برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۱، ۰۷:۴۳ ب.ظ

مطالبی در مورد حقوق زنان در اسلام، قسمت ششم-آیا ملاصدرا زنان را حیوان می‌داند؟

مطالبی در مورد حقوق زنان در اسلام، قسمت ششم-آیا ملاصدرا زنان را حیوان می‌داند؟

ما در این پست می‌خواهیم درباره جمله معروفی از ملاصدرا -فیلسوف بزرگ اسلامی- که تصور می‌شود طبق آن مطلب زنان از منظر ملاصدرا حیوان هستند صحبت کنیم.

اما قبل از ورود به بحث باید بگوئیم نظرات هر کسی برای خود اوست ؛ ملاصدرا نه پیغمبر اسلام است نه امام آن. لذا حمله نمودن به اسلام یا مذهب شیعه با استناد به قول یکی از پیروان آن ، نهایت بی انصافی است.

حرف یک فرد آن هم نه در کتاب عقائد بلکه در کتابی فلسفی که علمی برون دینی است، ربطی به مذهب چندان ندارد.

با این توضیح ابتدا اصل مطلب ملاصدرا سپس ترجمه آن و سپس توضیحات مربوطه را ارائه می‌کنیم.

اصل کلام ایشان اینچنین است:

«الفصل (14) فی عنایته تعالى فی خلق الأرض و ما علیها لینتفع بها الإنسان‏

...

و منها تولد الحیوانات المختلفة

وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ* بعضها للأکل وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَکُمْ فِیها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ و بعضها للرکوب و الزینة وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوها وَ زِینَةً و بعضها للحمل وَ تَحْمِلُ أَثْقالَکُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ و بعضها للتجمل و الراحة وَ لَکُمْ فِیها جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ و بعضها للنکاح  وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً»

جناب صدرا در این فصل منافع زمین را می شمارد و از جمله می فرماید: «از منافع آن (زمین) است تولّد حیوانات مختلف » و شروع می کند به شمردن اقسام حیوانات از حیث منافعشان و می رسد به آنجا که « و بعضها للنکاح  وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً » یعنی بعضی از حیوانات برای نکاح می باشند ؛ خداوند متعال می فرماید: و خدا قرار داد از خودتان برای شما جفتهایی.

حال کسی که از این جمله این برداشت را کند که از منظر ملاصدرا، زنان در حد حیوانات است؛ یا از جهلش نسبت به اصطلاحات فلسفه و معنی آن و خلط معنی فلسفی و منطقی «حیوان» و معنای عرفی آن است.

در اصطلاح منطقی و فلسفی انسان عبارت است از «حیوان ناطق» یعنی همگی ما انسانها –چه مرد چه زن- حیوان هستیم. تعریف منطقی «حیوان» نیز عبارت است از «جسم نامی متحرک» یعنی جسمی که رشد می کند و توانائی حرکت دارد.

این تعریف منطقی و فلسفی انسان بود. اما اگر در کوچه و خیابان به کسی گفته شود حیوان این را توهین به خودش تلقی می کند. و البته حق هم دارد. چون در خیابان کسی معنای منطقی حیوان مد نظرش نیست.

همچنانکه «حیوان» گفتن در کوچه و خیابان توهین است؛ اگر کسی در یک کتاب علمی نیز حیوان را به معنی عرفی‌اش در نظر گرفت این از مصادیق مغالطه است.

این نکته‌ی اول.

نکته‌ی دوم اینکه از کجای کلام صدرا استفاده می کنید که منظور ایشان زنان هستند و نه مرد و زن هر دو باهم؟!! ایشان کجای این کلام تصریح نمودند که مقصودشان از این قسم حیوان ، زنان می باشند؟!! اینکه بسیاری از فارسی زبانان واژه ی نکاح را آمیزش مرد با زن معنی می کنید دلیل می شود که این واژه حقیقتاً نیز همین معنی را بدهد؟!! مگر فقط مرد با زن نکاح می کند؟ زن هم با مرد نکاح می کند. مگر فقط مرد از زن لذّت می برد؟! زن نیز از مرد لذّت می برد.

جناب صدرا نکاح را به معنی آمیزش جنسی به کار برده اند ؛ و  آمیزش امری دو طرفه است ؛ نه اینکه فقط مرد با زن آمیزش کند. مگر می شود که مرد با زن آمیزش جنسی داشته باشد ولی در همان لحظه آن زن نیز با آن مرد آمیزش جنسی نداشته باشد؟!! «ما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُون ـــ شما را چه می شود ؛ چگونه داروی می کنید؟!» 

لذا طبق کلام جناب صدرا ، زن حیوانی است که مرد با او آمیزش می کند و مرد نیز حیوانی است که زن با وی آمیزش می نماید. یعنی این از آن لذّت جنسی می برد و آن نیز از این. آیه ای هم که جناب صدرا شاهد آوردند دقیقاً همین معنا را افاده می کند. چون در آیه ی شریفه فرمود: «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً» ؛ خطاب در آیه به انسان است نه به مرد. چون قرآن برای انسان نازل شده نه برای مردان. منظور از زوج نیز همسر است نه زوجه. خداوند متعال زن را زوج مرد قرار داده و مرد را زوج زن.

اما ملاهادی سبزواری یکی دیگر از فیلسوفان نیز در شرح این کلام ملاصدرا به بیراهه رفته. و «حیوان» را به معنی عرفی‌اش گرفته نه به معنی فلسفی و منطقی.

اینجا نیز اصل مطلب ایشان را می‌آوریم. ایشان می‌گوید:

«فی ادراجها فی سلک الحیوانات ایماء لطیف الی ان النساء لضعف عقولهن و جمودهن علی ادراک الجزئیات و رغبتهن الی زخارف الدنیا، کدن ان یلتحقن بالحیوانات الصامته حقا و صدقاً، اغلبهن سیرتهن الدواب و لکن کساهن صوره الانسان لئلایشمئز عن صحبتهن و یرغب فی نکاحن و من هنا غلب فی شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم علیهن فی کثیر من الاحکام کالطلاق و النشوز و ادخال الضرر علی الضرر.ــــــ اینکه صدرالدین شیرازی زنان را در عدد حیوانات در آورده است اشاره لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و ادراک جزئیات و میل به زیورهای دنیا، حقاً و عدلاً در حکم حیوانات زبان بسته اند. و اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها متنفر نشوند و در نکاح با آنان رغبت بورزند و به همین دلیل در شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و… بر زنان چیرگی داده…»

ایشان نیز متأسفانه رگ فارسی شان مثل خیلی دیگر از افراد کرده بوده است ؛ لذا به معنی درست کلمات عربی توجّه نکرده اند بخصوص آیه ی شاهد را نادیده گرفته اند. لذا دقیقاً همان بی دقّتی را کرده اند که خیلی‌های می‌کنند. لذا اساساً توضیحات جناب ملاهادی سبزواری ربطی به کلام صدرا ندارد ؛ و امر بر ایشان نیز مشتبه شده است. و البته بشر غیر معصوم ممکن الخطاست.

البته سخن ایشان ـ اگرچه ربطی به سخن صدرا ندارد ـ ولی فی حدّ نفسه سخن درستی است. چون ایشان به نحو کلّی حکم نداده اند بلکه فرموده اند که اکثر زنان ـ نه همه ی آنها ـ به سبب ضعف عقل و جمود در ادراک جزئیّات و میل شدید به زخارف دنیا ، در حکم حیوانات صامت ( غیر ناطق) می باشد.

ایشان حیوان را به دو گروه کرده ؛ حیوان ناطق و حیوان صامت. حیوان ناطق یعنی حیوان عاقل و حیوان صامت یعنی غیر عاقل. آنگاه فرموده که اکثر زنها به خاطر ضعف عقل و غلبه ی ادراک حسّی و خیالی و توجّه به امور زوال پذیر دنیوی شایسته تر است که ناطق بالقوّه و صامت بالفعل خوانده شوند.

لذا ناسزا گویی ایشان به اکثر زنان ـ برخلاف تصوّر عزیز ما ـ در واژه ی حیوان نیست ؛ بلکه در فصلی است که ایشان به اکثر زنان داده است.

امّا نظر قرآن کریم:

خداوند متعال اکثر مردم دنیا را ـ اعمّ از زن و مرد ـ حیوان صامت بالفعل و حیوان ناطق بالقوّه دانسته است. چون اکثر مردم دنیا ـ اعمّ از مرد و زن ـ اهل تعقّل نیست بلکه اهل حسّ و خیال و ظنّ می باشند ؛

«وَ ما یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً  ــــ و بیشتر آنها، جز از گمان  پیروى نمى‏کنند؛ همانا گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نیاز نمى‏سازد »(یونس:36) ؛

و فرمود:

«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ ــــ بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که تعقّل نمى‏کنند»(الأنفال:22).

از منظر خداوند متعال آن موجودی که بالقوّه عقل دارد وای تعقّل نمی کند ، بالفعل جنبنده (حیوان) صمّ بکم است و بالقوّه حیوان ناطق. چون منظور از نطق ، نطق ناشی از عقل است نه نطق ناشی از قوّه ی خیال. چون سخنی که از قوّه ی خیال برمی آید یا با به مدد قوّه ی خیال شنیده می شود ، ظنّ و گزافه است نه حکمت و یقین. اکثر مردم نیز صبح و شب مشغول این گونه سخنانند و کم هستند کسانی که اشتغال به معقولات داشته باشند. اگر در کسی قوّه عقل حاکم بود او عقلی می بیند ، عقلی می شنود ، عقلی سخن می گوید ، عقلی می خورد ، عقلی آمیزش می کند ؛ و ... . لذا تمام کارهای او می شوند کارهای انسان ؛ یعنی همان حیوان ناطق. امّا اگر در کسی قوّه خیال حکومت نمود ، او خیالی و جزئی می بیند ، خیالی و جزئی می شنود ، خیالی و جزئی سخن می گوید ، خیالی و جزئی می خورد ، خیالی و جزئی آمیزش می کند ؛ و ... . لذا تمام کارهای او می شوند کارهای حیوان صامت. باز توجّه شود که منظور از حیوان صامت ، «حیوان صامت بالعقل و ناطق بالخیال» می باشد. لذا این گونه افراد حتّی اگر کلام حکیم را هم بشنوند ، عوامانه می فهمند نه حکیمانه. اینها تنها پوسته ی سخن را می شنوند نه قشر آن را ؛ چون اولوالالباب نیستند. بر همین اساس بود که حکیم محض فرمود:

«وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْکَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ کانُوا لا یَعْقِلُونَ  ــــ گروهى از آنان، به سوى تو گوش فرامى‏دهند ؛ آیا تو مى‏توانى سخن خود را به گوش کران برسانى، در حالی که تعقّل نمی کنند؟! »(یونس:42) ؛

یعنی آنکه عاقلانه گوش نمی کند ، او با گوش حیوان صامت می شنود نه با گوش حیوان ناطق. لذا جناب مولوی فرمود: «گوش خر بفروش دیگر گوش خر ـــ کین سخن را درنیابد گوش خر » ؛ و خداوند متعال فرمود:

«وَ مَثَلُ الَّذینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُون‏ ــــ ( ای پیامبر) مَثَل(تو در دعوت) کافران، بسان کسى است که(حیوانات) را صدا مى‏زند؛ ولى آنها چیزى جز سر و صدا نمى‏شنوند. اینها کر و لال و نابینا هستند؛ پس تعقّل نمی کنند.»(البقرة:171) ؛

یعنی همانند حیوانات صامت که سامعه و باصره و ناطقه ی عقلی ندارند اینها نیز از این قوّه محرومند. و مثل دیگر حیوانات صامت ، مغز سخن را در نمی یابند.

پس به حقیقت اکثر انسانها بالقوّه حیوان ناطق می باشند و بالفعل حیوان صامت اند. امّا سهم زنان در این باره بیشتر است. چرا که ضعف عقول کلّی نگر و غلبه ی حسّ و خیال جزئی نگر در این صنف بیشتر است.

سخن آخر:

«... فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏ ـــــ پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها صاحبان خرد ناب هستند» (الزمر:18)

حکیم ملاصدرا و امثال او نه ادّعای نبوّت دارند نه ادّعای امامت ؛ لذا سخنشان اگر نادرست است مربوط می شود به نقص خودشان ؛ و اگر درست است ، ریشه در شریعت دارد. اینکه از یک دریا اسفار بگردیم و به پندار خودمان یک نقص پیدا کنیم و آن را عَلم نماییم دور از انصاف بوده طریقه ی عبادالله نیست.

از گفتار حکیمان ظاهر آن را دیدن هنر نیست ؛ اگر أُولُوا الْأَلْباب‏ باشیم بنده ی خداییم و لایق بشارت. أُولُوا الْأَلْباب اوّلاً عاقلانه می شنوند و مغز را می یابند. ثانیاً دنبال بهترینها می گردند نه اینکه از یک مجموعه ی عظیم حکمتها دنبال نقصها بگردند. ثالثاً هر سخن را نیز تا حدّ امکان سعی می کنند به بهترین وجهش تفسیر نمایند. نه آنها بخواهند برداشت خودشان را اغراض خودشان را بر سخن گوینده تحمیل کنند. همان گونه که سخن خدا ، محکم و متشابه دارد ، سخن انبیاء و اولیاء و علما نیز محکم و متشابه دارد. و تمسّک که متشابهات ، طریقه «فی‏ قُلُوبِهِمْ زَیْغ» است نه طریقه ی «أُولُوا الْأَلْباب».



نوشته شده توسط محمد
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

برهان

قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏ /البقرة ۱۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم

در این وب‌نوشت سعی بر این داریم که شبهات موجود و رایجی که در مورد دین وجود دارد را بررسی، و پاسخ مناسبی برای آن‌ها پیدا کنیم.

مسلم است که پاسخ‌ها ممکن است ناقص بوده و یا قانع‌کننده نباشند و یا حتا ایرادی به نحوهٔ استدلال آن‌ها وارد باشد. در مورد هر یک از پاسخ‌ها اگر سؤال و یا شبههٔ جدیدی برای‌تان ایجاد شد، آن‌ها را در ذیل همان مطلب عنوان کنید.

در صورت تمایل به همکاری یا ارائهٔ پیشنهاد، با ما تماس بگیرید.
جهت طرح مسائل حدیثی-دینی-اعتقادی خود اعم از پرسش از صحت و سقم یک حدیث یا شبهات اعتقادی خویش از طریق تلگرام میتوانید با یوزرنیم m26011438@ در ارتباط باشید.

مشترک خوراک (فید) شوید

حمایت می‌کنیم

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۵ مهر ۹۶، ۰۳:۴۰ - محمد
    سلام

مطالبی در مورد حقوق زنان در اسلام، قسمت ششم-آیا ملاصدرا زنان را حیوان می‌داند؟

ما در این پست می‌خواهیم درباره جمله معروفی از ملاصدرا -فیلسوف بزرگ اسلامی- که تصور می‌شود طبق آن مطلب زنان از منظر ملاصدرا حیوان هستند صحبت کنیم.

اما قبل از ورود به بحث باید بگوئیم نظرات هر کسی برای خود اوست ؛ ملاصدرا نه پیغمبر اسلام است نه امام آن. لذا حمله نمودن به اسلام یا مذهب شیعه با استناد به قول یکی از پیروان آن ، نهایت بی انصافی است.

حرف یک فرد آن هم نه در کتاب عقائد بلکه در کتابی فلسفی که علمی برون دینی است، ربطی به مذهب چندان ندارد.

با این توضیح ابتدا اصل مطلب ملاصدرا سپس ترجمه آن و سپس توضیحات مربوطه را ارائه می‌کنیم.

اصل کلام ایشان اینچنین است:

«الفصل (14) فی عنایته تعالى فی خلق الأرض و ما علیها لینتفع بها الإنسان‏

...

و منها تولد الحیوانات المختلفة

وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ* بعضها للأکل وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَکُمْ فِیها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ و بعضها للرکوب و الزینة وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوها وَ زِینَةً و بعضها للحمل وَ تَحْمِلُ أَثْقالَکُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ و بعضها للتجمل و الراحة وَ لَکُمْ فِیها جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ و بعضها للنکاح  وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً»

جناب صدرا در این فصل منافع زمین را می شمارد و از جمله می فرماید: «از منافع آن (زمین) است تولّد حیوانات مختلف » و شروع می کند به شمردن اقسام حیوانات از حیث منافعشان و می رسد به آنجا که « و بعضها للنکاح  وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً » یعنی بعضی از حیوانات برای نکاح می باشند ؛ خداوند متعال می فرماید: و خدا قرار داد از خودتان برای شما جفتهایی.

حال کسی که از این جمله این برداشت را کند که از منظر ملاصدرا، زنان در حد حیوانات است؛ یا از جهلش نسبت به اصطلاحات فلسفه و معنی آن و خلط معنی فلسفی و منطقی «حیوان» و معنای عرفی آن است.

در اصطلاح منطقی و فلسفی انسان عبارت است از «حیوان ناطق» یعنی همگی ما انسانها –چه مرد چه زن- حیوان هستیم. تعریف منطقی «حیوان» نیز عبارت است از «جسم نامی متحرک» یعنی جسمی که رشد می کند و توانائی حرکت دارد.

این تعریف منطقی و فلسفی انسان بود. اما اگر در کوچه و خیابان به کسی گفته شود حیوان این را توهین به خودش تلقی می کند. و البته حق هم دارد. چون در خیابان کسی معنای منطقی حیوان مد نظرش نیست.

همچنانکه «حیوان» گفتن در کوچه و خیابان توهین است؛ اگر کسی در یک کتاب علمی نیز حیوان را به معنی عرفی‌اش در نظر گرفت این از مصادیق مغالطه است.

این نکته‌ی اول.

نکته‌ی دوم اینکه از کجای کلام صدرا استفاده می کنید که منظور ایشان زنان هستند و نه مرد و زن هر دو باهم؟!! ایشان کجای این کلام تصریح نمودند که مقصودشان از این قسم حیوان ، زنان می باشند؟!! اینکه بسیاری از فارسی زبانان واژه ی نکاح را آمیزش مرد با زن معنی می کنید دلیل می شود که این واژه حقیقتاً نیز همین معنی را بدهد؟!! مگر فقط مرد با زن نکاح می کند؟ زن هم با مرد نکاح می کند. مگر فقط مرد از زن لذّت می برد؟! زن نیز از مرد لذّت می برد.

جناب صدرا نکاح را به معنی آمیزش جنسی به کار برده اند ؛ و  آمیزش امری دو طرفه است ؛ نه اینکه فقط مرد با زن آمیزش کند. مگر می شود که مرد با زن آمیزش جنسی داشته باشد ولی در همان لحظه آن زن نیز با آن مرد آمیزش جنسی نداشته باشد؟!! «ما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُون ـــ شما را چه می شود ؛ چگونه داروی می کنید؟!» 

لذا طبق کلام جناب صدرا ، زن حیوانی است که مرد با او آمیزش می کند و مرد نیز حیوانی است که زن با وی آمیزش می نماید. یعنی این از آن لذّت جنسی می برد و آن نیز از این. آیه ای هم که جناب صدرا شاهد آوردند دقیقاً همین معنا را افاده می کند. چون در آیه ی شریفه فرمود: «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً» ؛ خطاب در آیه به انسان است نه به مرد. چون قرآن برای انسان نازل شده نه برای مردان. منظور از زوج نیز همسر است نه زوجه. خداوند متعال زن را زوج مرد قرار داده و مرد را زوج زن.

اما ملاهادی سبزواری یکی دیگر از فیلسوفان نیز در شرح این کلام ملاصدرا به بیراهه رفته. و «حیوان» را به معنی عرفی‌اش گرفته نه به معنی فلسفی و منطقی.

اینجا نیز اصل مطلب ایشان را می‌آوریم. ایشان می‌گوید:

«فی ادراجها فی سلک الحیوانات ایماء لطیف الی ان النساء لضعف عقولهن و جمودهن علی ادراک الجزئیات و رغبتهن الی زخارف الدنیا، کدن ان یلتحقن بالحیوانات الصامته حقا و صدقاً، اغلبهن سیرتهن الدواب و لکن کساهن صوره الانسان لئلایشمئز عن صحبتهن و یرغب فی نکاحن و من هنا غلب فی شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم علیهن فی کثیر من الاحکام کالطلاق و النشوز و ادخال الضرر علی الضرر.ــــــ اینکه صدرالدین شیرازی زنان را در عدد حیوانات در آورده است اشاره لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و ادراک جزئیات و میل به زیورهای دنیا، حقاً و عدلاً در حکم حیوانات زبان بسته اند. و اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها متنفر نشوند و در نکاح با آنان رغبت بورزند و به همین دلیل در شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و… بر زنان چیرگی داده…»

ایشان نیز متأسفانه رگ فارسی شان مثل خیلی دیگر از افراد کرده بوده است ؛ لذا به معنی درست کلمات عربی توجّه نکرده اند بخصوص آیه ی شاهد را نادیده گرفته اند. لذا دقیقاً همان بی دقّتی را کرده اند که خیلی‌های می‌کنند. لذا اساساً توضیحات جناب ملاهادی سبزواری ربطی به کلام صدرا ندارد ؛ و امر بر ایشان نیز مشتبه شده است. و البته بشر غیر معصوم ممکن الخطاست.

البته سخن ایشان ـ اگرچه ربطی به سخن صدرا ندارد ـ ولی فی حدّ نفسه سخن درستی است. چون ایشان به نحو کلّی حکم نداده اند بلکه فرموده اند که اکثر زنان ـ نه همه ی آنها ـ به سبب ضعف عقل و جمود در ادراک جزئیّات و میل شدید به زخارف دنیا ، در حکم حیوانات صامت ( غیر ناطق) می باشد.

ایشان حیوان را به دو گروه کرده ؛ حیوان ناطق و حیوان صامت. حیوان ناطق یعنی حیوان عاقل و حیوان صامت یعنی غیر عاقل. آنگاه فرموده که اکثر زنها به خاطر ضعف عقل و غلبه ی ادراک حسّی و خیالی و توجّه به امور زوال پذیر دنیوی شایسته تر است که ناطق بالقوّه و صامت بالفعل خوانده شوند.

لذا ناسزا گویی ایشان به اکثر زنان ـ برخلاف تصوّر عزیز ما ـ در واژه ی حیوان نیست ؛ بلکه در فصلی است که ایشان به اکثر زنان داده است.

امّا نظر قرآن کریم:

خداوند متعال اکثر مردم دنیا را ـ اعمّ از زن و مرد ـ حیوان صامت بالفعل و حیوان ناطق بالقوّه دانسته است. چون اکثر مردم دنیا ـ اعمّ از مرد و زن ـ اهل تعقّل نیست بلکه اهل حسّ و خیال و ظنّ می باشند ؛

«وَ ما یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً  ــــ و بیشتر آنها، جز از گمان  پیروى نمى‏کنند؛ همانا گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نیاز نمى‏سازد »(یونس:36) ؛

و فرمود:

«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ ــــ بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که تعقّل نمى‏کنند»(الأنفال:22).

از منظر خداوند متعال آن موجودی که بالقوّه عقل دارد وای تعقّل نمی کند ، بالفعل جنبنده (حیوان) صمّ بکم است و بالقوّه حیوان ناطق. چون منظور از نطق ، نطق ناشی از عقل است نه نطق ناشی از قوّه ی خیال. چون سخنی که از قوّه ی خیال برمی آید یا با به مدد قوّه ی خیال شنیده می شود ، ظنّ و گزافه است نه حکمت و یقین. اکثر مردم نیز صبح و شب مشغول این گونه سخنانند و کم هستند کسانی که اشتغال به معقولات داشته باشند. اگر در کسی قوّه عقل حاکم بود او عقلی می بیند ، عقلی می شنود ، عقلی سخن می گوید ، عقلی می خورد ، عقلی آمیزش می کند ؛ و ... . لذا تمام کارهای او می شوند کارهای انسان ؛ یعنی همان حیوان ناطق. امّا اگر در کسی قوّه خیال حکومت نمود ، او خیالی و جزئی می بیند ، خیالی و جزئی می شنود ، خیالی و جزئی سخن می گوید ، خیالی و جزئی می خورد ، خیالی و جزئی آمیزش می کند ؛ و ... . لذا تمام کارهای او می شوند کارهای حیوان صامت. باز توجّه شود که منظور از حیوان صامت ، «حیوان صامت بالعقل و ناطق بالخیال» می باشد. لذا این گونه افراد حتّی اگر کلام حکیم را هم بشنوند ، عوامانه می فهمند نه حکیمانه. اینها تنها پوسته ی سخن را می شنوند نه قشر آن را ؛ چون اولوالالباب نیستند. بر همین اساس بود که حکیم محض فرمود:

«وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْکَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ کانُوا لا یَعْقِلُونَ  ــــ گروهى از آنان، به سوى تو گوش فرامى‏دهند ؛ آیا تو مى‏توانى سخن خود را به گوش کران برسانى، در حالی که تعقّل نمی کنند؟! »(یونس:42) ؛

یعنی آنکه عاقلانه گوش نمی کند ، او با گوش حیوان صامت می شنود نه با گوش حیوان ناطق. لذا جناب مولوی فرمود: «گوش خر بفروش دیگر گوش خر ـــ کین سخن را درنیابد گوش خر » ؛ و خداوند متعال فرمود:

«وَ مَثَلُ الَّذینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُون‏ ــــ ( ای پیامبر) مَثَل(تو در دعوت) کافران، بسان کسى است که(حیوانات) را صدا مى‏زند؛ ولى آنها چیزى جز سر و صدا نمى‏شنوند. اینها کر و لال و نابینا هستند؛ پس تعقّل نمی کنند.»(البقرة:171) ؛

یعنی همانند حیوانات صامت که سامعه و باصره و ناطقه ی عقلی ندارند اینها نیز از این قوّه محرومند. و مثل دیگر حیوانات صامت ، مغز سخن را در نمی یابند.

پس به حقیقت اکثر انسانها بالقوّه حیوان ناطق می باشند و بالفعل حیوان صامت اند. امّا سهم زنان در این باره بیشتر است. چرا که ضعف عقول کلّی نگر و غلبه ی حسّ و خیال جزئی نگر در این صنف بیشتر است.

سخن آخر:

«... فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏ ـــــ پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها صاحبان خرد ناب هستند» (الزمر:18)

حکیم ملاصدرا و امثال او نه ادّعای نبوّت دارند نه ادّعای امامت ؛ لذا سخنشان اگر نادرست است مربوط می شود به نقص خودشان ؛ و اگر درست است ، ریشه در شریعت دارد. اینکه از یک دریا اسفار بگردیم و به پندار خودمان یک نقص پیدا کنیم و آن را عَلم نماییم دور از انصاف بوده طریقه ی عبادالله نیست.

از گفتار حکیمان ظاهر آن را دیدن هنر نیست ؛ اگر أُولُوا الْأَلْباب‏ باشیم بنده ی خداییم و لایق بشارت. أُولُوا الْأَلْباب اوّلاً عاقلانه می شنوند و مغز را می یابند. ثانیاً دنبال بهترینها می گردند نه اینکه از یک مجموعه ی عظیم حکمتها دنبال نقصها بگردند. ثالثاً هر سخن را نیز تا حدّ امکان سعی می کنند به بهترین وجهش تفسیر نمایند. نه آنها بخواهند برداشت خودشان را اغراض خودشان را بر سخن گوینده تحمیل کنند. همان گونه که سخن خدا ، محکم و متشابه دارد ، سخن انبیاء و اولیاء و علما نیز محکم و متشابه دارد. و تمسّک که متشابهات ، طریقه «فی‏ قُلُوبِهِمْ زَیْغ» است نه طریقه ی «أُولُوا الْأَلْباب».

نظرات  (۲۱)

حرومی خدا خودش نگفته زن ناقص العقله اونوقت تو از خودت حکم صادی میکنی؟ ما اگه میخواستیم مثل شماها باشیم که فقط با یه جاتون فکر میکنید، الان دنیا کن فیکون شده بود
با سلام
شطحات فلاسفه و برخی علما و فقها ربطی به اصل اسلام ندارد ولی توجیه شما هم برای کسی که پس و پیش این متن را بخواند و کلام بقیه علما را ببیند توجیهی متعصبانه نسبت به ملاصدرا و بی فایده است.
اینکه ملا صدرا دارد در مورد انواع استفاده از حیوانات می گوید و "بعضها للنکاح " را دقیقا بین بعضها للحمل و بعضها للملابس قرار داده کاملا واضحه که منظورش چیه و منظورش حیوان منطقی نیست بلکه حیوان حیوانه ! و بقیه هم حرفش را اینطور فهمیدن. از جمله خود ملا هادی.
حرف ملا هادی هم خودش به تنهایی یک مصیبته.
به نظرم در جواب به این حرف اگر فقط به سه پاراگراف نخست اکتفا بکنید بهتره. جز معصوم کسی نماینده تام اسلام نیست.

۰۱ بهمن ۹۱ ، ۱۰:۲۶ دکتر محمد ایرانمنش
اولا خداوند در قرآن کریم بارهاتصریح فرموده که "جعل لکم من انفسکم ازواجا"یعنی "همسرانی از جنس خودتان" یعنی مرد وزن از جنس همند.بنابراین تصور حیوان بودن زن از هرکس باشد خلاف اسلام وخلاف صریح قرآن است.ثانبا خیلی تعجب آور است که هم توضیحات وهم حتی خود شبهه یا سوال اینقدر بی دقت است.ملا صدرا دارد آیه "وبث فیها من کل دابه "را توضیح میدهد."دابه"به معنی جنبنده است و بر هر موجود زنده متحرک اعم از انسان وحیوان صدق می کند.خداوند دارد دراین آیه به همه جنبندگان زمین اشاره می فرماید که شامل انسانها وحیوانات میشود.بنابراین در موقع توضیح آیه وذکر مثال برای آن باید هم از انسانها وهم حیوانات نام برد وملاصدرای بیچاره هم همین کار را کرده است یعنی بعد از ذکر نمونه های حیوانی "دابه"، انسان ها راکه همسران هستند ذکر کرده واستشهاد هم کرده به آیه  شریفه ای که میفرماید "من انفسکم ازواجا" یعنی از جنس خود شما یعنی انسان.چطور ممکن است با این ترتیب منظور ملاصدرا حیوان بودن زن باشد؟باز یادآوری می کنم که آیه اشاره به "جنبندگان" زمین داردنه حیوانات،وملا صدرا هم دارد انواع آنهارا بیان می کند. کج فهمی عجیب وغریب ملا هادی سبزواری از این سخن، ربطی به دین اسلام وملا صدرا ندارد و ظاهرا سبزواری می خواسته حرف شخصی خودش را در دهن دین وحکیم مشهوری از گذشتگان بگذارد.

برادر شما خودتم اینکاره نیستی

بگو ببینم چقدر فلسفه منطق خوندی که در موردش اظهار نظر می کنی؟!!!

نمونه جالبش تعریف منطقی انسان!

برو یه سری به تعریف منطقی انسان بینداز که اگه هم بحث می کنی درست بحث کنی!

ببخشید اشتباها نوشتم تعریف انسان منظور تعریف منطقی حیوان بود

جسم نام حساس متحرّک بالاراده

پاسخ:
میشه بفرمائید کجاش ما بی انصافی کردیم و کجا بی طرفی رو رعایت نکردیم؟
۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۰:۰۸ عبد من عباد الله
ملا صدرا یک غلطی کرده در کنار صدها غلط دیگر
سبزواری کذلک
این آقایی که اینطور به جای اینکه سنگ قرآن و اهل بیت رو به سینه بزنه به صورت مفتضحی می خواد غلط ملاصدرا را توجیه بکنه از هر دو اونها بدتر .
من دانشجوی دکتری در علوم انسانی هستم و سال هاست که مغالطه ها و تحریف های فلاسفه در باره دین روح و روانم رو آزار می ده
الحمد لله که امروز کلامی از صدرا دیدم که برای عوام الناس هم ثابت می کنه که چقدر این آدم خطا و اشتباه در حرفهاش هست .
به خدا فقهایی که این فلاسفه رو تکفیر کردن، بی دلیل و بی جا نبوده
حرفهاشون در باب عقاید دینی خیلی از این حرف عرفی و غلطش غلط تر و دردناک تر هست که دنیاییه برای خودش
سلام علیکم

عزیزی که اسم سایتتون رو هم گذاشتین برهان :) خدمتتون عرض کنم که ، طرفداری یک جانبه از جناب کاکوی شیرازی نه اجر دنیوی براتون داره نه اجر اخروی ، پس نمیدونم چرا بی خود و بی جهت امثالهم وقتی بهتون میگیم که این جنابان (فلاسفه و عرفا) رو از دین خدا و شریع محمد (ص) جدا کنین به شماها بر می خوره و در پی طرفداری از اونها بر میاید!!
عزیز من اگر ملاهادی فیلسوفه و اون شرح رو داده شما دیگه چی کاره اید؟؟
اگر نظر ایشون از حیوان ، همان حَیَوان فلسفه است چرا  این کاکوی شیرازی میگن که حشر حیوانات از نظر شرع مسلم است. ?!!?
و باز هم به قول خودشون طبق سخن قرآن، همسانی رفتار حیوان و انسان در زندگی هدفمند گواه این سخن است.
ایشون به پیروی از افلوطین، حیوانات را به دو دسته تقسیم کرده است: حیواناتی که تنها از ادراک حسی برخوردارند و حیواناتی که افزون بر آن از قوه خیال نیز برخوردار می­شوند.
ایشون معتقدند که تنها گروه دوم، پس از مرگ با حفظ تمایز شخصی خود، حشر دارند.

----------
اما این مساله که شما می فرمایید ، غیر مسلمانان از این سخن کاکوی شیرازی و ملاهادی گمان به نظر کل اسلام در خصوص زن می برند باید عرض کنم که سخت در اشتباهید ، دین خدا صاحب داره ، صاحبش هم میدونه چی کار کنه.
در ضمن همین دین فقیه داره ، عالم داره ، هیچ نیازی هم به امثال صدرالمتالهین و محی الدین و مولوی و غیره و ذلک نیست که خودشون رو عالم دین بدونند .
همون غربی ها از خواجه نصیرالدین طوسی به عنوان عالم دین تشیع تجلیل می کنن و روز ولادت ایشون رو روز جهانی مهندس میکنن ، خواجه نصیرالدینی که قبرش ورودی حرم حضرت امام صادق سلام الله هست ، ایشون و امثال شیخ مرتضی و شیخ مفید و شیخ صدوق و شیخ بهایی و شیخ کلینی عالم دین ما هستند ، نه این جنابان که در زمان حیاتشان هم مورد طرد علمای به نام هم بوده اند.
انقدر به خاطر دین ، اینها رو طرفداری نکنید ، دین خودش صاحب داره برادر.
اگر طرفداری می کنید ، ربطش به دین و اهل بیت ندید.
یا علی
سلام فقط  بگم خدا بحق این ماه مبارک  خیر دنیاو اخرتشو به نویسنده و ارایه دهنده ی اینجور مطالب  که رفع شبهه میکنن
عطا کنه و در پناه خودش و امامش با سربلندی حفظ کنه
و توفیق خدمت بیشتر و بهتر به دینش و امامش و بندگانش عطا کنه
رویتان سفید آبروتان پایدار
و رضای حق گوارایتان

تاجایی که من می دونم ملاصدرا هم مفسر قرآنه هم عالم دینی هم مورد تایید شیخ بهایی و ...  تازه حکمت متعالیه ایشون که پر است از الهامات قرآنی و نهج البلاغه وسخنان ائمه که در حوزه های علمیه رشد ونمو یافته و بزرگانی چون امام خمینی وعلامه طباطبایی و... احیاش کردن . تازه بحثهاش کاملا عقلی وبر مبنای حقایق مسلمه است و کسی که هنوز تشخیص نمی ده که انسان هم نوعی حیوان است چگونه ادعای نقد داره


سلام...این ایه قران که خداوند میفرماید "جعل لکم من انفسکم ازواجا"یعنی "همسرانی از جنس خودتان برایتان افرید"  فصل الخطاب تمام شبهات است....یعنی مرد وزن از جنس همند و تمام.....به توضیح و تفسیری هم نیازی نیست....دکتر ایرانمنش خیلی خوب توضیح دادن.....
هر کسی که به حرف حق و قران گوش نده مصداق این ایه است...
وَ مَثَلُ الَّذینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُون..چه مرد باشه و چه زن......
حالا هر کی هر حرفی زده و هر ناکسی هر بداشتی کرده به خودش مربوزه...اما اصل فرموده ی خداست.....


یعنی اگه زن فطرتا حیوان به معنی مذمومش باشه...پس طبق ایه قران مرد هم حیوان است.....اگه انکار کنی...ایه قران رو انکار کردی......پس زیاد بحث نکنید...فطرتا یکی هستن...اما اینکه انسان چه مرد و چه زن به طرف خدا و به راه خدا بره یه حرفه و یا به راه شیطان بره و بشه اسفل السافلین و بدتر از حیوان ...یه حرف دیگه است.......چه مرد و چه زن...اگه کافر و غیر خدایی باشه میشه از حیوان پست تر....صم بکم الذین لا یعقلون.....یعنی همین...
تمام ایات قران و دستورات اسلام به نفع بشریت و انسانیت است....حالا هر کسی برداشت شخصی و منفعتی میکنه از اسلام اون دیگه به اسلام ربطی نداره....مردها در طول سالیان دراز ان قسمتهایی از ایات را برداشته و مانور داده اند که به نفع خودشان بوده و جهت بهره برداری هاشون استفاده کردن....والا ایات زیادی هست که خداوند حقوق زنها ورو به صراحت بیان کرده و به مردی که این حقوق رو رعایت نکنه وعده ی عذاب داده...
این چیزارو مردا نگفتن و عمل نکردن ...به دین خدا ربطی نداره.....اما ضرر رسوندن به دین...چون زنها و مردم به دین اسلام بدبین شدن و فکر میکنن دینی است در جهت منافع مردها...در صورتی که ائمه که به معنای واقعی به دین عمل میکردن رفتار و گفتارشون اصل قضیه رو نشون میده...........
 سلام تا قلم به دست مردان است وضع بانوان محترم اینگونه است. بانوان در طول تاریخ
به خاطر امنیتی که مردان از آنها گرفته اند هیچگاه نتوانستند تمام
استعدادهای خود را شکوفا کنند و به جرم اینکه همیشه از همه چیز محروم بودند
 به چهارپایان منسوب شده اند. باید بگویم انسان در دو حالت از دایره عقل
خارج است اول در حالت بچگی که خوب و بد را تشخیص نمی دهد دوم در حالتی
مافوق عقل که به آن عشق می گویند. بانوان شامل حالت دوم هستند و به خاطر
همین مسئله بدون توجه به لفاظی های مردانه در طول تاریخ علی رغم تمام
محدودیتهایی که به خاطر زندگی در کنار مردان دارند مسئولیت تربیت و بزرگ
کردن مردان را داشته و عاشقانه اینکار را انجام داده اند.مقام عشق مقام
اخلاص است که از عقل حسابگر خارج شده. ملا صدراها و سبزواری ها هنوز خیلی
مانده است که خاک کف پای زنی باشند که مخلصانه بار عظیم پرورش انسانی را
بدون چشم داشت بدوش بکشند. اینها به نظر من لفاظی هایی است که اگر از نظر
روانشناسی به آنها پرداخته شود متوجه خواهید شد که ریشه در عقدهای روانی
اینگونه افراد خود بزرگ بین داردکه متاسفانه به خاطر اینکه می توانند لفاظی
 کنند نظرات بیمار خود را به صورتی که می بینید ارائه می دهند. اینها جزو
افرای هستند که در قیامت با عنوان قتیل العبارات محشور خواهند شد. باتشکر  
  
دوستان عزیز به نظر من وقت آن رسیده است که این افراد و نظرات آنها را به زباله دانی تاریخ بفرستیم روزگاری نظریه هیات بطلمیوسی نظر حاکم بر نجوم بود که الان دانش نشان داده است که کاملا غلط می باشد. درمورد زنان نیز با پیشرفت علم چیزهای شگرفی یافت شده که به نقش  موثر زنان در حوزه ساخته شدن یک فرداشاره میکند در قدیم فکر می کردند که پدر در تولید مثل و ایجاد نطفه موثر است و مادر فقط آن نطفه را در شکم خود بزرگ می کند.  در مورد ژنتیک الان مشخص شده که نصف کرومزم های میلیارها سلول بدن از ژنم مادر است و شگفت انگیزتر از آن اینکه این میلیاردها سلول دارای ماده ای ژنتیکی به نام سیتوپلاسم است که کاملا از تخمک مادر به ارث می رسد چون اسپرم فاقد سیتوپلاسم است این به این معناست که بخش اعظم سلولهای بدن هر فرد کپی سلولهای مادر اوست این را علاوه کنید به ماده ژنتیکی که در طول چندین سال شیر خوردن از بدن مادر جدا شده و به فرزندان به ارث می رسد که ما حکم آن را در قران با خواهر و برادران رضاعی می توانیم ببینیم.اگر ملاصدرا و ملاهادی می دانستند که بیش از 70 درصد ژنتیک آنها از مادر است اینگونه زنان را چهارپا خطاب نمی کردند چون در اینصورت باید به چهارپا بودن خود نیز اذعان می کرند و به جای فلسفه بافی  به چرای علف می رفتند. یا در مورد عادت ماهانه زنان که علم به طور دقیق جزئیات آنرا مشخص کرده و پیچیدگی بدن زن را نسبت به مرد نشان داده البته اگر بخواهم حکمت عادت ماهانه زنان را بنویسم باید وارد مباحث خاصی بشوم که در حوصله این بحث نیست فقط سربسته بگویم که اسرار ربوبی که فقط در مورد بارداری و عادت ماهانه شدن زنان به کار رفته خیلی شبیه به مراحل سلوک عملی است که مثلا فردی مثل مولانا  و شیخ اشراق آن را طی کرده اند زنان حتی برای رسیدن به مدارج سیر و سلوک و ریاضت نفس نیاز به راه مردانه ندارند مثلا گفتن ذکر فراوان و یا روزه های سخت, شب بیداری و نخوابیدن چون خود بدن زن با انقباض و انبساطی که در اثر بارداری و عادت ماهانه تحمل می کند خود به خود  او را به سلوک عملی و ریاضت نفس چه بخواهد و چه نخواهد وارد می کند چیزی که مردان باید با ریاضت از خارج بدن برای نفس خویش ایجاد کنند زنان از درون آن ریاضت را دارند.خلاصه اینکه مسائل پنهانی در مورد زنان چه از نظر علمی و چه حکمی وجود دارد که با افشای آن در زمان حکومت امام زمان ع و تغییر قوانین در مورد زنان جهان از حالت مردانه خارج و به سوی کمال خود یعنی تعادل پیش خواهد رفت. به امید آن روز من الله توفیق
سلام آقامحمد..اینجام که مورد بیمهری قرار گرفتی..
واقعا تبریک میگم..عزمت وجزم کردی اسلام سنتی رو تو دنیای مدرن جا بندازی....برو به زندگیت برس که خربزه آبه..ببخشید البته.....
محمد از قلبها وارد میشود...راه قلب و پیدا کن....
پاسخ:
سلام
سلام آقامحمد..اینجام که مورد بیمهری قرار گرفتی..
واقعا تبریک میگم..عزمت وجزم کردی اسلام سنتی رو تو دنیای مدرن جا بندازی....برو به زندگیت برس که خربزه آبه..ببخشید البته.....
محمد از قلبها وارد میشود...راه قلب و پیدا کن....
پاسخ:
سلام
مرسی جواب دادی..داشتم ناامید میشدم..
نظر دو تا ملا دوزاری چه اهمیتی داره. ملا چی هست که نظرش چی باشه. 
ای ملا هادی  و ملا صدرای کافر احمق اگر خدا  به گفته ملاهادی زنان را که حیوان هستند مثل انسان آفریده تا مردان مشمئز نشوند باید بگویم که خداوند مردان را که  دیوهای زشت کرداری بوده اند را مثل انسان آفرید که زنان از نزدیکی با آنها مشمئز نشوند. خوبه همه جنایتکارهای حیوان صفت  و دیو صفت مرد هستند. این اخلاق مردهاست که همیشه دستشون را پیش میگیرن تا پس نیفتن.مقدس جلوه دادن مردان در عین پستی شگرد مردان است. 
جای تاسف داره که علمای دین و آقایان هنوز که هنوز است تلاش میکنند که این اباطیل را توجیه کنند!!اخه ملاهادی معصوم بود یا ملاصدرا؟ هیچکس پیدا نشد بگه که شما با این اراجیف و تفاسیر ناقص دارید به بی بی دو عالم توهین میکنید,هیچکدام رگ غیرتشان به جوش نیامد و جایی که باید تو دهن این نظر ملاصدرا میزدند همه خفقان گرفتند و با بی انصافی تمام از  ملاصدرا و ملاهادی دفاع کردند و سعی کردند توجیه ودلیل عقلی برایش پیدا کنند. اون دنیا باید جواب حضرت زینب و بانوان عظیم الشان  اسلام را بدهند. ننگ بر این مرام پوچ مردسالار
پاسخ:
بی بی دو عالم س و ائمه ع و نادری از زنان و مردان دیگر جزء استثنائات هستند و نباید آنها را وارد این مباحث کرد.
سلام,اتفاقا باید آنها را وارد کرد تا افکار جامد بکار بیافتد که اگر بزرگان چه مرد و چه زن به عنوان الگو معرفی شدند برای این است که هر دو وجه انسانی الگو ومسیری از جنس خود برای کمال را در دسترس داشته باشد,اگر بخواهیم آنها راکاملا استثنا کنیم در حقیقت چیزی دور از دسترس ساختیم که ربطی به زندگی مردم ندارد,....جایی که افلاطون در چند هزار سال پیش زن و مرد را دو انسان و دارای توانایی های ارزشمند میداند, این فلاسفه به اصطلاح دست پرورده اسلام  بدون توجه با ماهیت الگوهایی که خداوند برای تعقل و تفکر عموم قرارداده,  خواسته و یا ناخواسته به چنین  نتایج شبهه برانگیز و بدور از دین رسیدند, شما دیگه چرا !!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی