد نیز همین قاعده حاکم است. اگر خداوند متعال زن را امر نموده که خواستهای جنسی شوهر را بی معطّلی برآورده سازد ؛ و این امر را مهمّترین وظیفه ی زن نسبت به شوهر دانسته ، بیانگر واقعیتی بیرونی است ؛ یعنی نیاز جنسی مرد ، چنان جدّی است که اگر زن ، آن را نادیده بگیرد ، عوارض ناگواری برای مرد و خانواده خواهد داشت. آمارها نیز نشان می دهند که یکی از بزرگترین عوامل طلاق ، نارضایتی مردان از زنان است ، در امور زناشویی. البته این عامل ، معمولاً خود در قالب یک بهانه ی دیگر نمودار می سازد. بسیاری از بداخلاقی های مردان و افسردگی های آنها نیز ریشه در همین گرسنگی جنسی آنها دارد.

حال اگر به این حکم الهی در باب روابط زناشویی نظر نمایید و آن قاعده ی تطابق تشریع با تکوین را مورد ملاحظه قرار دهید ، خواهید یافت که اکثر مردان مومن ، از این ناحیه ، چه فشارهای روانی بزرگی را تحمّل می نمایند.

      5-    یک نمونه‌ی دیگر

مردان مومن ، هم به صورت سرشتی و طبیعی ، هم به دستور شرع ، بر خود واجب می دانند که صبح تا شب ، جان بکنند تا بتوانند مسکن و پوشاک و خوراک همسر و فرزندانشان را تهیّه نمایند ؛ حال آنکه شرعاً بر زن واجب نیست که کار کند. خودِ کار کردن در چلّه ی زمستان و کوره ی تابستان ، مشقّت کمی نیست. امّا مشقّت بزرگتر این است که صبح تا شب زیر بار هر کس و ناکس بروی ؛ و هر روز از این و آن دستور بشنوی و بله قربان بگویی. کسی از ظریفی پرسید: آیا مردها هم حیض می بینند؟ گفت: بلی آنگاه که صاحبخانه جوابت کرده ، عائله نان می خواهد ، زن شماتت می کند ، فرزند اخم کرده که چرا فلان چیز را نخریدی و صاحبکار مزدتت را نمی دهد ، حتماً دچار حیض خواهی شد.

از جمله دعاهایی که از مردها زیاد شنیده می شود ، این دعاهاست: «خدایا هیچ مردی را شرمنده ی اهل و عیال نکن!» ؛ «خدایا! هیچکس را متجاج کس و ناکس نکن!». وقتی زن و فرزند از مرد چیزی می خواهند و مرد توان تهیّه ندارد ، شاید زنان ندانند که مردان چه می کشد. چنان دردی روانش را می آزارد که صدبار از درد زایمان بدتر است. و با تمام این احوال ناچار است درد خود را پنهان نماید. این گونه دعاها ، که از مردان شنیده می شود ، در حقیقت بازگویه ی آن درد درونی است.

      6-    یک مشکل بزرگتر

به همان اندازه که زنها به طور طبیعی راحت می توانند مشکلاتشان را بازگو کنند و شکایت نمایند ، به همان اندازه نیز مردها نمی توانند چنین کنند. برای زنها خیلی راحت است که خود را بدبخت جلوه دهند و به اندک مشکلی ناله نمایند ؛ امّا مرد حتّی زمانی که گرفتار مصائب بزرگ هم می شود ، نمی تواند به این راحتی اظهار بدبختی کند. چون احساس می کند که فروریختن او مساوی است با فروریختن خانواده اش. البته این احساسی ناخودآگاه و سرشته شده در طبیعت اوست. لذا ناله نکردن مردها را به حساب بی درد بودنشان نگذاریم.

به عنوان یک مرد ، حرف برای گفتن از مشکلات مردان زیاد دارم ؛ امّا به همین اندک بسنده می کنم ؛ و فقط توصیه می نمایم که زنها خیال نکنند که مردها مشکلات ندارند. ما انسانها عادت کرده ایم که خود را دردمند و دیگران را بی درد بدانیم. حال آنکه همگان مشکلات دارند.

      7-    بشر هر مشقتی را تحمل کند اجر دارد

بشر هیچ مشقّتی را تحمّل نمی کند مگر اینکه اجر دارد ؛ به شرط آنکه خداوند متعال را متّهم ننماید. بیماری اجر دارد ؛ و کفّاره ی گناهان محسوب می شود. در روایات تصریح شده که هنگام زایمان ، گناهان زن فرو می ریزند چنان که در پاییز برگ از درختان فرو می ریزد. البته حقّ الناس و آن قسم حقّ الله که قضا و کفّاره دارد ، حسابش جداست. باز روایت است که اگر زنی در حال زایمان بمیرد ، اجر شهید فی سبیل الله دارد. شیر دادن به فرزند ، احسان است. برخی عوام خیال می کنند تکلیفِ افزونتر ظلم است ؛ حال آنکه تکلیف افزون ، کمال افزون در پی می آورد. لذا برخی از امور که بر ما مستحبّ هستند برای اهل بیت (ع) واجب بودند ؛ نظیر نماز شب. در روایات ، تصریح شده که اگر کسی نقص عضو دارد یا ضعفی دارد یا بیماری دارد ، روز قیامت در برابر آن عوض دریافت خواهد نمود.پس نفرمایید که مشقّات ناشی از نوع خلقت ، هیچ کمالی در پی ندارد.

یا برای مثال در زمینه حجاب باید عرض شود حجاب یک واجب شرعی است ؛ و تا یک خانم حجاب دارد ، در حال عبادت می باشد و ثواب می برد ؛ و هر چه حفظ حجاب مشکلتر باشد طبیعی است که اجر بیشتری در پی دارد. حال قضاوت فرمایید یک پسر که با دو چرخه به مدرسه می رود بیشتر بهره دارد یا یک دختر با حجاب که سوار اتوبوس شده به مدرسه می رود. اگر هدف را ندانیم و مادّی فکر کنیم و از آخرت و ابدیّت صرف نظر کنیم ، آن پسر بیشتر حال کرده است. امّا اگر هدف را بدانیم و مادّی فکر نکنیم و از آخرت و ابدیّت صرف نظر نکنیم آنگاه تصدیق می کنیم که آن پسر تنها مدرسه رفته است ؛ امّا آن دختر باحجاب در حال عبادت به مدرسه رفته است. امروز دنیا چندان معلوم نمی کند که کدام یک سود کرده اند ؛ امّا وقتی نامه های اعمال را گشودند و همه خود را محتاج یک عمل صالح دیدند تا نجاتشان دهد ، آن موقع معلوم می شود که چه کسی سود برده و چه کسی زیان کرده است.



نوشته شده توسط محمد
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم

در این وب‌نوشت سعی بر این داریم که شبهات موجود و رایجی که در مورد دین وجود دارد را بررسی، و پاسخ مناسبی برای آن‌ها پیدا کنیم.

مسلم است که پاسخ‌ها ممکن است ناقص بوده و یا قانع‌کننده نباشند و یا حتا ایرادی به نحوهٔ استدلال آن‌ها وارد باشد. در مورد هر یک از پاسخ‌ها اگر سؤال و یا شبههٔ جدیدی برای‌تان ایجاد شد، آن‌ها را در ذیل همان مطلب عنوان کنید.

در صورت تمایل به همکاری یا ارائهٔ پیشنهاد، با ما تماس بگیرید.
جهت طرح مسائل حدیثی-دینی-اعتقادی خود اعم از پرسش از صحت و سقم یک حدیث یا شبهات اعتقادی خویش از طریق تلگرام میتوانید با یوزرنیم m26011438@ در ارتباط باشید.

مشترک خوراک (فید) شوید

حمایت می‌کنیم

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۵ مهر ۹۶، ۰۳:۴۰ - محمد
    سلام
برخی‌ها فکر می‌کنند که در اسلام و قوانین اسلام هر چه سختی و زحمت است برای زنان است و مردان هیچ زحمتی ندارند و راحت هستند و فقط باید به زنان دستور دهند؛ و زنان بدبخت نیز باید اجرا کنند.

در حالی که این توهمی بیش نیست و در اسلام چه مرد چه زن هر کدام وظایفی دارند و اختیاراتی. که در این باب در قسمت اول این سلسله مطالب در اینجا توضیحات مبسوطی را ارائه داده‌ایم.

در این قمست از سلسله مطالب نیز و در پاسخ به این سوال از زاویه‌ی دیگری به این مسأله می‌نگریم. در ابتدا جوابی کلی و مبنائی می‌دهیم که در سایر مباحث نیز کاربرد دارد و سپس خاصتا به همین بحث می‌پردازیم.

      1-    دنیا فقط جای امتحان است و همه چیز سوال امتحانی است

این دنیا کلا و مطلقا فقط و فقط امتحان و سوال امتحانی است نه چیز دیگری. در این دنیا به هیچکس هیچ چیزی داده نشده است. هر چه هست سوال امتحانی است و لاغیر.

اگر کسی زیبا است سوال امتحانی است؛ اگر زشت است سوال امتحانی است. اگر کسی فقیر است سوال امتحانی است؛ اگر پولدار است سوال امتحانی است. اگر کسی پدر و مادر خوش اخلاق و مهربان دارد سوال امتحانی است؛ اگر پدر و مادر بداخلاق دارد سوال امتحانی است. اگر کسی زود ازدواج کرد سوال امتحانی است؛ اگر دیر ازدواج کرد سوال امتحانی است؛ اگر تا آخر عمر ازدواج نکرد سوال امتحانی است. اگر فرزند خوب و صالح دارد سوال امتحانی است؛ اگر فرزند ناصالح دارد سوال امتحانی است؛ اگر فرزند ندارد سوال امتحانی است. اگر سالم است سوال امتحانی است؛ اگر مریض است سوال امتحانی است و ... . خلاصه در این دنیا هر چیزی سوال امتحانی است و در مقابل همه این سوالات امتحانی از ما جواب صحیح به این سوالات که همان جواب خدا پسند باشد را می‌خواند و لا غیر.

حال عرض می‌شود که زن بودن یا مرد بودن نیز سوال امتحانی است.

امّا پاسخ صحیح را از کجا بدانیم؟ از کجا بفهمیم که خدا چه عکس العملی را در مقابل امور دنیا، از جانب ما می پسندد؟

پاسخ صحیح تمام سوالات امتحانی ما تنها در یک منبع است که همان دین حقّ می باشد. دین حقّ نیز از دو بخش عقل و نقل تشکیل می شود. و مراد از نقل، قرآن کریم و احادیث رسول خدا(ص) و ائمه(ع) می باشد.

در دین خدا، هر چیزی حکم مخصوص به خود را دارد. لذا هر اتّفاقی برای ما رخ می دهد، باید ببینیم تکلیف شرعی ما در مقابل آن چیست؟ مثلاً اگر زن هستیم از جهت زن بودن خود تکلیف داریم؛ و اگر مرد هستیم، از آن جهت که مردیم باز تکالیفی داریم. اگر زیبارو هستیم، تکالیفی متناسب با قیافه ی زیبای خود داریم و اگر زیبا نیستیم تکالیفی دیگر داریم. اگر والدین ما بد اخلاق هستند، در برابر بد رفتاری آنها تکلیفی داریم؛ و اگر خوش اخلاق هستند باز متناسب با رفتارشان تکالیفی داریم. اگر بیمار شدیم در برابر بیماری تکلیفی داریم و اگر سالم هستیم، باز تکلیفی داریم. اگر کسی به ما ظلم نمود و ما توان دفاع داشتیم، تکلیفی داریم؛ و اگر توان دفاع نداشتیم، تکلیفی دیگر داریم. اگر کار خیری کرده ایم، در برابر این کار خودمان هم تکلیفی داریم؛ و اگر کار بدی کرده ایم، باز در رابطه با آن، تکلیفی داریم. اگر سیر هستیم تکلیفی داریم، و اگر گرسنه هستیم، تکلیفی دیگر داریم. و ... . دنیا فقط و فقط دار تکلیف است. لذا حتّی اگر کسی بد کرد و در مقابل آن، در همین دنیا عذاب شد، همین عذاب دنیایی هم خودش امتحان است؛ یعنی در مقابل همین عذاب هم باید ببیند تکلیف شرعی اش چیست؟

پس در دنیا، جز سوال امتحانی هیچ نیست؛ و پاسخ صحیح تمام سوالات امتحانی را هم باید در دین حقّ جستجو نمود. خودِ یافتن دین حقّ نیز سوال امتحانی است؛ یعنی عقل حکم می کند که انسان باید دین حقّ را بیابد و طبق آن زندگی کند.

حال اگر کسی کارهای خوبی کرد و در همین دنیا پاداشی گرفت، باید متوجّه بشود که آن پاداش، حقیقتاً پاداش نیست؛ بلکه آن نیز سوال امتحانی دیگری است؛ و اگر کارهای بد کرد و در همین دنیا، خدا او را تنبیه نمود، باز باید متوجّه باشد که آن تنبیه نیز خودش یک سوال امتحانی جدید است. حتّی اگر خوبی کرد و نتیجه ی بد گرفت یا بدی نمود و نتیجه ی خوب گرفت، باز در حال امتحان شدن است. اگر دعا نمود و مستجاب شد، سوال امتحانی است؛ و اگر دعا کرد و اثری ندید، باز هم در حال امتحان شدن است.

پس عاقل باید بداند که دنیا فقط و فقط جای امتحان است و بس. کسی غیر از این فکر کند، ابلیس کلاه بس گشادی سرش گذاشته است.

البته توجّه شود که در بین امتحانات الهی، گاه امتحانات بزرگ و تعیین کننده نیز وجود دارند؛ مثل موفقیّتهای بزرگ یا مصائب بزرگ یا حوادث بزرگ. مثلاً یک کارمند با هر مراجعی که روزانه برخورد دارد، در حال امتحان پس دادن است؛ امّا ممکن است یکی از آنها یک رشوه ی بسیار کلان پیشنهاد کند؛ که در این حالت، شخص با یک امتحان بزرگ مواجه شده است. اکثر سوالات امتحانی روزانه ی ما یک نمره ای هستند؛ امّا در طول زندگی، چند سوال پنج نمره ای و ده نمره ای و صد نمره ای و ... هم داریم؛ که پاسخ صحیح به آنها می تواند موجب جهش معنوی ما شود؛ و پاسخ غلط به آنها می تواند موجب مشروط شدن ما و یا حتّی مردودی ما شود.

امتحان بر تمام امور ما سایه انداخته است؛ تا آنجا که اگر سر بلند نمودیم و ماه را در آسمان دیدیم، آن نیز امتحان است. در این حال ممکن است کسی بگوید: عجبا، طبیعت چه کرده است؟ دیگر بگوید: شگفتا خدا چه کرده است؟ و سومی بگوید: خدایا تو را شکر که این منظره ی زیبا را نصیب ما کرده ای. ملاحظه می فرمایید که یک سوال است و سه جواب. اوّلی دانسته یا ندانسته کفر گفته، و خلقت ماه را به طبیعت نسبت داده نه به خدا. دومی خدا را حمد نموده امّا ناخودآگاه. امّا سومی با آگاهی توجّه نموده است به نعمت بودن ماه، و به خاطر این نعمت، خدا را شکر کرده است. اوّلی خلاف قرآن جواب داده؛ دومی مطابق قرآن جواب داده، امّا جوابش کامل نیست؛ امّا سومی دقیقاً طبق قرآن و جواب کامل داده است. چون در قرآن کریم، در اوائل سوره ی الرحمن، ماه و خورشید و ستارگان از نعمات شمرده شده اند؛ و طبق آیات قرآن کریم، شکر نعمت، لازم است.

1-   2-    آیا قوانین اسلام تمامی به نفع مردان و علیه زنان است؟!

با توجه به این مقدمه و مطالب قسمت اول این سلسله مطالب عرض می‌شود که هم مرد وظایفی دارد هم زن. و در قبالش نیز هم مرد اختیاراتی دارد هم زن.

اما چرا این پندار وجود دارد که زنها مشقت دارند و مردها خیلی راحت هستند؟!!! نمی‌دانم.

      3-    بخشی از زحمات و مشقت‌های مردان در اسلام

به عنوان مقدمه عرض می‌شود که این پندار زنهاست که تنها آنها مشقّت دارند؛ و الّا مردها نیز مشقّات خاصّ خودشان را دارند ؛ ولی مثل زنها مدام آنها را به رخ نمی کشند.

اصولا هر فرد و گروه و قشری در جامعه خیال می‌کند خودش از همه بیشتر دردسر و مشکل و بدبختی دارد. اما وقتی پای صحبت دیگرا نیز بنشیند می‌فهمد که دیگران نیز مشکلات فراوانی دارند و ممکن است گاه به این نتیجه برسد که اتفاقا خودش یکی از کم مشکل‌ترین‌هاست.

حال برای نمونه به اندکی از وظایف و سختی‌های مردان در اسلام اشاره می‌کنیم:

الف ـ خانمها مسئولیّت تأمین مخارج خانه را ندارند ولی مرد وظیفه ی شرعی دارد که مخارج اهل و عیالش را تأمین نماید. از نظر شرع ، زن حتّی مسئول شیر دادن به فرزند خود هم نمی باشد. لذا می تواند هزینه شیر دادن و نگهداری از نوزاد خویش را از شوهرش مطالبه نماید. کار خانه نیز وظیفه ی زن نیست. البته اینکه در عصر کنونی برخی افراد به این احکام عمل نمی کنند تقصیر خدا و شرع نیست بلکه خود مردم نمی خواهند اسلامی زندگی کنند.

حال زنان جامعه خود را جای یک مرد بگذارند که به حکم وظیفه ناچار است صبح تا شب جان بکند تا لقمه نانی کسب کند. ناچار است پیش کس و ناکس دست داراز کند و سر کج کند و منّت این و آن را بکشد و ... .

ب ـ دفاع از کشور و جهاد در راه خدا بر زنان واجب نیست ؛ ولی مردها وظیفه ی شرعی دارند که از کیان کشورشان دفاع کنند. لذا هر جوانی حدود دو سال سربازی می رود تا این وظیفه را انجام دهد. و البته اگر خدای نکرده جنگی شروع شود باز بر همه ی مردها  ـ چه سربازی رفته باشند و چه نرفته باشند ـ واجب شرعی است که از کیان اسلامی دفاع کنند. حال خودتان را تصوّر کنید که دو سال باید دور از شهر و دیار و والدینتان باید در گرما و سرما خدمت سربازی انجام دهید. آیا به نظر شما کار آسانی است؟ دو سال دوری از خانه ، در محیطی بسته ، دائماً گوش به فرمان و بله قربان گو ، بی خوابی و نگهابانی دادن ، آموزش دیدن و جان کندن ، غذای نامرغوب خوردن و قدرت انتخاب نداشتن در غذا و لباس و ... .

      4-    یک نمونه از سختی‌هایی که مردان مومن باید متحمل شوند

مردان مومن نیز با توجّه به ایمانشان سختی هایی را دارند که برای نمونه به مواردی از مشقّات مردان اشاره می کنیم تا ملاحظه فرمایید که اینها نیز بی مشقّت نیستند. البته قبل از این بیان باید گفته شود ، اساساً تکلیف هر شخص انسانی منحصر به فرد است ؛ و خداوند از هر کسی تنها همان تکلیفی را می خواهد که شکوفا کننده ی خود اوست. لذا اگر تکلیف شخص الف را از شخص ب بخواهد ، محال است تکاملی برای حاصل شود.

مردها از نظر تمایلات جنسی ، اکثر اوقات نیازمند برآورده شدن هستند ؛ به نحوی که اگر متدیّن نباشند ، روزی نخواهد بود که در صدد برآوردن نیاز جنسی خود نباشند ؛ حال یا از طریق همسرشان یا با شیوه های نامشروع. این صرف ادّعا نیست ؛ بلکه حسّ شخصی خودمان به عنوان یک مرد از یک طرف ، و تحقیقات روانشنانسان از طرف دیگر ، نشان می دهد که مردها هر روز محتاج آنند که نیاز جنسی آنها برآورده شود. افراد غیرمتدیّن از این بابت مشکلی ندارند و با هر روش مشروع و نامشرعی شده نیاز خود را برآورده می سازند. امّا افراد متدیّن ، چون نمی توانند از راههای نامشروع مثل خودارضایی استفاده نمایند ؛ لذا تا زمان ازدواج ، همواره مانند گرسنه ای هستند که غذایی به چنگ نمی آورند. و آنگاه که ازدواج نمودند ، تماماً وابسته به همسرشان هستند ؛ و بدبختانه اکثر زنان نیز متوجّه غلیان شهوت مردان نیستند ؛ و از طرف دیگر ، مردان مومن نیز نمی خواهند زیاد مزاحم همسرانشان شوند. لذا مجبورند تا جایی که امکان تحمّل دارند صبوری پیشه نمایند. البته تجربه نشان داده که هر اندازه نیز این مطلب را به زنها توضیح دهند متوجّه مشکل حادّ مردان نمی شوند. این مشکل برای مردها به قدری جدّی است و زنها چنان از این مشکل مردها بی خبرند که خداوند متعال از راه وجوب اطاعت زن از مرد ـ در امور زناشویی ـ به داد مردها رسیده است. البته اگر زنهای مومن این تکلیف را جدّی بگیرند.

نکته‌ی قابل توجه این است که تکالیف الهی، حکایت از حقایق بیرونی می کنند ؛ و با عالم تکوین ، تطابق دارند. خداوند متعال اگر یک بار به والدین امر کند که فرزندان خود را محترم دارید ، دهها بار فرزندان را امر می کند که والدین را احترام نمایید. چرا؟ چون والدین در این خصوص ، نیازی به توصیه ندارند. والدین به طور طبیعی خود را وقف فرزندانشان می کنند ؛ امّا فرزندان نسبت به والدین ، چنین نیستند. لذا لازم است که مدام و به صورت جدّی مورد امر قرار گیرند. از این جهت است که خداوند متعال ، اطاعت از والدین را فرزندان ، واجب نموده است. در روابط بین زن و مرد نیز همین قاعده حاکم است. اگر خداوند متعال زن را امر نموده که خواستهای جنسی شوهر را بی معطّلی برآورده سازد ؛ و این امر را مهمّترین وظیفه ی زن نسبت به شوهر دانسته ، بیانگر واقعیتی بیرونی است ؛ یعنی نیاز جنسی مرد ، چنان جدّی است که اگر زن ، آن را نادیده بگیرد ، عوارض ناگواری برای مرد و خانواده خواهد داشت. آمارها نیز نشان می دهند که یکی از بزرگترین عوامل طلاق ، نارضایتی مردان از زنان است ، در امور زناشویی. البته این عامل ، معمولاً خود در قالب یک بهانه ی دیگر نمودار می سازد. بسیاری از بداخلاقی های مردان و افسردگی های آنها نیز ریشه در همین گرسنگی جنسی آنها دارد.

حال اگر به این حکم الهی در باب روابط زناشویی نظر نمایید و آن قاعده ی تطابق تشریع با تکوین را مورد ملاحظه قرار دهید ، خواهید یافت که اکثر مردان مومن ، از این ناحیه ، چه فشارهای روانی بزرگی را تحمّل می نمایند.

      5-    یک نمونه‌ی دیگر

مردان مومن ، هم به صورت سرشتی و طبیعی ، هم به دستور شرع ، بر خود واجب می دانند که صبح تا شب ، جان بکنند تا بتوانند مسکن و پوشاک و خوراک همسر و فرزندانشان را تهیّه نمایند ؛ حال آنکه شرعاً بر زن واجب نیست که کار کند. خودِ کار کردن در چلّه ی زمستان و کوره ی تابستان ، مشقّت کمی نیست. امّا مشقّت بزرگتر این است که صبح تا شب زیر بار هر کس و ناکس بروی ؛ و هر روز از این و آن دستور بشنوی و بله قربان بگویی. کسی از ظریفی پرسید: آیا مردها هم حیض می بینند؟ گفت: بلی آنگاه که صاحبخانه جوابت کرده ، عائله نان می خواهد ، زن شماتت می کند ، فرزند اخم کرده که چرا فلان چیز را نخریدی و صاحبکار مزدتت را نمی دهد ، حتماً دچار حیض خواهی شد.

از جمله دعاهایی که از مردها زیاد شنیده می شود ، این دعاهاست: «خدایا هیچ مردی را شرمنده ی اهل و عیال نکن!» ؛ «خدایا! هیچکس را متجاج کس و ناکس نکن!». وقتی زن و فرزند از مرد چیزی می خواهند و مرد توان تهیّه ندارد ، شاید زنان ندانند که مردان چه می کشد. چنان دردی روانش را می آزارد که صدبار از درد زایمان بدتر است. و با تمام این احوال ناچار است درد خود را پنهان نماید. این گونه دعاها ، که از مردان شنیده می شود ، در حقیقت بازگویه ی آن درد درونی است.

      6-    یک مشکل بزرگتر

به همان اندازه که زنها به طور طبیعی راحت می توانند مشکلاتشان را بازگو کنند و شکایت نمایند ، به همان اندازه نیز مردها نمی توانند چنین کنند. برای زنها خیلی راحت است که خود را بدبخت جلوه دهند و به اندک مشکلی ناله نمایند ؛ امّا مرد حتّی زمانی که گرفتار مصائب بزرگ هم می شود ، نمی تواند به این راحتی اظهار بدبختی کند. چون احساس می کند که فروریختن او مساوی است با فروریختن خانواده اش. البته این احساسی ناخودآگاه و سرشته شده در طبیعت اوست. لذا ناله نکردن مردها را به حساب بی درد بودنشان نگذاریم.

به عنوان یک مرد ، حرف برای گفتن از مشکلات مردان زیاد دارم ؛ امّا به همین اندک بسنده می کنم ؛ و فقط توصیه می نمایم که زنها خیال نکنند که مردها مشکلات ندارند. ما انسانها عادت کرده ایم که خود را دردمند و دیگران را بی درد بدانیم. حال آنکه همگان مشکلات دارند.

      7-    بشر هر مشقتی را تحمل کند اجر دارد

بشر هیچ مشقّتی را تحمّل نمی کند مگر اینکه اجر دارد ؛ به شرط آنکه خداوند متعال را متّهم ننماید. بیماری اجر دارد ؛ و کفّاره ی گناهان محسوب می شود. در روایات تصریح شده که هنگام زایمان ، گناهان زن فرو می ریزند چنان که در پاییز برگ از درختان فرو می ریزد. البته حقّ الناس و آن قسم حقّ الله که قضا و کفّاره دارد ، حسابش جداست. باز روایت است که اگر زنی در حال زایمان بمیرد ، اجر شهید فی سبیل الله دارد. شیر دادن به فرزند ، احسان است. برخی عوام خیال می کنند تکلیفِ افزونتر ظلم است ؛ حال آنکه تکلیف افزون ، کمال افزون در پی می آورد. لذا برخی از امور که بر ما مستحبّ هستند برای اهل بیت (ع) واجب بودند ؛ نظیر نماز شب. در روایات ، تصریح شده که اگر کسی نقص عضو دارد یا ضعفی دارد یا بیماری دارد ، روز قیامت در برابر آن عوض دریافت خواهد نمود.پس نفرمایید که مشقّات ناشی از نوع خلقت ، هیچ کمالی در پی ندارد.

یا برای مثال در زمینه حجاب باید عرض شود حجاب یک واجب شرعی است ؛ و تا یک خانم حجاب دارد ، در حال عبادت می باشد و ثواب می برد ؛ و هر چه حفظ حجاب مشکلتر باشد طبیعی است که اجر بیشتری در پی دارد. حال قضاوت فرمایید یک پسر که با دو چرخه به مدرسه می رود بیشتر بهره دارد یا یک دختر با حجاب که سوار اتوبوس شده به مدرسه می رود. اگر هدف را ندانیم و مادّی فکر کنیم و از آخرت و ابدیّت صرف نظر کنیم ، آن پسر بیشتر حال کرده است. امّا اگر هدف را بدانیم و مادّی فکر نکنیم و از آخرت و ابدیّت صرف نظر نکنیم آنگاه تصدیق می کنیم که آن پسر تنها مدرسه رفته است ؛ امّا آن دختر باحجاب در حال عبادت به مدرسه رفته است. امروز دنیا چندان معلوم نمی کند که کدام یک سود کرده اند ؛ امّا وقتی نامه های اعمال را گشودند و همه خود را محتاج یک عمل صالح دیدند تا نجاتشان دهد ، آن موقع معلوم می شود که چه کسی سود برده و چه کسی زیان کرده است.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۷/۲۷
محمد

نظرات  (۷)

آخ آخ جیگرم کباب شد که انقدر مسئولیت شما مردها سخته و کمرشکنه. چقدرم که شما اهل شب تا صبح جون کندن و جهاد در راه خدا و پول دادن به زن در برابر انجام کار خونه هستید. شماها فقط یاد گرفتید بخورید و بخوابید و محض خالی نبودن عریضه یه کمی هم کار کنید که اونم اگه فرصتی دست بده با خانم های دیگه لاس میزنید و دنبال صیغه و خانم بازی حلال هستید و عقده هاتونم سر خانم خونه خالی میکنید
لازم نکرده شما به فکر نامه اعمال ما باشید. ما دوست داریم حجاب مورد علاقه خودمونو داشته باشیم و به شما هم هیچ ربطی نداره. در ضمن مرد واقعی زیر سنگ قبرستونه الان دیگه مردی با مشخصات مردانگی وجود نداره. زن های الان در این زمانه ی قحط الرجال، خودشون دارن جور مسئولیت های مردانه رو میکشن و مرد زندگی خودشون شدن.
پاسخ:
ایضا زن واقعی
مطالبتون از نظر اسلام کاملا صحیحه واگر هر زن وشوهری واقعا به وظایف خودشون عمل کنند زندگی بهشت میشه
۲۵ شهریور ۹۲ ، ۰۳:۰۵ عاشق اهل معرفت
احسنت درود بر شما 
اونجاش رو خیلی حال کردم که گفتی زنا از اندک مشکلی ناله میکنن و خودشون رو بدبخت جلوه میدن اما مردا هر چه قدر مشکل داشته باشن غرورشون اجازه نمیده که از این جلف بازی ها در بیارن 
البته خواهرانی که همه ی مردان را از یک قماش دانسته اند لابد  در منزل با چنین پدران یا برادرانی برخورد کرده اند که همه ی مردها را اینطور میبینند وصد البته هر حانمی پدری داره که اولین الگوی مردانگی در زندگی او می باشد

ببخشید معترضین عزیز!

شما تا حالا با چند تا مرد برخورد داشتید که همه رو با یه چشم می بینید؟

این خیلی مودبانه اش بود!

سلام.
اجازه هست بگذارم خانواده برتر؟یا خودتون زحمتش رو بکشین؟
لینک
پاسخ:
سلام
مشکلی نیست
لینک رو قرار بدید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی